حاجعلی کیا و سازمان کوک به روایت اسناد ساواک - ۹
در سودای کودتا
جمعآوری اینگونه گزارشها، که در برخی از آنها به شایعه امکان کودتا توسط سپهبد کیا نیزاشاره شده بود، ادامه یافت تا اینکه در 16 اردیبهشت سال 1340ش، دکتر علی امینی با شعارِ انجام اصلاحات و برخورد با مفاسد به نخستوزیری رسید و حدود یک هفته بعد، در تاریخ 23/2/1340، چهار تن از امرای ارتش (سپهبد مهدی علویمقدم. سپهبد علی کیا. سرلشکر علیاکبر ضرغام و سرتیپ فرجالله نویسی) به اتهام سوءاستفاده از مقام و حیف و میل اموال دولتی، به دستورِ او دستگیر شدند 83 و واکنشِ طبقات مختلف مردم نسبت به این دستگیری، اینگونه گزارش شد:
«بر سر دستگیری و تعقیب افرادی که مشهور به فساد هستند، نام تیمسار سپهبد کیا و تیمسار سپهبد علوی مقدم بیش از دیگران برده میشود و نسبت به این دو نفر بغض و کینه شدیدی احساس میشود... تیمسار کیا هم مشهور است که با مهدی ابراهیمی دریانی معروف شرکت داشته و به کمک هم به نام فروش سهام شهرآراء و خانهسازی میلیونها متر از اراضی را تصرف کردهاند.»۸۴
و اولین عکسالعمل سپهبد کیا نیز در رابطه با این دستگیری، این اظهارات بود که:
«به زودی از او رفع توقیف خواهد شد و این بازداشتها عموماً صحنهسازی است و جنبه سیاسی دارد.»85
در این موقع، فعالیتهایی بینام و نشانی در نوشتنِ نامه و اعلامیه و ارسالِ آن به جراید، که انجامِ آن به سازمان کوک نسبت داده شد نیز، آغاز گردید. سیداحمد هاشمی که مدیر روزنامه اتحاد ملی بود، در این رابطه گفت:
«اخیراً نامهها و اعلامیههایی به جراید واصل گردیده که طی آنها دولت را به عصیان نیروهای مسلح و ایجاد کودتا تهدید کردهاند و مدیران جراید را نیز به کیفر حملات اخیرشان به ارتش و رهبران و شخصیتهای ارتشی، مورد حمله قرار داده و آنها را به عذابی شدید وعده دادهاند.»86
به همین دلیل بود که در منزل محمدعبدالله گرجی که از اعضای قدیمی سازمان کوک بود، پیرامون این موضوع، گفته شد:
«به زودی تیمسار کیا از زندان خارج شده... کودتا خواهد شد و ارتش به پشتیبانی از تیمسار کیا حکومت را در دست خواهد گرفت.»87
و هم زمان با این شایعات، صحبت از خرابکاری در آبرسانی به تهران و اختلال امواج رادیویی نیز به میان آمد:
«از طرفِ دار و دسته طرفدار تیمسار سپهبد علی کیا، اقداماتی در جریان است تا با انجام پارهای اقدامات هیجانانگیز، منجمله انجام سابوتاژهایی در لولهکشی آب تهران و فرستندههای رادیویی و احتمالاً برق تهران، ایجاد وحشت و اضطراب نموده و دولت را دچار انحراف توجه و بالنتیجه مسئولین امور را مرعوب نمایند.»88
و سیدجعفر بهبهانی نیز که در این ایام نماینده مجلس شورای ملی بود، اظهار کرد:
«همسر سپهبد کیا از منزل خود به وسیله تلفن با اغلب روزنامهنویسان و متنفذین تماس گرفته و به منظور جلوگیری از ایجاد سر و صدای بیشتر در اطراف بازداشت سپهبد کیا، وجوه زیادی خرج مینماید.89
پس از این اقدامات، برخی از خبرنگاران نشریات مانند سلیمان انوشیروانی مدیر روزنامه سحر و رائین خبرنگار مجله تهران مصور از سویِ فریدون کیا، به محل املاک تصرفیِ سپهبد کیا دعوت شدند تا ضمن بازدید از فعالیتهای عمرانیِ وی، مطالبی را در این خصوص منتشر نمایند.90
از بین این نشریات، روزنامه اقلیم در این خصوص مطالبی را نوشت که سپهبد کیا نسخهای از آن را در بین ملاقاتکنندگان خود توزیع مینمود.91
درگذشت پدرِ سپهبد کیا، فرصت مناسبی بود تا طرفدارانِ وی که تعداد آنان را بیشتر از 2000 نفر نوشتهاند، با اجتماع در مجلس ترحیم او که در مسجد مجد برگزار گردید، «نمایش قدرت اجتماعی» خود را به رخ بکشند و سخنران این مجلس نیز که سیدمحمد موسوی واعظ بود، با کنایه از سپهبد کیا دفاع نموده و
بگوید:
«گرچه یوسف را زندانی کردند و گرچه کوپرنیک را به جرم اینکه ادعا کرده بود زمین به دور خود میچرخد، کشتند و سقراط را هم مسموم نمودند؛ ولی همه مردان، امروز به حقانیت آنان ایمان دارند و میدانند کشندگان آنان افرادی بودهاند که از جاده حقیقت منحرف گشته و حق را ناحق جلوهگر ساختهاند.»92
محل بازداشتِ سپهبد کیا، زندان جمشیدیه بود که بیشتر از آنکه زندان باشد، به باغی بزرگ شبیه بود و رفت و آمد نیز در آن سهل و آسان صورت میگرفت؛ که در گزارشهای مختلفی که درخصوص تعداد و مشخصات ملاقاتکنندگان تهیه گردیده، مختصر اشاراتی به آن شده است؛ از جمله اینکه:
«تیمسار سپهبد کیا در جلوی باغ قدم میزد و با حاضرین احوالپرسی میکرد و اظهار میداشت که روزهای پنجشنبه روزنامه اقلیم را بخوانید و به دیگران نیز بدهید بخوانند.»93
در این شرایط بود که وی نامهای گلایهآمیز برای محمدرضا پهلوی نوشت، که در بخشی از آن آمده است:
«9 ماه است چند نفر از صدیقترین و بهترین خادمین اعلیحضرت را دکتر امینی بدون دلیل و مدرک قاطع، بلاتکلیف در زندان نگه داشته، سکوت و عدم بذل عنایت شاهنشاه در این باره، نه تنها موجب یأس این چند نفر گردیده، حتی خادمین دیگر را هم دلسرد و مأیوس نموده است. آیا اعلیحضرت قبول ندارند که دکتر امینی عمداً و از روی یک نقشه معین و حسابشده میخواهد به تدریج کلیه خدمتگزاران نظامی امتحان داده را از دور و بر شاهنشاه دور کرده و بالاخره روح خطرناک نومیدی در سینه همه سران و امراء ارتش ایجاد نماید.»۹۴
در این موقع، اظهار نظراتِ متفاوتی از سوی افراد مختلف، پیرامون نحوهی محاکمه و میزانِ محکومیت سپهبد کیا صورت میگرفت، که از آن نمونه است:
«کوشش وزارت دادگستری این است که هنگام صدور حکم محکومیت سپهبد کیا، مشارالیه را از نظر اختلاس در اموال دولتی و ضرر و زیان مادی که متوجه دولت نموده، محکوم نمایند؛ ولی چون به مشارالیه اتهام اختلاس وارد نشده و در این مورد نیز دلایل کافی در دست نیست، لذا محکومیت مشارالیه به جزای نقدی از نظر قضایی مشکل به نظر میرسد و طبق اطلاع موثق، حداکثر میزان زندان که برای سپهبد در پرونده فعلی در نظر گرفته شده، سه سال حبس تأدیبی است و به احتمال قریب به یقین مشارالیه به دو سال و نیم تا سه سال حبس محکوم خواهد شد.»95
«بر سر دستگیری و تعقیب افرادی که مشهور به فساد هستند، نام تیمسار سپهبد کیا و تیمسار سپهبد علوی مقدم بیش از دیگران برده میشود و نسبت به این دو نفر بغض و کینه شدیدی احساس میشود... تیمسار کیا هم مشهور است که با مهدی ابراهیمی دریانی معروف شرکت داشته و به کمک هم به نام فروش سهام شهرآراء و خانهسازی میلیونها متر از اراضی را تصرف کردهاند.»۸۴
و اولین عکسالعمل سپهبد کیا نیز در رابطه با این دستگیری، این اظهارات بود که:
«به زودی از او رفع توقیف خواهد شد و این بازداشتها عموماً صحنهسازی است و جنبه سیاسی دارد.»85
در این موقع، فعالیتهایی بینام و نشانی در نوشتنِ نامه و اعلامیه و ارسالِ آن به جراید، که انجامِ آن به سازمان کوک نسبت داده شد نیز، آغاز گردید. سیداحمد هاشمی که مدیر روزنامه اتحاد ملی بود، در این رابطه گفت:
«اخیراً نامهها و اعلامیههایی به جراید واصل گردیده که طی آنها دولت را به عصیان نیروهای مسلح و ایجاد کودتا تهدید کردهاند و مدیران جراید را نیز به کیفر حملات اخیرشان به ارتش و رهبران و شخصیتهای ارتشی، مورد حمله قرار داده و آنها را به عذابی شدید وعده دادهاند.»86
به همین دلیل بود که در منزل محمدعبدالله گرجی که از اعضای قدیمی سازمان کوک بود، پیرامون این موضوع، گفته شد:
«به زودی تیمسار کیا از زندان خارج شده... کودتا خواهد شد و ارتش به پشتیبانی از تیمسار کیا حکومت را در دست خواهد گرفت.»87
و هم زمان با این شایعات، صحبت از خرابکاری در آبرسانی به تهران و اختلال امواج رادیویی نیز به میان آمد:
«از طرفِ دار و دسته طرفدار تیمسار سپهبد علی کیا، اقداماتی در جریان است تا با انجام پارهای اقدامات هیجانانگیز، منجمله انجام سابوتاژهایی در لولهکشی آب تهران و فرستندههای رادیویی و احتمالاً برق تهران، ایجاد وحشت و اضطراب نموده و دولت را دچار انحراف توجه و بالنتیجه مسئولین امور را مرعوب نمایند.»88
و سیدجعفر بهبهانی نیز که در این ایام نماینده مجلس شورای ملی بود، اظهار کرد:
«همسر سپهبد کیا از منزل خود به وسیله تلفن با اغلب روزنامهنویسان و متنفذین تماس گرفته و به منظور جلوگیری از ایجاد سر و صدای بیشتر در اطراف بازداشت سپهبد کیا، وجوه زیادی خرج مینماید.89
پس از این اقدامات، برخی از خبرنگاران نشریات مانند سلیمان انوشیروانی مدیر روزنامه سحر و رائین خبرنگار مجله تهران مصور از سویِ فریدون کیا، به محل املاک تصرفیِ سپهبد کیا دعوت شدند تا ضمن بازدید از فعالیتهای عمرانیِ وی، مطالبی را در این خصوص منتشر نمایند.90
از بین این نشریات، روزنامه اقلیم در این خصوص مطالبی را نوشت که سپهبد کیا نسخهای از آن را در بین ملاقاتکنندگان خود توزیع مینمود.91
درگذشت پدرِ سپهبد کیا، فرصت مناسبی بود تا طرفدارانِ وی که تعداد آنان را بیشتر از 2000 نفر نوشتهاند، با اجتماع در مجلس ترحیم او که در مسجد مجد برگزار گردید، «نمایش قدرت اجتماعی» خود را به رخ بکشند و سخنران این مجلس نیز که سیدمحمد موسوی واعظ بود، با کنایه از سپهبد کیا دفاع نموده و
بگوید:
«گرچه یوسف را زندانی کردند و گرچه کوپرنیک را به جرم اینکه ادعا کرده بود زمین به دور خود میچرخد، کشتند و سقراط را هم مسموم نمودند؛ ولی همه مردان، امروز به حقانیت آنان ایمان دارند و میدانند کشندگان آنان افرادی بودهاند که از جاده حقیقت منحرف گشته و حق را ناحق جلوهگر ساختهاند.»92
محل بازداشتِ سپهبد کیا، زندان جمشیدیه بود که بیشتر از آنکه زندان باشد، به باغی بزرگ شبیه بود و رفت و آمد نیز در آن سهل و آسان صورت میگرفت؛ که در گزارشهای مختلفی که درخصوص تعداد و مشخصات ملاقاتکنندگان تهیه گردیده، مختصر اشاراتی به آن شده است؛ از جمله اینکه:
«تیمسار سپهبد کیا در جلوی باغ قدم میزد و با حاضرین احوالپرسی میکرد و اظهار میداشت که روزهای پنجشنبه روزنامه اقلیم را بخوانید و به دیگران نیز بدهید بخوانند.»93
در این شرایط بود که وی نامهای گلایهآمیز برای محمدرضا پهلوی نوشت، که در بخشی از آن آمده است:
«9 ماه است چند نفر از صدیقترین و بهترین خادمین اعلیحضرت را دکتر امینی بدون دلیل و مدرک قاطع، بلاتکلیف در زندان نگه داشته، سکوت و عدم بذل عنایت شاهنشاه در این باره، نه تنها موجب یأس این چند نفر گردیده، حتی خادمین دیگر را هم دلسرد و مأیوس نموده است. آیا اعلیحضرت قبول ندارند که دکتر امینی عمداً و از روی یک نقشه معین و حسابشده میخواهد به تدریج کلیه خدمتگزاران نظامی امتحان داده را از دور و بر شاهنشاه دور کرده و بالاخره روح خطرناک نومیدی در سینه همه سران و امراء ارتش ایجاد نماید.»۹۴
در این موقع، اظهار نظراتِ متفاوتی از سوی افراد مختلف، پیرامون نحوهی محاکمه و میزانِ محکومیت سپهبد کیا صورت میگرفت، که از آن نمونه است:
«کوشش وزارت دادگستری این است که هنگام صدور حکم محکومیت سپهبد کیا، مشارالیه را از نظر اختلاس در اموال دولتی و ضرر و زیان مادی که متوجه دولت نموده، محکوم نمایند؛ ولی چون به مشارالیه اتهام اختلاس وارد نشده و در این مورد نیز دلایل کافی در دست نیست، لذا محکومیت مشارالیه به جزای نقدی از نظر قضایی مشکل به نظر میرسد و طبق اطلاع موثق، حداکثر میزان زندان که برای سپهبد در پرونده فعلی در نظر گرفته شده، سه سال حبس تأدیبی است و به احتمال قریب به یقین مشارالیه به دو سال و نیم تا سه سال حبس محکوم خواهد شد.»95