اسوههای خط امام- قسمت اول
امام را یاری کنیم!
حضرت امام(ره) با سکونت در منزل محقر و کوچک یک بنا در جماران و اجازه ندادن به اینکه حسینیه جماران (محل سخنرانی ایشان) را حتی گچکاری نمایند، از دو خانه دیگر در صدر اسلام و دوران انقلاب اسلامی با عظمت و بزرگی یاد میکنند:
ابراهیم حاجیمحمدزاده
حضرت امام(ره) با سکونت در منزل محقر و کوچک یک بنا در جماران و اجازه ندادن به اینکه حسینیه جماران (محل سخنرانی ایشان) را حتی گچکاری نمایند، از دو خانه دیگر در صدر اسلام و دوران انقلاب اسلامی با عظمت و بزرگی یاد میکنند:
«یک همچو حکومتی که بنا باشد اینطوری باشد. یک خانه گلی داشته باشد یک گلیم هم حتی نداشته باشد. یک حکومتی که یک پوست میگویند داشته است که روزها علوفه شترش را حضرت امیر رویش میریخته، شبها زیر خودش و حضرت فاطمه(س) میانداخته و میخوابیده...»(1)
«... این خانه کوچک فاطمه- سلامالله علیها- و این افرادی که در آن خانه تربیت شدند که حسب عدد، چهار پنج نفر بودند و به حسب واقع تمام قدرت حقتعالی را تجلی دادند. خدمتهایی کردند که ما و شما را و همه بشر را به اعجاب آورده است...»(2)
مولا علی علیهالسلام خطاب به عثمانابن حنیف میفرمایند «آگاه باش که هر پیروی را امامی است که از او پیروی میکند و از نور دانشش روشنی میگیرد. آگاه باش امام شما از دنیای خود به دو جامه فرسوده و دو قرص نان رضایت داده است بدانید که شما توانایی چنین کاری را ندارید اما با پرهیزگاری و تلاش فراوان پاکدامنی و راستی، مرا یاری دهید...»
حضرت امام نیز در انقلاب اسلامی از خانه مسئول بالای نظام که در حد بضاعت خویش انقلاب علوی را یاری نموده است با تجلیل فراوان اینگونه یاد میکنند: «من فیلمی که دیشب از مرحوم رجایی گذاشته بودند و منزلش را نشان میداد- یک دفعه دیگر هم مثل اینکه دیدم این را- بعضی از اشخاصی که پیش من بودند میگفتند: ما رفتیم منزل آقای رجایی، این خوب نشان میداد، آنجا به این اندازه نیست، واقع مطلب اینطور نیست این چیز بزرگی کانهنشان دارد میدهد و حال آنکه ما که رفتیم منزلشان دیدیم که مسئله اینطورهم نیست. وقتی که بنا شد که یکنفر رئیسجمهور شده یا یک نفر نخستوزیر است آقا منزلش آنطوری است و وضع عادیاش اینطوری است، این نمیشود که از یک قدرت بزرگی بترسد. برای چه بترسد؟ این را که از او نمیگیرند. آن باید بترسد که میخواهد چپاولی کند. میخواهد یک حرکت کذایی کند. آن باید بترسد. اما رجایی- خدا رحمتش کند- و امثال رجایی و باهنر و اینهایی که ما از دست دادیم که اینطور نبودند که زندگیشان جوری باشد که مبادا یک وقتی از دست ما برود. خاضع بشوند پیش دیگران و برای اینکه زندگی را بیشترش کنند. زورگویی کنند به مردم...»(3)
حضرت امام الگو قرار دادن زندگی شهید رجایی را در دیدار با اعضای دولت بعد از شهادت شهید رجایی یادآور میشوند و در همان جلسه هشدار میدهند.
«... شما هرچه خوف دارید، از خودتان بترسید. از اینکه مبادا خدای نخواسته، مسیر یک مسیر دیگر بشود و راه، یک راه دیگری باشد و توجه به این چیزی که الان هست، از دست برود و مردمی بودن از دستتان برود. از این بترسید که اگر- خدای نخواسته- یک وقت این قضیه پیش آمد و شما از آن مردمی بودن بیرون رفتید و یک وضع دیگری پیدا کردید و خیال کردید حالایی که من نخستوزیر هستم، حالایی که من رئیسجمهورم، حالایی که من وزیر کذا هستم باید چه و چه و چه باشم، یعنی آنوقت بدانید که آسیب میبینید، یعنی، آنوقت است که خارجیها به شما طمع میکنند. آنها میدانند که از چه راه باید کشوری را به تباهی بکشانند. آنها میدانند که باید از راه خود حکومت، از راه خود دولت، از راه خود مجلس، از راه خود اینها این کارها را انجام دهند... آنها برای پنجاه سال دیگر، برای سی سال دیگر حالا نقشه درست میکنند. حالا نقشه میکشند که سی سال دیگر نتیجه بگیرند...»()
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(1) صحیفه امام ج11 ص306 (2) صحیفه امام ج16 ص87
(3) صحیفه امام ج16 ص445 (4) صحیفه امام ج16 ص446
حضرت امام(ره) با سکونت در منزل محقر و کوچک یک بنا در جماران و اجازه ندادن به اینکه حسینیه جماران (محل سخنرانی ایشان) را حتی گچکاری نمایند، از دو خانه دیگر در صدر اسلام و دوران انقلاب اسلامی با عظمت و بزرگی یاد میکنند:
«یک همچو حکومتی که بنا باشد اینطوری باشد. یک خانه گلی داشته باشد یک گلیم هم حتی نداشته باشد. یک حکومتی که یک پوست میگویند داشته است که روزها علوفه شترش را حضرت امیر رویش میریخته، شبها زیر خودش و حضرت فاطمه(س) میانداخته و میخوابیده...»(1)
«... این خانه کوچک فاطمه- سلامالله علیها- و این افرادی که در آن خانه تربیت شدند که حسب عدد، چهار پنج نفر بودند و به حسب واقع تمام قدرت حقتعالی را تجلی دادند. خدمتهایی کردند که ما و شما را و همه بشر را به اعجاب آورده است...»(2)
مولا علی علیهالسلام خطاب به عثمانابن حنیف میفرمایند «آگاه باش که هر پیروی را امامی است که از او پیروی میکند و از نور دانشش روشنی میگیرد. آگاه باش امام شما از دنیای خود به دو جامه فرسوده و دو قرص نان رضایت داده است بدانید که شما توانایی چنین کاری را ندارید اما با پرهیزگاری و تلاش فراوان پاکدامنی و راستی، مرا یاری دهید...»
حضرت امام نیز در انقلاب اسلامی از خانه مسئول بالای نظام که در حد بضاعت خویش انقلاب علوی را یاری نموده است با تجلیل فراوان اینگونه یاد میکنند: «من فیلمی که دیشب از مرحوم رجایی گذاشته بودند و منزلش را نشان میداد- یک دفعه دیگر هم مثل اینکه دیدم این را- بعضی از اشخاصی که پیش من بودند میگفتند: ما رفتیم منزل آقای رجایی، این خوب نشان میداد، آنجا به این اندازه نیست، واقع مطلب اینطور نیست این چیز بزرگی کانهنشان دارد میدهد و حال آنکه ما که رفتیم منزلشان دیدیم که مسئله اینطورهم نیست. وقتی که بنا شد که یکنفر رئیسجمهور شده یا یک نفر نخستوزیر است آقا منزلش آنطوری است و وضع عادیاش اینطوری است، این نمیشود که از یک قدرت بزرگی بترسد. برای چه بترسد؟ این را که از او نمیگیرند. آن باید بترسد که میخواهد چپاولی کند. میخواهد یک حرکت کذایی کند. آن باید بترسد. اما رجایی- خدا رحمتش کند- و امثال رجایی و باهنر و اینهایی که ما از دست دادیم که اینطور نبودند که زندگیشان جوری باشد که مبادا یک وقتی از دست ما برود. خاضع بشوند پیش دیگران و برای اینکه زندگی را بیشترش کنند. زورگویی کنند به مردم...»(3)
حضرت امام الگو قرار دادن زندگی شهید رجایی را در دیدار با اعضای دولت بعد از شهادت شهید رجایی یادآور میشوند و در همان جلسه هشدار میدهند.
«... شما هرچه خوف دارید، از خودتان بترسید. از اینکه مبادا خدای نخواسته، مسیر یک مسیر دیگر بشود و راه، یک راه دیگری باشد و توجه به این چیزی که الان هست، از دست برود و مردمی بودن از دستتان برود. از این بترسید که اگر- خدای نخواسته- یک وقت این قضیه پیش آمد و شما از آن مردمی بودن بیرون رفتید و یک وضع دیگری پیدا کردید و خیال کردید حالایی که من نخستوزیر هستم، حالایی که من رئیسجمهورم، حالایی که من وزیر کذا هستم باید چه و چه و چه باشم، یعنی آنوقت بدانید که آسیب میبینید، یعنی، آنوقت است که خارجیها به شما طمع میکنند. آنها میدانند که از چه راه باید کشوری را به تباهی بکشانند. آنها میدانند که باید از راه خود حکومت، از راه خود دولت، از راه خود مجلس، از راه خود اینها این کارها را انجام دهند... آنها برای پنجاه سال دیگر، برای سی سال دیگر حالا نقشه درست میکنند. حالا نقشه میکشند که سی سال دیگر نتیجه بگیرند...»()
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(1) صحیفه امام ج11 ص306 (2) صحیفه امام ج16 ص87
(3) صحیفه امام ج16 ص445 (4) صحیفه امام ج16 ص446