کد خبر: ۱۱۳۳۷
تاریخ انتشار : ۰۸ ارديبهشت ۱۳۹۳ - ۲۱:۳۰

آشتي ملي فلسطين سراب يا واقعيت؟ (نگاه)

جنبش‌هاي فتح و حماس پس از 7 سال اختلافات را کنار گذاشته و با امضاي توافقنامه آشتي ملي در غزه براي تشکيل دولت وحدت ملي توافق کردند.
فريده شريفي

فتح و حماس پيش از اين نيز در سال 2011 در قاهره پايتخت مصر و در سال 2011 در دوحه پايتخت قطر دو توافقنامه براي پايان دادن به اختلافات و تشکيل دولت وحدت ملي به امضا رسانده بودند اما اين توافقنامه‌ها به دليل اختلافات و دو دستگي‌ها عملي نشد.
سازمان آزاديبخش و جنبش حماس هفت سال پيش دچار شکاف سياسي شدند که اختلاف‌نظر بين اين دو گروه به درگيري مسلحانه آنها در نوار غزه و اخراج ماموران تشکيلات خودگردان فلسطيني از اين بخش از اراضي فلسطيني در ژوئن سال 2007 منجر شد و سرزمين‌هاي فلسطيني در کرانه باختري و نوار غزه را عملا تحت اداره دو دولت متفاوت قرار داد.
سازمان آزاديبخش فلسطين در کرانه باختري رود اردن و حماس در غزه کنترل مطلق را در دست گرفتند.
آتش دو گروه عمده فلسطيني از ديدگاه فلسطيني‌ها يک اتفاق مهم در تحولات داخلي فلسطين و منطقه خاورميانه به حساب مي‌آيد چرا که فلسطيني‌ها اميدوارند با تحقق آشتي ملي بتوانند جبهه‌اي متحد و مقاوم در مقابل رژيم صهيونيستي ايجادکنند.
هرچند با توافق آشتي ملي فتح و حماس گام جديدي به سوي وحدت گروه‌هاي فلسطيني برداشته شده است ولي تمايز ديدگاه اين دو گروه آنقدر عميق و ريشه‌اي است که ايجاد تفاهم ميان اين دو قطب نسبتا متضاد که  يکي معتقد به سازش با رژيم صهيونيستي و ديگري پيرو مبارزه و مقاومت تا آزادي سرزمين‌هاي اشغالي است با يک نشست سياسي قابل تحقق نيست.
حافظه تاريخي ملت فلسطين به خوبي مواضع جناح فتح به رهبري محمود عباس را به خاطر دارد که چگونه سال‌ها در مسير سازش و حتي به رسميت شناختن رژيم صهيونيستي گام برداشته است.
درمقابل اين جريان سازشکار، جنبش حماس قرار دارد که در غزه شديدترين حملات رژيم صهيونيستي را تحمل کرده و حاضر نيست از مقاومت دست بردارد.
آشتي ملي اين دوجريان کاملا متضاد بدون کنار گذاشتن اختلافات ريشه‌اي اتفاقي زودگذر خواهد بود يا به معناي عدول يک جريان از مواضع خود و هضم شدن در جريان ديگر است که به نظر مي‌رسد هدف جناح فتح همين باشد و قصد دارد حماس را به مرور زمان در خود هضم کند.
تحليلگران معتقدند شايد آنچه جناح سازشکار راپس از 7 سال اختلاف با حماس به فکر آشتي ملي و ايجاد دولت وحدت ملي انداخته اين است که فتح در ميان ملت فلسطين از اعتبار و جايگاه مشروعي برخوردار نيست و اين گروه مي‌کوشد با آشتي با حماس در ميان فلسطيني‌ها براي خود جايگاهي دست و پا کند و مرحله نهايي مذاکرات سازش با رژيم صهيونيستي را به اجرا بگذارد.
اگرچه اقدام محمود عباس به ظاهر باعث عصبانيت آمريکا، اسرائيل، مصر و عربستان شده اما به نظر مي‌رسد اين يک برنامه‌ريزي تاکتيکي باشد.
اگر آشتي ملي فلسطين در چنين چارچوبي متعهد به تحقق تعهدات ذلت‌باري براي ملت فلسطين از جمله به رسميت شناختن اسرائيل باشد از ابتدا اين توافق محکوم به شکست خواهد بود.
ملت فلسطين خواستار پيگيري موضوعات مهمي چون مسئله قدس شريف، آزادي اسيران فلسطيني، حق بازگشت آوارگان، ‌تشکيل دولت فلسطين و ساير موضوعاتي است که گروه‌هاي فلسطيني در غزه و کرانه باختري با آن درگير هستند.
فلسطيني ها معتقدند هر معامله‌اي که حقوق ملت فلسطين را ناديده بگيرد با شکست مواجه خواهد شد. بنابراين اگر محمود عباس قرار است در پاي توافقنامه سازش، حماس را با خود همراه کند و به مذاکرات مشروعيت ببخشد به نتيجه‌اي نخواهد رسيد چرا که ملت فلسطين در طول ساليان اشغالگري رژيم صهيونيستي ماهيت غاصبانه اين رژيم را درک کرده و به خوبي مي‌داند که نماينده واقعي مردم فلسطين در هرگونه مذاکرات و معاملات منطقه‌اي چه کساني هستند و هرگز فريب چهره زيبا و عوام‌ فريب کساني که خود را به ظاهر نماينده مردم فلسطين عنوان مي‌کنند نمي‌خورد.
فلسطيني‌ها مي‌دانند که حقوق آنها نه در پاي ميز مذاکره بلکه در ميدان‌هاي نبرد و جهاد عليه اشغالگران صهيونيست به دست مي‌آيد.
به همين دليل به اين رويداد خوشبين نيستند و معتقدند اين توافق آشتي ملي روي کاغذ خواهد بود و مدت زيادي دوام نخواهد آورد.