چگونه زميني پاک و بدون آلودگيهاي زيستمحيطي داشته باشيم؟ (بخش نخست)
کره خاکي نيازمند نگاه سبز دوستداران طبيعت (گزارش روز)
روي زميني راه ميرويم که خاک حاصلخيزش زادگاه گياهان و گلهاست گلهايي رنگارنگ و خوشبو که شاداب کننده روح و روانند. گياهاني که نشاط بخشند و زندگي دهنده. شادي ميآورند و سرسبزي به خانهها هديه ميدهند. هوايي را تنفس ميکنيم که نسيمهاي صبح و عصرگاهي را بر بسترمان ميگستراند، و روحي تازه بر کالبدمان ميدمد، سالم نگه داشتن اين زمين و آب و هوا اما وظيفه ماست، مايي که کمتر به ياد اين عناصر طبيعي و مهم حيات هستيم.
صديقه توانا
دوم ارديبهشت ماه هر سال مصادف با روز جهاني زمين پاک است. اين روز براي نخستين بار در سال1969 در کنفرانس ملي يونسکو در سازمان ملل به اين نام ثبت شد.
به اعتقاد کارشناسان منابع طبيعي هدف از نامگذاري اين روز در واقع توجه دادن بيشتر ساکنين اين کرهخاکي به اهميت و نقش زمين و عناصر موجود در آن عنوان شده است. زميني که با گذر زمان و افزايش انواع فعاليتهاي شيميايي و ميکروبي روزبهروز برآلودگي آن افزوده ميشود و جهان را همواره با خطر کمبود انرژيهاي زيستمحيطي روبهرو کرده است.
امروز پس از گذشت 45 سال از نخستين نامگذاري روز جهاني زمين پاک، زمين همچنان در بحران به سر ميبرد، بحراني که گويي دامن اين خاک را گرفته و هرگز در فکر رها کردنش نيست و در اين ميان تنها وظيفه ما ساکنان اين کره خاکي و کساني که بيشترين استفاده را از زمين و آب و هوا ميبريم نجات زمين از اين بحران با حفظ محيط زيست و پاک نگه داشتن آن از هر نوع آلودگي زيستمحيطي است.
اگر بدانيم که براي تشکيل تنها يک سانتيمتر خاک کشاورزي 700سال زمان لازم است، شايد کمي به خودمان بياييم و محيط اطراف را آلوده نکنيم و به جان زمينهاي کشاورزي نيفتيم و به جاي آن برج و ويلا نسازيم. اين مدت زمان طولاني که براي تشکيل خاک کشاورزي لازم است درحالي ميباشد که شاهد تخريب و فرسايش سريع جنگلها و مراتع هستيم، و در برابر قطع درختان سکوت ميکنيم و بدين ترتيب پاکيزگي هوا مدام با ساخت و استفاده از سوختهاي گوناگون و دستگاههاي مختلف از ما دريغ ميشود و اين چنين به نظر ميرسد که هيچ کس توان مقابله با اين سيل عظيم حرکت به سوي نابودي را ندارد.
ايران کشوري است با يک ميليون و 648هزار و 195کيلومترمربع مساحت يعني مساحتي تقريباً برابر با سه کشور اروپايي ايتاليا، انگليس و اسپانيا. مساحت زياد کشورمان باعث تنوع بسيار زياد اقليمي در آن شده است به نحوي که گونههاي منحصر به فرد گياهي و جانوري، ذخائر گرانبهاي ژنتيکي و جاذبههاي زيباي طبيعي در آن به وفور گسترده است.
بنابراين بهرهبرداري اصولي و منطقي پايدار براي حفظ اين تنوع زيستي يکي از مهمترين اهداف کشورمان بايد محسوب شود.
ولي متأسفانه الان ريختن زباله روي زمين، داخل جوي آب، توي کوهها، پارکها، فضاهاي سبز و حاشيه جنگلها، حکاکي روي درختان و آتش زدن آن هنوز بخش مهمي از فرهنگ پيکنيکها و گردشهاي ما محسوب ميشود، همچنين مشاهده اتومبيلهايي با تنها يک سرنشين و عدم بهرهگيري از وسايل نقليه عمومي و هزار و يک حرکت آسيبرسان به محيطزيست هنوز درون رفتار تکتک ما نهفته است. براستي هر يک از ما چقدر در برابر سهم آيندگان از اين زمين و آب و هوا خود را مسئول ميدانيم؟ آيا اصل پنجاهم قانون اساسي مبني بر حفظ محيطزيستي که نسلهاي آينده بايد از آن بهرهمند شوند را هرگز به اجرا درآورده يا به آن عمل ميکنيم؟ پاسخ اين پرسش را هر کس بايد به وجدان خود بدهد و به زميني که خيلي وقت است که ديگر پاک نيست...
گوشهايي که شنوا نيست
از ايستگاه مترو بالا ميآيم، قصد رفتن به منزل را دارم. سر نبش سوپري هميشه پرمشتري که جلوي مغازهاش پر از کارتنهاي خالي و کاغذهاي بيسکويت و شيشههاي خالي آب معدني و قوطيهاي آب ميوه ريخته، توجهام را جلب ميکند، جلب که نه، البته سد راهم ميشود، با يک پا قوطي آبميوه را توي جوي آب بايد شوت کني و با پاي ديگر بايد کارتنها و کاغذهاي بيسکويت ويفر را مچاله و له کني تا بتواني از عرض باريک پيادهروي کثيف عبور کني در غير اين صورت بايد از وسط خيابان رد شوي.
ظاهراً ساکنين محله و همسايههاي ديوار به ديوار اين سوپرمارکت خيلي به صاحب مغازه بابت اين آشغالهايي که هم خودشان ميريزند و هم مشتريهاي بيملاحظه به پاکيزگي محيطزيست به عنوان يک شهروند خوب که بايد شعار «شهر ما خانه ماست» را مدنظر دهند ولي چشمهايشان را ميبندند و داخل خودرو روبهروي مغازه ميايستند و خوراکي ميخورند و سپس آشغالها را به بيرون پرتاب ميکنند، تذکر دادهاند. ولي به رغم خواسته اغلب ساکنين محله، افسوس! که گوشهاي بيملاحظهگان شنوا نيست.
لعنت برکسي که آشغال بريزد!
شايد روي در و ديوار برخي از خانهها، يا زير تابلوي پارکينگ ممنوع اين جمله زياد به چشمتان خورده باشد، «لعنت بر کسي که آشغال بريزد،» يا برخي از الفاظ محترمانهتري استفاده ميکنند مثلاً: همسايه محترم از ريختن زباله جلوي اين دکه يا درب منزل خودداري کنيد. براستي چند نفر از ما با ديدن يا خواندن اين جمله از ريختن زباله حتي يک پوست پرتقال يا يک ظرف کوچک بستني زير همين تابلوي دستنويس خودداري ميکنيم و براي تذکر نويسنده، اهميت قائل ميشويم؟ رضا شوشتري، صاحب يکي از همان خانههايي است که نسبت به بيتوجهي مردم به اين نوشتهها معترض است. دل پر دردي دارد. او که شغل آزاد دارد و صبحها ساعت10/5-11 سرکار ميرود، ميگويد: اول وقت که از خانه بيرون ميآيم اعصابم با ديدن يک پلاستيک زباله زير همين نوشته به هم ميريزد. واقعاً به نظرم اين کار به تربيت و فرهنگ خانوادگي و شخصيت افراد بستگي دارد. وقتي پدر يا مادري بيملاحظه جلوي چشم فرزندشان کيسه زباله را جلوي درب همسايه ميگذارند يا شيشه ماشين را پايين ميکشند و آشغال و پوست تخمه و... را وسط جاده يا خيابان ميريزند چطور ميتوان از چنين بچهاي انتظار داشت وقتي به همراه والدين خود به پيکنيک يا سفر ميرود زبالهها و باقيمانده موادغذايي و خوراکي خود را روي زمين نريزد يا کيسه آشغال خود را در طبيعت رها نکند؟
شوشتري بيامان و مسلسلوار از عدم توجه برخي افراد بيملاحظه به پاکيزگي محيطزيست چنين ميگويد: «چطور بايد به بچهاي که وقتي پدر و مادرش نسبت به حفظ شهر، جنگل و محيط اطراف، خود را مسئول نميدانند آموخت که هر شهروندي مسئول حفاظت از منابع طبيعي خود است؟»
فرهنگسازي ضعيف است
يکي از موضوعات قانون اساسي اصل 50 بحث محيطزيست و نگهداري از منابع زيستمحيطي مثل جنگل و دريا... است که به عنوان يک اصل غيرقابل تغيير پذيرفته شده است و اين وظيفه مديران و مردم را در برابر حفاظت از محيطزيست سنگينتر ميکند.
مهندس کمال عليپور، عضو کميسيون عمران مجلس و نايب رئيس اول فراکسيون مديريت شهري شوراها و روستاها در گفتوگو با گزارشگر روزنامه کيهان با اين اعتقاد که فرهنگ سازي در نگهداري و حفظ منابع طبيعي و صيانت از محيطزيست حائز اهميت ميباشد دو مؤلفه مسئولان، مديران و مردم را در کنار هم قرار ميدهد و معتقد است: «اگر هر يک از آنها در اين مقوله کمتر کار کند فرهنگسازي در مورد محيطزيست صورت نگرفته است اگر دولت هزينه سنگيني براي حفظ فضاي محيطزيست و جلوگيري از تخريب جنگل- منابع طبيعي بپردازد و اصول اساسي را رعايت کند ولي مردم به نکات فوق توجه نداشته باشند، اين کار مثل بال شکسته است.»
به اعتقاد نماينده مردم قائمشهر، سوادکوه و جويبار، اگر مردم، دولت و مسئولان را در نگهداري محيطزيست حمايت کنند، قطعا آيندگان نگران نابودي منابع طبيعي نخواهند بود و چنانچه سازمانهاي مردم نهاد به حمايت از منابع زيستمحيطي بپردازند ولي دولت آنها را همراهي نکند، باز هم در اين بحث ناموفق خواهيم بود.
مهندس عليپور با تأکيد بر اين که دولت در بحث محيطزيست در ابعاد مختلف در دستگاههاي اجرايي و نه فقط شهرداري، يک پيوست اجتماعي زيستمحيطي داشته باشد خاطرنشان ميکند: «هر کاري که هر سازماني ميخواهد انجام دهد بايد اين پيوست را داشته باشد.»
پيوستهاي اجتماعي زيستمحيطي
از ضرورت اين پيوست اجتماعي زيستمحيطي از وي سؤال ميکنم. با ذکر مثالي در اين خصوص ميگويد: «اگر در يک روستا کسي بخواهد کارخانهاي را احداث کند بايد موضوعات زيستمحيطي در آن رعايت شود همچنين در هر موضوع اجتماعي و فرهنگي مؤلفههاي زيستي بايد لحاظ گردد به شعار يک زمين بيشتر نداريم همه بايد توجه کنند، بنابراين نياز است دولت بخشي از بودجه پروژههاي خود را مثلا يک درصد را صرف کارهاي فرهنگي و محيطزيست نمايد. مردم بايد کارهاي فرهنگي را لمس کنند.»
وي ميگويد: «مردم ما در مورد کارهاي محيطزيست کمک ميکنند. انجياوها گاهي کنار سواحل قائمشهر- ساري فعاليتهاي گستردهاي را صرف پاکسازي سواحل ميکنند، دولت هم بايد هزينه کند، سازمان حفاظت محيطزيست متولي اصلي اين کار است بنابراين حمايت همهجانبه اين سازمان داشتن زميني پاک را تضمين خواهد کرد.»
اين منتخب مردم قائمشهر، سوادکوه و جويبار با اشاره به اينکه در اصل قانون اساسي داريم که دولت بايد وظيفهمند حرکت کند، خاطرنشان ميسازد: «در برخي جاها آنقدر سختگيري از دولت و سازمان محيطزيست ميبينيم و در برخي مواقع هم کم کاريهايي مشاهده ميکنيم که غيرقابل باور است.»
از آقاي عليپور ميخواهم اگر مصداقي در اين مورد دارد بيان کند، وي اينطور توضيح ميدهد: «متوقف ماندن ساخت سد کسليان- سوادکوه از جمله اين موارد است. با ساخت اين سد آبشرب شهر سمنان و استان نيز تأمين ميشد و منابع کشاورزي جويبار- سيمرغ نيز مرتفع ميگرديد. ولي متأسفانه باتوجه به اينکه سد توليد اکسيژن ميکند، منابع آبهاي زيرزميني را پايدار ميسازد و ارتقاي زيستمحيطي ايجاد مينمايد ولي مسئولان سازمان حفاظت محيطزيست ميگويند چون براي ساخت سد چند درخت بايد قطع شود، بهتر است اين کار صورت نگيرد، حال آنکه ما ميتوانيم پس از ساخت سد دو برابر اين درختها را درخت بکاريم ولي سازمان حفاظت محيطزيست کوتاهي ميکند.اين در حالي است که ميبينيم در کلاردشت تمام منابع طبيعي روبه نابودي است و مجوز ساخت و ساز داده ميشود، همچنين در غرب مازندران که تمام منابع کشاورزي و زمينهاي زير کشت از بين رفته است.»مهندس عليپور به راهکار حل مشکل هم اشاره ميکند و ميگويد: «دولت با يک برنامه مدون و معتدل و فعال کردن گروههاي مردم نهاد ميتواند در حفظ محيطزيست کارنامه موفقي داشته باشد.»
نهادينه کردن فرهنگ نگهداري از زمين
داشتن زمين پاک در گرو نهادينه کردن فرهنگ نگهداري از زمين است. زمين پاک فقط محدود به جمعآوري زباله از زمين يا نريختن زباله نيست، بلکه داشتن زمين پاک که به تبع آن زندگي سالم را براي ما به ارمغان خواهد آورد، برعهده همه مردم در همه سطوح است.
مصطفي هاشمي کارشناس مسائل محيطزيست و يکي از فعالان و دوستداران طبيعت در پاسخ به اين سؤال که چگونه ميتوان زمين پاکي داشت با بيان مقدمه فوق به توضيحات بيشتري در اين مبحث ميپردازد و به گزارشگر کيهان ميگويد: «کشاورزي از بخشهاي مهمي است که در داشتن زمين پاک مؤثر است، زيرا استفاده از سموم که با هدف دفع آفات کشاورزي مورد استفاده قرار ميگيرد، علاوه بر ذخيره در گياهان و استفاده موجودات آبزي و در نهايت ماهيها شده و بهطور غيرمستقيم مورد استفاده ما قرار ميگيرد که لطمات جبرانناپذيري را بر سلامتي افراد بر جا ميگذارد، بنابراين بايد توجه کرد که براي داشتن زمين پاک و زندگي سالم، مبارزه بيولوژيک را در بخش کشاورزي مورد توجه قرار دهيم.»
اين کارشناس تصريح ميکند: «طبق قانون اساسي که مورد تأکيد نظام حکومتي است، حفاظت از محيطزيست برعهده تکتک افراد جامعه است، زيرا طبيعت و محيطزيست مختص به يک دوره يا افراد خاص نيست و بايد آن را به بهترين وجه به آيندگان انتقال داد.»
در راستاي آموزشهاي همگاني در نهادينه کردن اصل پنجاهم قانون اساسي، نصب بنرهاي مختلف در سطح شهر، آموزش بچهها در مدارس دورههاي مختلف تحصيلي براي پاکسازي محيطزيست و فضاهاي سبز، ساخت فيلمهاي مستند و کوتاه در صداوسيما و مهمتر از همه آموزشهاي خانوادگي ميتواند ما را در داشتن زميني عاري از هر نوع آلودگيهاي زيستمحيطي ياريرسان باشد.