نگاه حقوقی به مسئله حجاب اجباری




درست است که وفق اصل آزادی اراده انسان درپوشش وحجاب خود مختار است اما این اصل با دومانع بزرگ نظم عمومی واخلاق حسنه روبروست و این دو مانع اصل آزادی را درخصوص پوشش وحجاب صرفا دراجتماع محدود می‌سازد.
چند وقتی است که عده‌ای برآن شدند که بگویند مسئله حجاب امرشخصی است و اجبار حکومت برحجاب با اصل آزادی و اراده فرد منافات دارد. برای پاسخ این دسته ازافراد باید ازدیدگاه حقوقی، اصل آزادی اراده وموانع آن تحت عناوین نظم عمومی و اخلاق حسنه و رابطه حجاب با این دو عنوان بررسی شود.
اصل آزادی اراده و موانع آن
باتوجه به ادله موجود در فقه و حقوق، اصل آزادی اراده یک امر مسلم است و افراد آزاد هستند هرنوع رابطه حقوقی اعم ازحق وتکلیف را برای خود ایجاد کنند، ازجمله آن می‌تواند موضوع حجاب باشد. اما نکته مهم و اساسی این است که اصل آزادی اراده فی نفسه برای صحت یک امری مقتضی است یعنی موقعی می‌توان به این اصل استناد نمود که موانع آن هم مفقود باشد و مهم‌ترین موانع اصل آزادی، اراده نظم عمومی و اخلاق حسنه می‌باشد و حال باید دید آیا مسئله آزادی درانتخاب حجاب خالی از موانع است یا دارای موانع سنگین نظم عمومی واخلاق حسنه می‌باشد.
مقدمه اول- مفهوم نظم عمومی
طبق تعریف حقوقدانان، قوانین مربوط به نظم عمومی قوانینی است که غرض از وضع آن حفظ منافع عمومی باشد و تخلف از آن نظمی را که در جامعه ازحیث اقتصادی، سیاسی، اداری و خانواده حاکم است برهم زند به عبارت ساده‎تر قوانینی هستند که ارتباط مستقیم آن با منافع و مصالح جامعه است و این ارتباط به اندازه‌ای است که اصل حاکمیت اراده دربرابر آن بی‌ارزش است. به عنوان مثال وقتی سخن از حقوق وتکالیف زن و شوهر یا عده وفات و طلاق به میان می‌آید هدف از آن حفظ خانواده و بقای نسل است و به همین جهت توافق افراد بر اساس اصل آزادی اراده برای تخلف از این قوانین هیچ اثری ندارد و لو اینکه توافق‌ها متضمن مصالح برای زوجین باشد چون مصالح فردی دربرابر مصالح عمومی جامعه توان ایستادگی ندارد.
مقدمه دوم- مفهوم اخلاق حسنه
اخلاق حسنه مجموعه قواعدی است که یک ملت دریک زمان ومکان براساس فطرت وناموس اخلاقی و به سود روابط اجتماعی خود را ملزم به تبعیت از آن می‌داند ولو اینکه قانون آنها را به این قواعد امر نکند. این فطرت و ناموس اخلاقی از اعتقادات موروثی و اصیل تولد می‌یابد و دین هم در کیفیت آن نقش بزرگی دارد درنتیجه دین، عادات و عرف در ایجاد اخلاق حسنه نقش دارند.
مقدمه سوم- احکام فردی واجتماعی
احکامی که شرع مقدس تدوین نموده به احکام فردی واجتماعی تقسیم می‌شود. احکام فردی احکامی است که آثار و تبعاتش به خود فرد برمی گردد و تخلف از آن اثری مستقیم در اجتماع ندارد مثل وجوب نماز، ولی احکام اجتماعی اثرات آن علاوه‌بر خود فرد به اجتماع هم تسری پیدا می‌کند مثل حرمت شرب خمر و یا حرمت قمار.
مقدمه چهارم- وجود نظم عمومی و اخلاق حسنه درتمامی کشورها
نکته‌ای که بیان آن ضروری است این است که در تمامی کشورها نظم عمومی واخلاق حسنه مانع اعمال آزادی و حاکمیت اراده محسوب می‌شود اگرچه ممکن است مصادیق نظم عمومی واخلاق حسنه در یک کشوری متفاوت از کشور دیگر باشد.
حجاب مظهر نظم عمومی واخلاق حسنه
حجاب ازیک سو دارای قانون مصوب است و از آنجا که برای حفظ حریم‌ها وحرمت‌ها و نیز برای حفظ کیان خانواده و اجتماع تدوین شده است در قلمرو قوانین امره قرار می‌گیرد و مخالفت با آن و عمل کردن خلاف قانون امره مخالفت با نظم عمومی می‌شود چرا که درنظر قانونگذار حفظ منافع و مصالح جامعه در مسئله حجاب مبنای تدوین آن قرارگرفته است و منافع فردی با هر توجیهی نمی‌تواند دلیل بر مخالفت آن قرار گیرد و لذا نظم عمومی مقدم بر آزادی اراده شخص در مسئله حجاب است.
از سوی دوم برفرض درخصوص حجاب قانون هم نداشتیم ولی ازحیث داخل بودن دراخلاق حسنه نمی‌توان با آن مخالفت کرد چراکه اولا ازقدیم الایام‌ مسئله پوشش وحجاب درنزد زنان ایرانی مرسوم بوده و به عنوان یک مسئله اخلاقی و اجتماعی آن را پذیرفته و بدان عمل کرده اند، ثانیا اکثریت قریب به اتفاق مردم ایران مسلمان هستند و دردین اسلام به اتفاق همه علما حجاب امری واجب است و مردم آنرا به عنوان یک قاعده در زندگی خود پذیرفته‌اند و بدان عمل می‌کنند و در تعریف اخلاق حسنه عرض شد که یکی ازمهم‌ترین عوامل ومنابع اخلاق حسنه دین میباشد ثالثا مسئله حجاب صرفا یک مسئله فردی نیست بلکه جنبه اجتماعی هم دارد که جنبه اجتماعی آن برجنبه فردی غلبه دارد. همانگونه که در مقدمه سوم عرض شد برخی از احکام جنبه فردی دارد و مخالفت با آن به اخلاق حسنه لطمه‌ای نمی‌زند. به عنوان مثال شارع مقدس نماز را واجب دانسته و اگر کسی با آن مخالفت کند و نماز بجای نیاورد اگر چه مورد عتاب اخروی قرارخواهد گرفت ولی این مخالفت اثر اجتماعی نداشته و بطور مستقیم با مظاهر اجتماعی درگیری ندارد و به کسی لطمه‌ای وارد نمی‌کند و لذا هیچگاه ما بحث اجباری کردن نماز را شاهد نبوده ایم ولی برخی دیگر از احکام‌ اجتماعی است و در صورت مخالفت با آن مصالح و منافع جامعه به خطر می‌افتد و نظم و اخلاق عمومی جامعه آسیب می‌بیند؛ مانند حرمت شراب و حرمت ربا و یا حرمت رشوه. خداوند متعال به دلیل اینکه اگر این موضوعات به حریم جامعه نفوذ پیدا کند آرامش را از جامعه سلب خواهد نمود و امنیت روحی و روانی کشور رامختل خواهد کرد حکم حرمت را بر آن مترتب کرده است و حجاب هم از جمله موضوعاتی است که دارای آثار اجتماعی و دارای آثار مثبت و منفی در فرد و جامعه است، اگربدان عمل شود هم فرد و هم جامعه در آرامش اخلاقی بسر خواهند برد واگر رعایت نشود این سکون و آرامش از آنان سلب خواهد شد.
نتیجه نهائی
 باتوجه به مطالب مطروحه باید گفت درست است که وفق اصل آزادی اراده، انسان در پوشش و حجاب خود مختار است اما این اصل با دو مانع بزرگ نظم عمومی و اخلاق حسنه روبروست و این دو مانع اصل آزادی را درخصوص پوشش و حجاب صرفا در اجتماع محدود می‌سازد.
در پایان لازم به ذکراست که اگر نظام جمهوری اسلامی بخواهد در این زمینه نسبت به کسانی که مخالف حجاب هستند موفق شود ابتدا باید فرهنگ سازی کند و با منطق و استدلال و با بیان فلسفه دینی واجتماعی حجاب آنرا درجامعه نهادینه کند و این امر تا حد زیادی شدنی است چرا که ما معتقدیم احکام شرع براساس فطرت انسان‌ها بنا شده است و لذا در صورت ارائه صحیح آن ازطرف مسئولین فرهنگی مورد پذیرش افرادی که نوعا به دلیل بی‌توجهی تمایل به حجاب ندارند قرار خواهد گرفت.
صادق عبدی - وکیل دادگستری