اخبار ویژه
فشار به روحانی برای درگیر شدن در پرونده سران فتنه
یک اندیشکده آمریکایی میگوید روحانی از سرکوب آشوبهای خیابانی سال 78 حمایت کرد.
سوزان مالونی در پایگاه اینترنتی اندیشکده بروکینگز مدعی شد آزمون واقعی روحانی نه در توانایی یا عدم توانایی دستیابی به توافق هستهای در سیاست خارجی بلکه تمرکز روی مسائل داخلی و از جمله حقوق مخالفان سیاسی است.
این تحلیلگر آمریکایی بدون اشاره به رسواییهای دولت متبوعش در زندانهای مخفی گوانتانامو و ابوغریب و دهها زندان مشابه دیگر در اروپا و آسیا مینویسد: زندان اوین نماد خشونت همیشگی مورد تایید و حمایت جمهوری اسلامی است کسانی امید داشتند با روی کار آمدن روحانی، موضوع زندانیان و حقوق بشر تغییر کند اما تاکنون شاهد اقدام چندانی نبودهایم. موسوی و کروبی همچنان به خاطر برانگیختن اپوزیسیون در حصر هستند. آنها با نهادهای تئوکرات (مذهبی) تاوان سنگینی پرداختند.
مالونی با بیان این مطلب که روحانی خود یک منتقد احمدینژاد بود اما، مسئله حقوق بشر هیچگاه در دستور کار مبارزه او قرار نداشت، افزود: وی در مقام دبیر شورای عالی امنیت ملی سرکوب اعتراضات در سال 1999 (1378) را در دانشگاه تهران تایید کرد و به منظور جلوگیری از هرگونه ابراز همدردی آشکار با جنبش موسوم به «فتنه»، با دقت و هوشیاری، فضای به مثابه میادین مین سیاسی پس از انتخابات 2009 را پشت سر گذاشت و همچنان از طرح درخواست آشکار آزادی موسوی و کروبی طفره میرود.
در ادامه این تحلیل آمده است: معلوم نیست روحانی در قمار سیاست خارجی و چالش هستهای موفق شود اما آزمون واقعی او در سیاست داخلی است نه توافق یا عدم توافق هستهای با غرب(!)
در همین حال خبرگزاری آلمان در تحلیلی نوشت روحانی این روزها به خاطر اهمیت ندادن به موضوع حصر موسوی و کروبی از سوی برخی اصلاحطلبان نظیر خاتمی مورد انتقاد قرار دارد. خاتمی در این باره گفته که از دولت روحانی انتظار میرفت کشور کمتر امنیتی اداره شود.
شگرد چند لایه برای تخریب و سانسور منتقدان دولت
رئیسجمهور تصریح کرد: آنچه من میفهمم این است که کشور با تقابل نمیتواند در دنیا موفق باشد و راه این دولت راه تعامل سازنده با دنیاست، اما وقتی ما حرف از تعامل سازنده میزنیم، میگویند میخواهید با دنیا بسازید؟ نخیر، پس میخواهیم در برابر دنیا خنجر بکشیم.
روحانی که در مراسم معرفی اساتید نمونه سخن میگفت، اظهار داشت: آنچه من میفهمم این است که راه تقابل با دنیا نمیتواند راه موفقیت باشد، من از اول گفتم راه این دولت، تعامل سازنده با دنیاست، تا میگوییم تعامل سازنده میگویند میخواهید با دنیا بسازید؟ نخیر میخواهیم بجنگیم، خنجر میخواهیم بکشیم! بله، میخواهیم با دنیا صحبت کنیم، با منطق صحبت کنیم و مسائل را حل کنیم، ممکن است جایی حل نشود که در این صورت یک راه حل دیگر پیدا میکنیم.
دکتر روحانی خاطر نشان کرد: باید افرادی که دنیا، سیاست، حقوق و منطقه را میشناسند و عظمت و زجر این ملت را میفهمند انتقاد کنند و اشکالات را بیان کنند و بگویند که راه غلط بوده و راه صحیح این است.
شرط اخیر روحانی مبنی بر طرح انتقاد از سوی کسانی که سیاست و حقوق و دنیا را میشناسند، علاوه بر دیگر شرطهایی است که پیش از این مطرح کرده و به تخطئه منتقدان پرداخته است. او قبلا خود را حقوقدان و منتقدان را سرهنگ توصیف کرده و سپس منتقدان توافق ژنو را عدهای بیسواد و کمسواد که از جاهای خاص پول میگیرند، خوانده بود. روحانی همچنین منتقدان را فاقد شناسنامه خوانده و ضمنا با معرفی کردن خود به عنوان فراجناحی، منتقدان را بیشناسنامه یا جناحی معرفی کرده است. مجموعه این برچسبها، مهندسی نوعی سانسور علیه منتقدان را تداعی میکند.
اما درباره بخش اول سخنان رئیسجمهور باید گفت آقای روحانی چندین بار است که اولا به عمد یا سهو چند رژیم مستکبر و شیطانی نظیر آمریکا و انگلیس را به عنوان «دنیا» معرفی میکند و ثانیا حامیان عزت و استقلال کشور را به عنوان افرادی که معتقد به درگیری و جنگ با دنیا هستند، جا میزند. این رفتار- تخریب منتقدان از طریق تحریف مواضع آنها- طبیعتا رفتار خردمندانه و منصفانهای نیست. هر چند که علت آن را باید در ضعف استدلالهای دولت جستوجو کرد. ثالثا مسیر تعامل و اعتمادسازی، مسیری دوسویه است در حالی که مسیر مذاکرات فعلی، مسیر اعتمادسازی یکطرفه در برابر فشارهای فزاینده غرب میباشد و قطعا به راهحل نمیرسد؛ همچنان که میبینیم هماکنون دولتهای غربی طلبکارتر شدهاند.
همه قضاوتهای آقای وزیر اینقدر عجولانه است؟!
مرور اظهار برخی مقامات دولتی و بهویژه وزیر ارشاد از سردرگمی و بلاتکلیفی حکایت میکند. علی جنتی چگونه درباره مستندی قضاوت میکند که می گوید خود فیلم را ندیده است.
وبسایت مشرق با انتشار این تحلیل خاطرنشان کرد: بلاتکلیفی زمانی است که وزیر ارشاد از یک طرف میگوید که چنین مستندی را ندیده و از آن سو سعی در نفی آن میکند! جنتی ابتدا در توصیفی از این مستند چنین میگوید: «این افراد آمدهاند این توهینها را در قالب سیدی مطرح کردهاند و در مجامع عمومی در حجم انبوهی انتشار دادهاند.
اما بلافاصله در پاسخ به این پرسش که آیا خود شما این مستند را دیدهاید گفت: «من آن را شخصا ندیدهام اما مطالبی دربارهاش خواندهام.» آخر چطور میشود وزیر ارشاد بدون دیدن یک مستند و صرفا با شنیدن دربارهآن به موضعگیری پیرامون آن بپردازد؟ یعنی در دستگاه عریض و طویل ارشاد حداقل دو مشاور وجود ندارند که شده به هنگام صرف صبحانه یا عصرانه (!) شرایط تماشای این مستند را برای وزیر فراهم کنند. اگر با وزیر مخابرات روبرو بودیم که از ندیدن این مستند حرف میزد ایرادی نداشت همانطور که وزیر نفت هم میتواند از محتویات چنین مستندی بیاطلاع باشد اما از وزیر ارشاد که سیاستگذاری در حیطه کاریاش از طریق مشاهده چنین آثاری تعریف میشود حداقل انتظار این است که چنین مستندی را دیده باشد اما ایشان در یک بلاتکلیفی آشکار از ندیدن مستند حرف میزنند و در کنارش این را میگویند که هدف از ساخت این مستند، تخریب است! آخر برادر عزیز! چطور جرأت میکنی درباره مستندی که ندیدهای و فقط مطالبی دربارهاش خواندهای به صراحت موضعگیری کنی؟!
زیباکلام: دوره موسوی خوئینیها و محتشمی سپری شده است
«زمان موسوی خوئینیها و محتشمی سپری شده و اکنون ناطق نوری و علی مطهری برای اصلاحطلبان مهمتر از موسوی خوئینیها هستند.»
این تحلیل را صادق زیباکلام عنوان کرد و تصریح نمود برخی چهرههای سیاسی نظیر موسوی خوئینیها وزن خیلی زیادی ندارند. وی در مصاحبه با آریا افزود: در شرایط فعلی بنده معتقدم فردی مثل آقای خاتمی بسیار تاثیرگذارتر از آقای موسوی خوئینی و علی مطهری بسیار تعیینکنندهتر از آقای خوئینیهاست در واقع این دو در یک مقطعی کاربرد داشتهاند و وزنه سیاسی بودهاند اما مشکل اساسی این تیپ افراد این است که نتوانستند سوار قطار دموکراسیخواهی شوند که در دوران اصلاحات به راه افتاد و از این قطار جا ماندند.
وی ادامه داد: آینده در گرو جریان دموکراسیخواهی است. بنابراین چهرهها و شخصیتهایی میتوانند تعیینکننده باشند و البته تعیینکننده هستند که واقعا در این جریان قرار گرفته باشند و با گفتمان دموکراسیخواهی همسو و همراه شده باشند. به طور حتم در مقطعی که موسوی خوئینیها و محتشمیپور وزنه سیاسی بودند خاتمی و سیدحسن خمینی مطرح نبودند اما واقعیت این است که از آن زمان عبور کردهایم.
زیباکلام گفت: در شرایط امروز بنده معتقدم فردی چون ناطق نوری برای جریان اصلاحطلب خیلی مهمتر از موسوی خوئینیهاست چرا که بعد از انتخابات 22خرداد 88 فاصله ناطق نوری از اصولگرایان، دشمنان توسعه سیاسی و دموکراسیخواهی خیلی بیشتر شده است و به همان میزان به جریان دموکراسیخواهی نزدیک شده است.
وی نقش افرادی چون ناطق نوری و علی مطهری را در انتخابات اسفند 94 مهم خواند و گفت: افرادی چون محتشمیپور، موسوی خوئینیها، علیرضا علویتبار و چپ سابق یعنی روحانیون مبارز و دفتر تحکیم وحدت متاسفانه نتوانستند با جریان دموکراسیخواهی که به راه افتاد همسو و همجهت شوند و برای آن تلاشی کنند.
زیباکلام تاکید کرد: عامل تعیینکننده در انتخابات برچسبی مثل اصلاحطلب، چپ، دفتر تحکیم وحدت، اصولگرا و کارگزاران نیست، بلکه مهم این است که در گفتمان دموکراسیخواهی افراد چه نقشی داشتهاند.
یادآور میشود زیباکلام در فیلم تبلیغاتی حسن روحانی که در ایام تبلیغات انتخاباتی پخش شد، حضور داشت اما بعدها ضمن فاصلهگذاری با روحانی گفت که او به شکل تصادفی انتخاب شده است. زیباکلام قبلا این را هم گفته که کسانی چون هاشمی و دیگران به کار دورهگذار میآیند و پس از آن میشود از آنان عبور کرد.
ملک عبدالله بیچاره است عربستان را سعودالفیصل اداره میکند
امیر سابق قطر به شدت آل سعود را مورد حمله قرار داده و از نابودی رژیم سعودی ظرف مدت 12 سال سخن میگوید.
به گزارش پایگاه السومریه نیوز، نوار ویدئویی از حمد بن خلیفه آل ثانی منتشر شده که طی آن از طرحی برای سرنگونی نظام حاکم بر عربستان از سوی قطر پرده برمیدارد. امیر سابق قطر در این نوار ویدئویی میگوید: خاندان حاکم بر عربستان رو به زوال است و عربستان و مصر دو کشور عربی مایه ننگ برای عرب هستند.
حمد بن خلیفه میافزاید: اگر آمریکاییها در عراق موفق شوند نوبت بعدی عربستان سعودی است. زورگویی سعودیها سبب شده است که احدی با آنها نتواند به تفاهم برسد.
وی احتمال داد که حکومت آل سعود حاکم بر عربستان طی دوازده سال نابود شود زیرا اختلاف شدیدی میان ملک عبدالله و دیگر افراد خاندان در جریان است.
حمد از هماهنگی میان وی و برخی کشورهای عربی قبل از نشست دمشق برای تحریک ضد سعودی خبر داد و از کشورهایی که با عربستان سعودی همکاری میکنند و روابط قوی با آن دارند به کشورهای فاقد کرامت یاد کرد و این دو کشور از نگاه امیر قطر، مصر و اردن است.
امیر سابق قطر در این نوار صوتی میگوید: ملک عبدالله بیچاره است و سعودالفیصل ادارهکننده اوضاع میباشد.
ماجرای عبرتآموز پاسپورت سفیر ویژه رئیسجمهور
حمید ابوطالبی دیپلمات ارشد ایرانی که با کارشکنی آمریکا نتوانسته به محل مأموریت خود در مقر سازمان ملل برود، انتخاب شخص رئیس جمهور بوده است.
ابوطالبی بهمن سال گذشته به عنوان نماینده و سفیر رسمی جمهوری اسلامی ایران نزد سازمان ملل معرفی شد اما وزارت خارجه و دولت آمریکا تاکنون در برابر عزیمت وی به نیویورک کارشکنی کرده و از صدور ویزا امتناع نمودهاند.
در این میان گزارش «دانا» حاکی است ابوطالبی گزینه شخص روحانی بوده و وزارت خارجه نیز این پیشنهاد را پذیرفته است.
ابوطالبی پیش از این انتصاب، معاون سیاسی دفتر رئیس جمهور بود و از دیپلماتهای مورد اعتماد رئیس جمهور به شمار میرود.
گروکشی غیرقانونی دولت آمریکا در ماجرای ابوطالبی ضمن اینکه دهنکجی آشکار به اعتمادسازی یکسویه طرف ایرانی است، صلاحیت رژیم آمریکا در میزبانی سازمان ملل را زیر سؤال میبرد. با این وجود وزارت خارجه پیگیری این موضوع را مسکوت گذاشته و ظاهراً ترجیح میدهد در حباب اعتمادسازی و تنشزدایی با شیطان بزرگ رخنهای حاصل نشود!
دولت آمریکا در حالی رأساً در برابر فرستاده دولت ایران کارشکنی کرد که آقای روحانی پس از سفر شهریور ماه سال گذشته به نیویورک در مصاحبه با فایننشال تایمز گفت اوباما را مؤدب و میانهرو یافتم.
یکی از شعارهای تبلیغاتی دکتر روحانی در انتخابات سال گذشته بازگرداندن احترام به پاسپورت ایرانی بود اما دست بر قضا اکنون پاسپورت سفیر ویژه او به سازمان ملل، مورد دهنکجی مستکبران آمریکایی قرار گرفته و ظاهراً اهتمامی هم برای دفاع از حیثیت این یک پاسپورت ویژه وجود ندارد.
عجیبتر از همه اینکه سعید لیلاز عضو مرکزیت حزب کارگزاران چندی پیش مدعی شد مأموریت ابوطالبی، تنشزدایی با آمریکا بوده است!
یک اندیشکده آمریکایی میگوید روحانی از سرکوب آشوبهای خیابانی سال 78 حمایت کرد.
سوزان مالونی در پایگاه اینترنتی اندیشکده بروکینگز مدعی شد آزمون واقعی روحانی نه در توانایی یا عدم توانایی دستیابی به توافق هستهای در سیاست خارجی بلکه تمرکز روی مسائل داخلی و از جمله حقوق مخالفان سیاسی است.
این تحلیلگر آمریکایی بدون اشاره به رسواییهای دولت متبوعش در زندانهای مخفی گوانتانامو و ابوغریب و دهها زندان مشابه دیگر در اروپا و آسیا مینویسد: زندان اوین نماد خشونت همیشگی مورد تایید و حمایت جمهوری اسلامی است کسانی امید داشتند با روی کار آمدن روحانی، موضوع زندانیان و حقوق بشر تغییر کند اما تاکنون شاهد اقدام چندانی نبودهایم. موسوی و کروبی همچنان به خاطر برانگیختن اپوزیسیون در حصر هستند. آنها با نهادهای تئوکرات (مذهبی) تاوان سنگینی پرداختند.
مالونی با بیان این مطلب که روحانی خود یک منتقد احمدینژاد بود اما، مسئله حقوق بشر هیچگاه در دستور کار مبارزه او قرار نداشت، افزود: وی در مقام دبیر شورای عالی امنیت ملی سرکوب اعتراضات در سال 1999 (1378) را در دانشگاه تهران تایید کرد و به منظور جلوگیری از هرگونه ابراز همدردی آشکار با جنبش موسوم به «فتنه»، با دقت و هوشیاری، فضای به مثابه میادین مین سیاسی پس از انتخابات 2009 را پشت سر گذاشت و همچنان از طرح درخواست آشکار آزادی موسوی و کروبی طفره میرود.
در ادامه این تحلیل آمده است: معلوم نیست روحانی در قمار سیاست خارجی و چالش هستهای موفق شود اما آزمون واقعی او در سیاست داخلی است نه توافق یا عدم توافق هستهای با غرب(!)
در همین حال خبرگزاری آلمان در تحلیلی نوشت روحانی این روزها به خاطر اهمیت ندادن به موضوع حصر موسوی و کروبی از سوی برخی اصلاحطلبان نظیر خاتمی مورد انتقاد قرار دارد. خاتمی در این باره گفته که از دولت روحانی انتظار میرفت کشور کمتر امنیتی اداره شود.
شگرد چند لایه برای تخریب و سانسور منتقدان دولت
رئیسجمهور تصریح کرد: آنچه من میفهمم این است که کشور با تقابل نمیتواند در دنیا موفق باشد و راه این دولت راه تعامل سازنده با دنیاست، اما وقتی ما حرف از تعامل سازنده میزنیم، میگویند میخواهید با دنیا بسازید؟ نخیر، پس میخواهیم در برابر دنیا خنجر بکشیم.
روحانی که در مراسم معرفی اساتید نمونه سخن میگفت، اظهار داشت: آنچه من میفهمم این است که راه تقابل با دنیا نمیتواند راه موفقیت باشد، من از اول گفتم راه این دولت، تعامل سازنده با دنیاست، تا میگوییم تعامل سازنده میگویند میخواهید با دنیا بسازید؟ نخیر میخواهیم بجنگیم، خنجر میخواهیم بکشیم! بله، میخواهیم با دنیا صحبت کنیم، با منطق صحبت کنیم و مسائل را حل کنیم، ممکن است جایی حل نشود که در این صورت یک راه حل دیگر پیدا میکنیم.
دکتر روحانی خاطر نشان کرد: باید افرادی که دنیا، سیاست، حقوق و منطقه را میشناسند و عظمت و زجر این ملت را میفهمند انتقاد کنند و اشکالات را بیان کنند و بگویند که راه غلط بوده و راه صحیح این است.
شرط اخیر روحانی مبنی بر طرح انتقاد از سوی کسانی که سیاست و حقوق و دنیا را میشناسند، علاوه بر دیگر شرطهایی است که پیش از این مطرح کرده و به تخطئه منتقدان پرداخته است. او قبلا خود را حقوقدان و منتقدان را سرهنگ توصیف کرده و سپس منتقدان توافق ژنو را عدهای بیسواد و کمسواد که از جاهای خاص پول میگیرند، خوانده بود. روحانی همچنین منتقدان را فاقد شناسنامه خوانده و ضمنا با معرفی کردن خود به عنوان فراجناحی، منتقدان را بیشناسنامه یا جناحی معرفی کرده است. مجموعه این برچسبها، مهندسی نوعی سانسور علیه منتقدان را تداعی میکند.
اما درباره بخش اول سخنان رئیسجمهور باید گفت آقای روحانی چندین بار است که اولا به عمد یا سهو چند رژیم مستکبر و شیطانی نظیر آمریکا و انگلیس را به عنوان «دنیا» معرفی میکند و ثانیا حامیان عزت و استقلال کشور را به عنوان افرادی که معتقد به درگیری و جنگ با دنیا هستند، جا میزند. این رفتار- تخریب منتقدان از طریق تحریف مواضع آنها- طبیعتا رفتار خردمندانه و منصفانهای نیست. هر چند که علت آن را باید در ضعف استدلالهای دولت جستوجو کرد. ثالثا مسیر تعامل و اعتمادسازی، مسیری دوسویه است در حالی که مسیر مذاکرات فعلی، مسیر اعتمادسازی یکطرفه در برابر فشارهای فزاینده غرب میباشد و قطعا به راهحل نمیرسد؛ همچنان که میبینیم هماکنون دولتهای غربی طلبکارتر شدهاند.
همه قضاوتهای آقای وزیر اینقدر عجولانه است؟!
مرور اظهار برخی مقامات دولتی و بهویژه وزیر ارشاد از سردرگمی و بلاتکلیفی حکایت میکند. علی جنتی چگونه درباره مستندی قضاوت میکند که می گوید خود فیلم را ندیده است.
وبسایت مشرق با انتشار این تحلیل خاطرنشان کرد: بلاتکلیفی زمانی است که وزیر ارشاد از یک طرف میگوید که چنین مستندی را ندیده و از آن سو سعی در نفی آن میکند! جنتی ابتدا در توصیفی از این مستند چنین میگوید: «این افراد آمدهاند این توهینها را در قالب سیدی مطرح کردهاند و در مجامع عمومی در حجم انبوهی انتشار دادهاند.
اما بلافاصله در پاسخ به این پرسش که آیا خود شما این مستند را دیدهاید گفت: «من آن را شخصا ندیدهام اما مطالبی دربارهاش خواندهام.» آخر چطور میشود وزیر ارشاد بدون دیدن یک مستند و صرفا با شنیدن دربارهآن به موضعگیری پیرامون آن بپردازد؟ یعنی در دستگاه عریض و طویل ارشاد حداقل دو مشاور وجود ندارند که شده به هنگام صرف صبحانه یا عصرانه (!) شرایط تماشای این مستند را برای وزیر فراهم کنند. اگر با وزیر مخابرات روبرو بودیم که از ندیدن این مستند حرف میزد ایرادی نداشت همانطور که وزیر نفت هم میتواند از محتویات چنین مستندی بیاطلاع باشد اما از وزیر ارشاد که سیاستگذاری در حیطه کاریاش از طریق مشاهده چنین آثاری تعریف میشود حداقل انتظار این است که چنین مستندی را دیده باشد اما ایشان در یک بلاتکلیفی آشکار از ندیدن مستند حرف میزنند و در کنارش این را میگویند که هدف از ساخت این مستند، تخریب است! آخر برادر عزیز! چطور جرأت میکنی درباره مستندی که ندیدهای و فقط مطالبی دربارهاش خواندهای به صراحت موضعگیری کنی؟!
زیباکلام: دوره موسوی خوئینیها و محتشمی سپری شده است
«زمان موسوی خوئینیها و محتشمی سپری شده و اکنون ناطق نوری و علی مطهری برای اصلاحطلبان مهمتر از موسوی خوئینیها هستند.»
این تحلیل را صادق زیباکلام عنوان کرد و تصریح نمود برخی چهرههای سیاسی نظیر موسوی خوئینیها وزن خیلی زیادی ندارند. وی در مصاحبه با آریا افزود: در شرایط فعلی بنده معتقدم فردی مثل آقای خاتمی بسیار تاثیرگذارتر از آقای موسوی خوئینی و علی مطهری بسیار تعیینکنندهتر از آقای خوئینیهاست در واقع این دو در یک مقطعی کاربرد داشتهاند و وزنه سیاسی بودهاند اما مشکل اساسی این تیپ افراد این است که نتوانستند سوار قطار دموکراسیخواهی شوند که در دوران اصلاحات به راه افتاد و از این قطار جا ماندند.
وی ادامه داد: آینده در گرو جریان دموکراسیخواهی است. بنابراین چهرهها و شخصیتهایی میتوانند تعیینکننده باشند و البته تعیینکننده هستند که واقعا در این جریان قرار گرفته باشند و با گفتمان دموکراسیخواهی همسو و همراه شده باشند. به طور حتم در مقطعی که موسوی خوئینیها و محتشمیپور وزنه سیاسی بودند خاتمی و سیدحسن خمینی مطرح نبودند اما واقعیت این است که از آن زمان عبور کردهایم.
زیباکلام گفت: در شرایط امروز بنده معتقدم فردی چون ناطق نوری برای جریان اصلاحطلب خیلی مهمتر از موسوی خوئینیهاست چرا که بعد از انتخابات 22خرداد 88 فاصله ناطق نوری از اصولگرایان، دشمنان توسعه سیاسی و دموکراسیخواهی خیلی بیشتر شده است و به همان میزان به جریان دموکراسیخواهی نزدیک شده است.
وی نقش افرادی چون ناطق نوری و علی مطهری را در انتخابات اسفند 94 مهم خواند و گفت: افرادی چون محتشمیپور، موسوی خوئینیها، علیرضا علویتبار و چپ سابق یعنی روحانیون مبارز و دفتر تحکیم وحدت متاسفانه نتوانستند با جریان دموکراسیخواهی که به راه افتاد همسو و همجهت شوند و برای آن تلاشی کنند.
زیباکلام تاکید کرد: عامل تعیینکننده در انتخابات برچسبی مثل اصلاحطلب، چپ، دفتر تحکیم وحدت، اصولگرا و کارگزاران نیست، بلکه مهم این است که در گفتمان دموکراسیخواهی افراد چه نقشی داشتهاند.
یادآور میشود زیباکلام در فیلم تبلیغاتی حسن روحانی که در ایام تبلیغات انتخاباتی پخش شد، حضور داشت اما بعدها ضمن فاصلهگذاری با روحانی گفت که او به شکل تصادفی انتخاب شده است. زیباکلام قبلا این را هم گفته که کسانی چون هاشمی و دیگران به کار دورهگذار میآیند و پس از آن میشود از آنان عبور کرد.
ملک عبدالله بیچاره است عربستان را سعودالفیصل اداره میکند
امیر سابق قطر به شدت آل سعود را مورد حمله قرار داده و از نابودی رژیم سعودی ظرف مدت 12 سال سخن میگوید.
به گزارش پایگاه السومریه نیوز، نوار ویدئویی از حمد بن خلیفه آل ثانی منتشر شده که طی آن از طرحی برای سرنگونی نظام حاکم بر عربستان از سوی قطر پرده برمیدارد. امیر سابق قطر در این نوار ویدئویی میگوید: خاندان حاکم بر عربستان رو به زوال است و عربستان و مصر دو کشور عربی مایه ننگ برای عرب هستند.
حمد بن خلیفه میافزاید: اگر آمریکاییها در عراق موفق شوند نوبت بعدی عربستان سعودی است. زورگویی سعودیها سبب شده است که احدی با آنها نتواند به تفاهم برسد.
وی احتمال داد که حکومت آل سعود حاکم بر عربستان طی دوازده سال نابود شود زیرا اختلاف شدیدی میان ملک عبدالله و دیگر افراد خاندان در جریان است.
حمد از هماهنگی میان وی و برخی کشورهای عربی قبل از نشست دمشق برای تحریک ضد سعودی خبر داد و از کشورهایی که با عربستان سعودی همکاری میکنند و روابط قوی با آن دارند به کشورهای فاقد کرامت یاد کرد و این دو کشور از نگاه امیر قطر، مصر و اردن است.
امیر سابق قطر در این نوار صوتی میگوید: ملک عبدالله بیچاره است و سعودالفیصل ادارهکننده اوضاع میباشد.
ماجرای عبرتآموز پاسپورت سفیر ویژه رئیسجمهور
حمید ابوطالبی دیپلمات ارشد ایرانی که با کارشکنی آمریکا نتوانسته به محل مأموریت خود در مقر سازمان ملل برود، انتخاب شخص رئیس جمهور بوده است.
ابوطالبی بهمن سال گذشته به عنوان نماینده و سفیر رسمی جمهوری اسلامی ایران نزد سازمان ملل معرفی شد اما وزارت خارجه و دولت آمریکا تاکنون در برابر عزیمت وی به نیویورک کارشکنی کرده و از صدور ویزا امتناع نمودهاند.
در این میان گزارش «دانا» حاکی است ابوطالبی گزینه شخص روحانی بوده و وزارت خارجه نیز این پیشنهاد را پذیرفته است.
ابوطالبی پیش از این انتصاب، معاون سیاسی دفتر رئیس جمهور بود و از دیپلماتهای مورد اعتماد رئیس جمهور به شمار میرود.
گروکشی غیرقانونی دولت آمریکا در ماجرای ابوطالبی ضمن اینکه دهنکجی آشکار به اعتمادسازی یکسویه طرف ایرانی است، صلاحیت رژیم آمریکا در میزبانی سازمان ملل را زیر سؤال میبرد. با این وجود وزارت خارجه پیگیری این موضوع را مسکوت گذاشته و ظاهراً ترجیح میدهد در حباب اعتمادسازی و تنشزدایی با شیطان بزرگ رخنهای حاصل نشود!
دولت آمریکا در حالی رأساً در برابر فرستاده دولت ایران کارشکنی کرد که آقای روحانی پس از سفر شهریور ماه سال گذشته به نیویورک در مصاحبه با فایننشال تایمز گفت اوباما را مؤدب و میانهرو یافتم.
یکی از شعارهای تبلیغاتی دکتر روحانی در انتخابات سال گذشته بازگرداندن احترام به پاسپورت ایرانی بود اما دست بر قضا اکنون پاسپورت سفیر ویژه او به سازمان ملل، مورد دهنکجی مستکبران آمریکایی قرار گرفته و ظاهراً اهتمامی هم برای دفاع از حیثیت این یک پاسپورت ویژه وجود ندارد.
عجیبتر از همه اینکه سعید لیلاز عضو مرکزیت حزب کارگزاران چندی پیش مدعی شد مأموریت ابوطالبی، تنشزدایی با آمریکا بوده است!