روایتی از اربعینهای انقلاب اسلامی -28
اربعینی که الگو شد (پاورقی)
از جمله مجروحان آن روز سید رحیم صفوی بود... اگر موضوع لو میرفت، به طور قطع او را دستگیر میکردند و به احتمال بسیار زیاد اعدام میشد.1 سید کاظم شریعتمداری در بین قشر قابل توجهی از مردم و روحانیان آذربایجان، از پایگاه دیرینهای برخوردار بود و موضع سازشکارانهاش در دل بستن به اجرای قانون اساسی در نظام سلطنتی، واهمه فاصله گرفتن حرکت مردمی تبریز از مواضع انقلابی و قاطعانه حضرت امام را در بین برخی از پیروان معظمله، پدید آورده بود.
Research@kayhan.ir
محسن حسینی نهوجی
حضرت امام که با تیزهوشی و شم سیاسی قوی هر آفتی را از سر راه نهضت اسلامی دفع میکردند، طی شدیداللحنترین پیام آن دوران، تظاهرات گسترده و عمومی سراسری ملت ایران را به مثابه رفراندوم خلع شاه از سلطنت اعلام و کارتر را به عنوان یکی از غارتگران مخازن ملتهای مظلوم و نوید پیروزی به ملت ایران، و در خواست وحدت کلمه برای دفاع از اسلام و حفظ احکام حیاتبخش آن و استقلال کشور و قطع ایادی اجانب، موجب گردید پیگیری و تلاش گسترده روحانیت متعهد و دانشجویان مؤمن و متعهد برای شعلهور نگهداشتن مشعل انقلاب اسلامی با قیام مؤمنان انقلابی و شجاع تبریز در اربعین شهدای قم، تبریز به الگویی برای سایر شهرها تبدیل شد.
37 سال قبل در مورد وقایع 29 بهمن تبریز، آقا سیدیحیی صفوی، با تحمل درد و جراحت میگفت: ملت مسلمان ایران با تجاربی که از وقایع مشروطه و رویدادهای پس از آن، به دست آورده بود و براساس اعتقاد به خدا، پیامبر اکرم، قرآن مجید و ولایت ائمه اطهار علیهمالسلام و مرجعیت شیعه به خوبی آموخته بود که به چه حرکت و قیامی اعتماد و از چه حرکتهایی اجتناب نماید. ایرانی شیعه به برکت محرم و صفر از مکتب حضرت سیدالشهدا(ع) درس گرفته بود که چه بیرقی شایستگی دنبالهروی دارد. پیوستن به یک جنبش و انقلاب هزینه دارد. این هزینه ممکن است سلامتی، زندگی و جان و مال فرد گرونده به انقلاب باشد. در مکتب عاشورا حتی نوجوان کاروان وقتی متوجه میشود که کاروان چه سرنوشتی دارد از اباعبدالله سؤال میکند آیا ما به حق هستیم و آنگاه که با پاسخ مثبت روبرو میشود مشتاقانه به استقبال شهادت میشتابد.
در ایران حرکتهایی که صبغه مذهبی نداشته و در رأس آن یک عالم صالح عادل حضور نداشته از پایگاه مردمی برخوردار نبوده است. حتی حرکتی چون تحصن و تظاهرات سه روزه طلاب در 17 خرداد 54 به علت عدم ارتباط دقیق و شناخته شده با مرکزیت روحانیت متعهد، علیرغم خلوص و فداکاری آنان، با بیتفاوتی مردم مواجه گردید و نصب پارچه قرمز بر فراز کتابخانه و سیاهنماییهای رژیم دست نشانده مزید بر علت شد.
در طول چند ماه پیاپی، اتفاقات متعددی به وقوع پیوست. نویسندگان با نام و نشانی علیه اختناق موجود، اعتراضنامه و شکایتنامه و نامههای سرگشاده انفرادی و گروهی نگاشتند. اعتراض و تظاهرات در دانشگاهها، گردهمآیی روشنفکران در شب شعرهای کانون نویسندگان در ده شب، سخنرانیهای اعضای آن کانون در دانشگاه صنعتی و اعتصاب نشسته 24 و 25 آبان و تظاهرات آرام مردم و هجوم مزدوران شاه و قتل چند دانشجو و اعتراض و تظاهرات در دانشگاه تهران و بازار، حرکتهای معترضانهای بود که قبل از حوادث قم رخ داد، ولی چرا بازتابی فراتر از اظهار تاسف نداشت و موجی در میان اقشار مختلف مردم ایجاد نکرد و به فراموشی سپرده شد؟ و چرا قیام 19 دی در قم آن چنان فراگیر شد و سپس از تبریز سردرآورد؟
مسلم است وقتی توده مردم نه کانون را میشناسند و نه از پیشینه و نیت و صداقت و جهت فکری آنان باخبرند، با سخنرانی و دعوت آنان، جان و مال و هستی خود را در معرض خطر قرار نمیدهند تا خسرالدنیا و الاخره شوند. اما در پدیده 19 دی قم، مردم یک شهر همگام با علماء دینی و طلاب، احساس تکلیف نموده، با ایمان راسخ با آگاهی و بصیرت به دفاع از اسلام و دفاع از پرچم برافراشته مبارزه علیه طاغوت آنچه را که داشتند، جانشان، مالشان، فرزندانشان را برداشتند و در پاسخ به اطلاعیه خداوند که« ان الله اشتری من المومنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه یقاتلون فی سبیل الله فیقتلون و یقتلون وعدا علیه حقا فی التوراه و الانجیل و القرآن» به عمل و اقدام به موقع دست زدند و خونشان در راه خدا بر روی آسفالت خیابان قم ریخته شد. اما با مکر و حیله جلوی حرکت مسالمتآمیز مومنان را سد کردند تا فریاد مظلومیت و حقانیتشان به گوش سایر مردم و سایر ملل نرسد. و یمکرون و یمکرالله و الله خیرالماکرین (انفال 30) وقتی دشمن با قدرت ظاهری و تا بن دندان مسلح، مومنین را مورد ظلم قرار داد،جبهه عظیم جهاد و مبارزه حق و باطل آشکار شد. الذین امنوا یقاتلون فی سبیلالله و الذین کفروا یقاتلون فی سبیل الطاغوت وقتی چنین عرصه نبردی پیش آید، بدیهی است آنان که از ایمان عمیق و راسخ، غیرت دینی، شجاعت و بصیرت و موقعیتشناسی و عمل صالح و وفاداری به پیمان باخدا برخوردارند، بیتفاوت نمیمانند.
منابع در دفتر روزنامه موجود است
محسن حسینی نهوجی
حضرت امام که با تیزهوشی و شم سیاسی قوی هر آفتی را از سر راه نهضت اسلامی دفع میکردند، طی شدیداللحنترین پیام آن دوران، تظاهرات گسترده و عمومی سراسری ملت ایران را به مثابه رفراندوم خلع شاه از سلطنت اعلام و کارتر را به عنوان یکی از غارتگران مخازن ملتهای مظلوم و نوید پیروزی به ملت ایران، و در خواست وحدت کلمه برای دفاع از اسلام و حفظ احکام حیاتبخش آن و استقلال کشور و قطع ایادی اجانب، موجب گردید پیگیری و تلاش گسترده روحانیت متعهد و دانشجویان مؤمن و متعهد برای شعلهور نگهداشتن مشعل انقلاب اسلامی با قیام مؤمنان انقلابی و شجاع تبریز در اربعین شهدای قم، تبریز به الگویی برای سایر شهرها تبدیل شد.
37 سال قبل در مورد وقایع 29 بهمن تبریز، آقا سیدیحیی صفوی، با تحمل درد و جراحت میگفت: ملت مسلمان ایران با تجاربی که از وقایع مشروطه و رویدادهای پس از آن، به دست آورده بود و براساس اعتقاد به خدا، پیامبر اکرم، قرآن مجید و ولایت ائمه اطهار علیهمالسلام و مرجعیت شیعه به خوبی آموخته بود که به چه حرکت و قیامی اعتماد و از چه حرکتهایی اجتناب نماید. ایرانی شیعه به برکت محرم و صفر از مکتب حضرت سیدالشهدا(ع) درس گرفته بود که چه بیرقی شایستگی دنبالهروی دارد. پیوستن به یک جنبش و انقلاب هزینه دارد. این هزینه ممکن است سلامتی، زندگی و جان و مال فرد گرونده به انقلاب باشد. در مکتب عاشورا حتی نوجوان کاروان وقتی متوجه میشود که کاروان چه سرنوشتی دارد از اباعبدالله سؤال میکند آیا ما به حق هستیم و آنگاه که با پاسخ مثبت روبرو میشود مشتاقانه به استقبال شهادت میشتابد.
در ایران حرکتهایی که صبغه مذهبی نداشته و در رأس آن یک عالم صالح عادل حضور نداشته از پایگاه مردمی برخوردار نبوده است. حتی حرکتی چون تحصن و تظاهرات سه روزه طلاب در 17 خرداد 54 به علت عدم ارتباط دقیق و شناخته شده با مرکزیت روحانیت متعهد، علیرغم خلوص و فداکاری آنان، با بیتفاوتی مردم مواجه گردید و نصب پارچه قرمز بر فراز کتابخانه و سیاهنماییهای رژیم دست نشانده مزید بر علت شد.
در طول چند ماه پیاپی، اتفاقات متعددی به وقوع پیوست. نویسندگان با نام و نشانی علیه اختناق موجود، اعتراضنامه و شکایتنامه و نامههای سرگشاده انفرادی و گروهی نگاشتند. اعتراض و تظاهرات در دانشگاهها، گردهمآیی روشنفکران در شب شعرهای کانون نویسندگان در ده شب، سخنرانیهای اعضای آن کانون در دانشگاه صنعتی و اعتصاب نشسته 24 و 25 آبان و تظاهرات آرام مردم و هجوم مزدوران شاه و قتل چند دانشجو و اعتراض و تظاهرات در دانشگاه تهران و بازار، حرکتهای معترضانهای بود که قبل از حوادث قم رخ داد، ولی چرا بازتابی فراتر از اظهار تاسف نداشت و موجی در میان اقشار مختلف مردم ایجاد نکرد و به فراموشی سپرده شد؟ و چرا قیام 19 دی در قم آن چنان فراگیر شد و سپس از تبریز سردرآورد؟
مسلم است وقتی توده مردم نه کانون را میشناسند و نه از پیشینه و نیت و صداقت و جهت فکری آنان باخبرند، با سخنرانی و دعوت آنان، جان و مال و هستی خود را در معرض خطر قرار نمیدهند تا خسرالدنیا و الاخره شوند. اما در پدیده 19 دی قم، مردم یک شهر همگام با علماء دینی و طلاب، احساس تکلیف نموده، با ایمان راسخ با آگاهی و بصیرت به دفاع از اسلام و دفاع از پرچم برافراشته مبارزه علیه طاغوت آنچه را که داشتند، جانشان، مالشان، فرزندانشان را برداشتند و در پاسخ به اطلاعیه خداوند که« ان الله اشتری من المومنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه یقاتلون فی سبیل الله فیقتلون و یقتلون وعدا علیه حقا فی التوراه و الانجیل و القرآن» به عمل و اقدام به موقع دست زدند و خونشان در راه خدا بر روی آسفالت خیابان قم ریخته شد. اما با مکر و حیله جلوی حرکت مسالمتآمیز مومنان را سد کردند تا فریاد مظلومیت و حقانیتشان به گوش سایر مردم و سایر ملل نرسد. و یمکرون و یمکرالله و الله خیرالماکرین (انفال 30) وقتی دشمن با قدرت ظاهری و تا بن دندان مسلح، مومنین را مورد ظلم قرار داد،جبهه عظیم جهاد و مبارزه حق و باطل آشکار شد. الذین امنوا یقاتلون فی سبیلالله و الذین کفروا یقاتلون فی سبیل الطاغوت وقتی چنین عرصه نبردی پیش آید، بدیهی است آنان که از ایمان عمیق و راسخ، غیرت دینی، شجاعت و بصیرت و موقعیتشناسی و عمل صالح و وفاداری به پیمان باخدا برخوردارند، بیتفاوت نمیمانند.
منابع در دفتر روزنامه موجود است