اخبار ویژه
تحلیلگران آمریکایی: جنگ ترکیبی علیه ایران
شکست خورد
تحلیلگر آمریکایی تاکید کرد از زمانی که ارتباط گردانندگان میدانی اغتشاشات در ایران با سرویسهای خارجی قطع شد، پروژه آشوب و جنگ ترکیبی علیه ایران شکست خورد.
مکس بلومنتال گفت: سازمانهای اطلاعاتی، از MI6 تا موساد، شروع به نفوذ در اعتراضات کردند. بسیاری از معترضان مسلح بودند. به محض قطع اینترنت، خشونت در شهرهای ایران متوقف شد؛ زیرا گردانندگان این هستههای شورش دیگر نمیتوانستند دستورات خود را از خارج دریافت کنند. آنها از طریق گروهها سیگنالهای مخفی دریافت میکردند و از طریق کانالهای ماهوارهای مورد حمایت اسرائیل، مانند ایران اینترنشنال هدایت میشدند. ایرانیها همچنین استارلینک را از کار انداختند. بنابراین فکر میکنم هر کسی که این اعتراضات را بهعنوان شکلی از جنگ ترکیبی علیه ایران دنبال میکرد، توانایی نیروهای نظامی و امنیتی این کشور را دستکم گرفته بود.
از سوی دیگر، اسکات ریتر، افسر سابق پنتاگون در همین زمینه گفت: سرویسهای اطلاعاتی خارجی طی سالهای گذشته در جذب نیرو و نفوذ عمیق آنها در داخل ایران بسیار موفق عمل کردهاند. نمونه روشن آن را در جریان عملیات پهپادیِ جنگ ۱۲روزه دیدیم. دولت ایران در نهایت موفق شد این شبکه را شناسایی و متلاشی کند. اما یوآف کوهن، رئیس پیشین موساد، بهطور تلویحی اشاره کرده بود که «چیزهای بیشتری در آستین داریم». به نظر من، این همان مرحله بعدی بود. سرویسهای اطلاعاتی خارجی با هماهنگی یکدیگر، بحرانی مالی و آسیب به اعتماد عمومی در اقتصاد ایران را طراحی کردند؛ بحرانی که به شکلگیری اعتراضات انجامید. به مدت دو روز، مردم بهصورت مسالمتآمیز به خیابان آمدند و دولت نیز اجازه برگزاری این تجمعات را داد. اما در روز سوم، هستههای سازمانیافته فعال شدند و از همانجا خشونت آغاز شد. هدف این بود که سطح خشونت آنقدر بالا برود که حکومت ناچار به واکنش شدید شود. سپس طراحان این سناریو بتوانند اوضاع را «ربایش» کنند. همزمان قرار بود حملات هوائی انجام شود تا توان واکنش دولت سرکوب شود و در نهایت شرایط برای وقوع یک براندازی فراهم گردد. آنها تا آستانه تحقق این هدف پیش رفتند. اما مشکل اینجا بود که دولت ایران، بهواسطه کارآمدی اطلاعاتی، زودتر از زمانی که برنامهریزی شده بود، این پروژه را در نطفه خفه کرد. موساد، MI6 و CIA بهطور گسترده از استارلینک بهعنوان ابزار ارتباطی استفاده میکردند؛ چرا که این شبکه خارج از زیرساخت اینترنت داخلی ایران عمل میکند. ایران سالهاست که یک «کلید قطع» برای اینترنت دارد؛ قابلیتی که به دولت اجازه میدهد برای مقابله با ارتباطگیری گروههای مورد حمایت خارجی، اینترنت را بهطور کامل قطع کند. اما ایرانیها توانستند با رصد ارتباطات داخلی با استارلینک، ارتباطاتی را که عوامل موساد، MI6 و CIA از کنترلکنندههای خود در خارج از کشور دریافت میکردند، رصد کنند. نهتنها از دستورات صادرشده آگاه شدند، بلکه مشخص شد این دستورات به چه کسانی میرسد و آن افراد دقیقاً در کجا حضور دارند.
سپس، نیروهای ایرانی وارد عمل شدند، این شبکهها را جمع کردند و ارتباطات را بهطور کامل قطع کردند. اکنون موساد، MI6 و CIA عملاً قادر نیستند با عوامل خود ارتباط برقرار کنند. به همین دلیل بود که شاهد این پرسش گسترده بودیم: «چرا ایران اینترنت را قطع کرده؟ اگر میگویند مردم را نمیکشند، چرا اینترنت را بستهاند؟» پاسخ ساده است: ایران اینترنت را قطع کرده تا مانع ارتباط سرویسهای اطلاعاتی خارجی با باقیمانده شبکههایشان شود.
اسرائیلیها محمولههای بزرگ دیگری از تجهیزات ارتقایافته استارلینک ارسال کردند؛ شاید با این تصور که مشکل فنی بوده و با تجهیزات جدید حل میشود. اما ایران این محمولهها را زیر نظر داشت، آنها را شناسایی و ضبط کرد. در نتیجه همه این اتفاقات، پروژه زودتر از موعد فروپاشید و حملات هوائی اجرا نشدند، زیرا دیگر هیچ پیوندی با تحولات میدانی نداشتند و عملاً بیاثر بودند.
دولت در کنار حذف ارز ترجیحی
سیاستهای جبرانی پیشبینی کند
حالا که دولت محترم وارد فاز حذف ارز ترجیحی و تکنرخی کردن ارز شده، آقای رئیسجمهور بگذارند با رویکرد «بازارسازی مطلق» بهجای «مداخله صحیح و ضروری دولت در امر اقتصاد، صرفاً نقش تنظیمگری برای دولت محترم» نهادینه شود.
میرهاشم موسوی، مدیرعامل سابق سازمان تامین اجتماعی در بررسی تصمیم ارزی دولت نوشت: با توجه به شرایط اقتصادی در این برهه زمانی، وجوه مداخله دولت توسط مسئولان و سیاستگذاران اقتصادی برای تقویت معیشت عموم (از تنظیم بازار و قیمتگذاری تا حمایتهای معیشتی از افراد بازمانده از بازار رقابتی و نظارت مستمر برای جلوگیری از رهاشدگی بازار) به سادگی قابل درک است.
آزادسازی قیمتها در کالاهای اساسی و افزایش قیمتها و ایجاد تورم غیرمستقیم و انتقال تورم به خدمات و کالاهای غیرمشمول در این طرح ناشی از این آزادسازی به روش فعلی (اختصاص اعتبار خرید کالا) غیرقابل اجتناب است. برای اصلاح رویه و کنترل درصدی از تورم، از تجربه دوران هشت ساله جنگ تحمیلی و ظرفیتهای منسجم مردمی ایجاد شده، استفاده بهینه و بهرهورانه کنید. بهجای تخصیص «اعتبار مجازی اما نقدی»، به صورت «تامین و توزیع کالا» عمل کنید.
میتوانید کالاهای اساسی را با قیمت واقعی بدون تخصیص ارز ترجیحی توسط بخش خصوصی و عمومی تولید یا وارد کنید و سپس توزیع کالای اساسی به قیمت ثابت گذشته در مبادی توزیع (متشکل از تعاونیها و فروشگاههای طرف قرارداد وزارت رفاه و...) با پرداخت مابهالتفاوت قیمت را به مبادی توزیع و نه واریز اعتباری شبهنقدی به حساب مردم داشته باشید؛ بدیهی است با این روش بهازای دریافت کالا توسط مردم، میتواند معایب نقدینگی اعتباری و بخشی از آثار تورمی غیرمستقیم و انتقالی این طرح را کنترل کرد.
همچنین دسترسی عادلانه به کالاهای اساسی برای عموم مردم، بهویژه متوسط به پایین تا حدودی تضمین میشود؛ اعلام و توزیع تدریجی کالاها نیز نوعی مدیریت و انتظامبخشی طرح را تقویت و نارضایتیهای ناشی از کمبود کالا را مدیریت میکند؛ در این خصوص، هماهنگی بینبخشی دستگاههای مرتبط، بهویژه وزارت جهاد کشاورزی، وزارت صمت، اقتصاد و تعاون، کار و رفاه اجتماعی، فرآیند عملیات اجرائی را تقویت میکند.
در عین حال، توزیع برابر عواید، روشی غلط است که رفع نابرابریهای اقتصادی را به دنبال ندارد بلکه باید برای اقشار تحت پوشش نهادهای حمایتی، بازنشستگان حداقلبگیر و... بسته تکمیلی تعریف شود. مسیری که در آزادسازی تدریجی بازار در وزارت اقتصاد دنبال میشود، قدرت خرید و تأمین حداقل زندگی برای این اقشار را سختتر میکند.
همانطور که در نامه اصلاح بودجه، خودتان اختیار اصلاح به نفع معیشت را پذیرفتید، با توجه به اجرای طرح اقتصادی که آغاز کردهاید و پیشرو دارید، با هرگونه اصلاح جبرانی و تقویت دریافتی مستقیم و غیرمستقیم برای کارگران کارمندان و بازنشستگان عزیز همراهی کنید و دستگاههای ذیربط، بهویژه سازمان برنامه و بودجه کشور را موظف کنید تا آخر طرح، براساس بودجه و مصوبات طرح، به هر نحو ممکن تا آخر سال بودجهای متعهدانه کنار مردم بماند.
به تجربه قبلی ارز ترجیحی دارو دقت بیشتر داشته باشید؛ هر جایی که سازمان برنامه و بودجه با تامین منابع موردنیاز برای مابهالتفاوت نرخ ارز در کنار طرح بود، تولید و توزیع دارو کمتر دچار مشکل شد و هر مقطعی که منابع تعهد شده تأمین نشد، هزینههای درمان و پرداخت از جیب مردم سرسامآور شد.
به نظر میرسد ادامه طرح حاضر بدون توجه به ملاحظات حداقلی اشاره شده، نهتنها آرزوی رئیسجمهور محترم از تقویت و حمایت معیشتی را برآورده نمیکند، بلکه با پذیرش مدل اقتصادی بازار رها شده و بدون نظارت جدی، کاهش رفاه عمومی و افزایش فقر را نیز به دنبال خواهد داشت. تجربه نشان داده اقتصاد بازار آزاد در غیاب مکانیزمهای حمایتی قوی و نظارت مؤثر دولتی، همواره به تمرکز ثروت و کاهش زیستپذیری اکثریت جامعه منجر میشود.
فارن پالیسی: خسارات جنگ با ایران
برای اسرائیل بالاست
اسرائیل دلایل عملی برای تعویق رویارویی مستقیم با ایران دارد. خسارت جنگ با ایران بالاست. حزبالله لبنان همچنان توان ضربه زدن به اسرائیل را دارد و خستگی از جنگ هم در اسرائیل دیده میشود.
این تحلیل را نشریه فارین پالیسی منتشر کرد و نوشت: شاخصها نشان میدهند که آتشبس موقت ایران و اسرائیل دوام زیادی نخواهد داشت و زمانی که این فرو بریزد، دور بعدی میتواند حتی بزرگتر و خشونتآمیزتر از قبل باشد. اسرائیل و ایران سالها درگیری جنگی در سایه بودهاند و پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ سه دور رویارویی مستقیم بین آنها رخ داد که به یک جنگ محدود ۱۲روزه در ژوئن گذشته منجر شد. و این درگیری هنوز نشانهای از پایان ندارد.
اسرائیل دلایل عملی برای تعویق رویارویی مستقیم دیگر داشت. در طول جنگ ۱۲ روزه تابستان گذشته، موشکهای ایرانی حداقل ۳۳ نفر را در اسرائیل کشتند، بیش از ۳۵۰۰ نفر را زخمی کردند و حداقل ۱.۵ میلیارد دلار خسارت به بار آوردند. دفاع هوائی اسرائیل و آمریکا مانع از افزایش چشمگیر این آمار شد اما تا پایان جنگ، ذخایر رهگیرهای اسرائیل، بهویژه سیستم پیشرفته Arrow که قادر به رهگیری موشکهای بالستیک است، کاهش داشته است. علاوهبر این، ایالات متحده اکنون در منطقه داراییهای نظامی کمتری برای کمک به دفاع اسرائیل نسبت به تابستان گذشته دارد.
اسرائیل همچنین با تهدیدات بیشتری مواجه است. اسرائیل سالها نگران بوده است که حزبالله، بتواند حملهای مشابه حماس در شمال اسرائیل انجام دهد. در حالی که ارتش اسرائیل حدود ۴ هزار نفر از اعضای حزبالله را در پاییز ۲۰۲۴ ترور کرده، این گروه هنوز دهها هزار مبارز دارد. این عوامل عملی در کنار شک و تردید کلی درباره اینکه آیا حملات هوائی قادر بود ضرباتی اساسی به ایران بزند، نشان میدهد که اسرائیل اولویتهای دیگری قبل از رویارویی دوباره با ایران داشته است.
در حالی که عملیات هوائی اسرائیل و آمریکا در طول تابستان برنامه هستهای ایران را به عقب انداخت، ایران همچنان به اهداف هستهای خود پایبند است. تلاشهای هستهای ایران ممکن است از حمایت بازیگران خارجی، بهویژه روسیه، هم برخوردار باشد. در حالی که روسیه رسماً با اشاعه هستهای مخالفت میکند، کرملین بارها به حق ایران برای برنامه هستهای صلحآمیز تأیید کرده، با حملات هوائی اسرائیل در ژوئن مخالفت داشته و احتمال کمک به ایران در هر رویارویی آینده با غرب را باز گذاشته است. سپتامبر گذشته، دو کشور توافق ۲۵ میلیارد دلاری امضا کردند تا آژانس هستهای دولتی روسیه، روساتم، چهار راکتور هستهای غیرنظامی در ایران بسازد.
ایران همچنین تواناییهای نظامی دیگری را تقویت میکند. پاییز گذشته، گزارش شد که چین مواد اولیه برنامه موشکی بالستیک ایران را ارسال کرده است. جدا از این، روسیه چندین ماهواره ارتباطی ایرانی را پرتاب کرد.
اسرائیل علناً درباره حمله پیشدستانه دیگر صحبت کرده است. در اواخر دسامبر، ژنرال زمیر، رئیس ارتش اسرائیل، هشدار داد که اسرائیل به هر نقطهای که لازم باشد، حمله خواهد کرد، چه در جبهههای نزدیک و چه دور. پس از جنگ ۱۲ روزه، وضعیت ذخایر اورانیوم با غلظت بالا از نگاه غرب مبهم است و برخی تحلیلگران نگرانند که ایران میتواند این مواد را نسبتا آسان در کشور جابهجا کند.
اما در اسرائیل، خستگی جنگ ممکن است اشتیاق سیاستمداران برای درگیری دیگر را محدود کند. ترامپ ممکن است بدون توجه به نتانیاهو، ایران را بمباران کرده یا برعکس، تلاش جدیدی برای توافق دیپلماتیک آغاز کند. بازیگران دیگر نیز هستند: چین، که روزانه حدود ۷۵۰ هزار بشکه نفت ایران را وارد میکند، قطعاً نگران جنگ و اختلال در عرضه انرژی خود
خواهد بود.
دویچه وله: نتیجه اقدام نظامی علیه ایران
موجب بسته شدن تنگههای هرمز و بابالمندب میشود
کارشناسان غربی درباره احتمال بسته شدن دو تنگه راهبردی هرمز و بابالمندب در صورت هرگونه اقدام نظامی علیه ایران هشدار دادند.
در این زمینه دویچهوله نوشت: عربستان سعودی، قطر، عمان و مصر در هفته گذشته گفتوگوهای فشرده دیپلماتیک انجام دادهاند تا جلوی حمله احتمالی ایالات متحده به ایران را بگیرند. آنها همچنین از جمهوری اسلامی خواستهاند که خویشتنداری اختیار کند.
به گفته پاولینه رابه، کارشناس اندیشکده خاورمیانه در برلین، کشورهای حوزه خلیجفارس دلایل گوناگونی برای مخالفت خود با حمله نظامی آمریکا به ایران دارند: « این کشورهای علاقهمندند که ایران ضعیف بماند. آنها اما در عین حال بیم آن دارند که در صورت حمله ابعاد خشونت از کنترل خارج شود و خود آنها هدف حملات ایران قرار گیرند.»
اکارت ورتس، مدیر مؤسسه گیگا (GIGA) در هامبورگ هم که ویژه پژوهشهای خاورمیانه است، نظری مشابه دارد: در صورت وقوع جنگ کشورهای حوزه خلیجفارس ممکن است که به نوبه خود تیررس خشونت قرار گیرد و پاولینه رابه از اندیشکده خاورمیانه در برلین به نکتهای دیگر اشاره میکند و آن اینکه جمهوری اسلامی و کشورهای خلیجفارس سالهاست که میکوشند به یکدیگر نزدیک شوند و حملهای از طرف آمریکا میتواند این روند را نابود کند: پایگاههای نظامی ایالات متحده در قطر، عربستان سعودی و بحرین میتوانند به نخستین اهداف احتمالی حملات ایران بدل شوند و پای کشورهای حوزه خلیجفارس به طور مستقیم به جنگ کشیده شود».
پاولینه ضمن اشاره به امکان مسدود کردن راههای آبی در خلیجفارس میافزاید: اینکه بلوکه کردن این راهها به چه معنی خواهد بود، مسئلهای است که در دریای سرخ شاهد آن بودهایم؛ هنگامی که حوثیهای یمن که از نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی محسوب میشوند کشتیرانی بینالمللی در این دریا را هدف حملات خود قرار دادند.
به گفته این کارشناس، بروز چنین تحولی طبیعتا پیامدهای اقتصادی سنگینی خواهد داشت، نخست برای کشورهای عربی و سپس برای کل اقتصاد جهانی.
اکارت ورتس، مدیر مؤسسه گیگا در هامبورگ میگوید، کشورهای حوزه خلیجفارس در حال حاضر سخت نگران بروز چنین اختلالاتی هستند.
وی میافزاید: عربستان سعودی قصد دارد از لحاظ اقتصادی به جایگاهی تازه دست یابد و هرگونه ناآرامی بسیار مختلکننده خواهد بود. اما این نگرانی در مورد بازارهای سنتی این کشور نیز وجود دارد که از طریق استخراج معادن به ویژه نفت تغذیه میشود. هرگونه ناامنی برای این بازارها به مثابه سم است. این بازارها بر اساس اعتماد و همچنین زنجیرهای کارآمد از تولید تا مصرف عمل میکنند و هر دوی اینها شرطهایی مهم برای فعالیتهای اقتصادی در حوزه خلیجفارس است.