kayhan.ir

کد خبر: ۸۸۷۵۳
تاریخ انتشار : ۰۴ آبان ۱۳۹۵ - ۲۲:۰۶

اخبار ویژه






نامزدهای فاقد صلاحیت وزارت از فساد بیمه ایران تا حضور در فتنه سبز!
هر 3 نامزد معرفی شده به مجلس برای جایگزینی وزرای مستعفی، فاقد صلاحیت بوده و به همین دلیل از مجلس نهم رأی اعتماد نگرفتند.
به گزارش مشرق، مسعود سلطانی‌فر (نامزد تصدی وزارت ورزش) به عنوان وزیر پیشنهادی ورزش و جوانان به مجلس معرفی شد که در پایان رای‌گیری مشخص شد که آرای اخذ شده 283 رای بوده است و سلطانی‌فر 117 رای موافق و 148 رای مخالف داشته و 18 رای ممتنع کسب کرد و نتوانست وزیر شود.
مخالفان، حضور سلطانی‌فر در وزارت ورزش را سایه سنگینی خواندند که به حضور افراد غیرورزشی در هیئت ورزشی استان‌ها می‌انجامد. این نمایندگان همچنین بیان داشتند که سلطانی‌فر 35 سال سابقه مدیریتی دارد ولی سوابق اجرایی و تحصیلاتی وی هیچ ربطی به ورزش ندارد و معیار شایسته‌سالاری در خصوص معرفی وزیر پیشنهادی ورزش و جوانان رعایت نشده است.
نامزد تصدی وزارت ارشاد نیز سیدرضا صالحی امیری است که نتوانست در مجلس نهم برای تصدی وزارت ورزش و جوانان رأی کسب کند. الیاس نادران از جمله نمایندگان شاخص مجلس نهم وقتی به عنوان مخالف پشت تریبون مجلس حاضر شد به سوءمدیریت و برخی فسادهایی پرداخت که در زیرمجموعه مدیریتی صالحی بوجود آمده بود.
وی با اشاره به دلایل خود برای مخالفت با وی گفت: «دلیل اول پرونده بیمه ایران است، این پرونده حکایت از فساد سازمان یافته گسترده دارد و تا به حال به اتهامات دهها تن از متهمان پرونده رسیدگی و برای بیش از 50 متهم  حکم قضایی و کیفری صادر شده است.»
وی اظهار کرد: «یکی از دلایل فقدان صلاحیت آقای صالحی برای وزارت ورزش و جوانان پرونده بیمه ایران است، این پرونده که حکایت از فساد مالی گسترده سازمان یافته دارد تا به حال به اتهامات ده‌ها تن از متهمان پرونده بررسی و برای بیش از 50 تن از آنها احکام جزایی و کیفری صادر شده است اما هنوز به اتهامات برخی از افراد رسیدگی نشده است. اگر روزی از این پرونده رمزگشایی شود و سیاسیون و مدیران اجرایی و کارچاق‌کن‌ها به مجازات برسند بخشی از دین قوه قضائیه به نظام و مردم ادا خواهد شد.»
از سوی دیگر پس از عزل فانی، فخرالدین احمدی دانش‌آشتیانی به عنوان وزیر پیشنهادی آموزش و پرورش به مجلس معرفی شده است. این در حالی است که حسن روحانی رئیس‌جمهور آبان‌ماه 1393 طی نامه‌ای به علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی «دانش‌آشتیانی» را به عنوان چهارمین وزیر پیشنهادی دولت برای تصدی سکان وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، برای کسب رأی اعتماد به خانه ملت معرفی کرد که وی نیز مانند سه وزیر دیگر نتوانست رای اعتماد نمایندگان مجلس را کسب کند.
علیرضا زاکانی نماینده از جمله مخالفان وزارت آشتیانی با بیان اینکه سپردن مدیریت آموزش عالی به عناصر افراطی خلاف مصالح کشور است، گفت: « تا امروز هر کس برای وزارت علوم به ما معرفی شد در فتنه مشارکت داشت، امروز هم که دانش آشتیانی معرفی شده است به اعتقاد بنده و با توجه به استنادات از عوامل گرداننده فتنه 88 است که البته این موضوع راستگویی دولت را می‌رساند که گفت: اگر 10 نفر را هم رد کنید هر بار در همین مسیر معرفی می‌کنیم بر این جریان تاکید داریم.»
وی خاطر نشان کرد: «آقای دانش‌ آشتیانی به مدت 20 سال مدیرعامل مدارس مفید بوده است. تهران 3 هزار مدرسه دارد تنها مدرسه‌ای که مدیر آن در زمان فتنه دستگیر شد مدیر مدرسه مفید بود و تنها مدرسه‌ای هم که روز قدس از مدرسه راهپیمایی به راه انداخت تا شعار نه غزه نه لبنان را سر دهند مدرسه مفید به مسئولیت و مدیریت آقای دانش‌آشتیانی بود.»
سپس در همین جلسه فیلمی از حضور فخرالدین احمدی دانش‌آشتیانی در تحصن دانشگاه امیرکبیر در سال 88 به نمایش درآمد.
زاکانی در هنگام پخش این فیلم با بیان توضیحاتی با اشاره به اینکه دانش‌آشتیانی متعلق به دانشگاه امیرکبیر نیست و از دانشگاه دیگری به این دانشگاه آمده است، خاطر نشان کرد: «وزیر پیشنهادی حضور در فتنه را تکذیب می‌کند اما این فیلم نشان می‌دهد آقای دانش آشتیانی نه تنها در این تحصن شرکت کرده بلکه گرداننده آن نیز بوده است.

از 159 وعده اقتصادی خبری نیست اما ناسزا... تا دلتان بخواهد!
اگر رئیس جمهور نمی‌تواند، امید است سخنگوی دولت پاسخ بدهد که سرانجام 159 وعده اقتصادی چه بوده است؟ روزنامه رسالت با طرح این پرسش نوشت: آقای روحانی در ایام انتخابات در مجموع سخنرانی‌های خود 159 بار در مورد وعده‌های اقتصادی‌اش سخن گفت. او بارها از مشکل بیکاری و معضلات آن حرف زد و وعده حل این درد جانگاه اقتصادی و اجتماعی را داد. او از جمله گفت، دولت تدبیر و امید نخواهد گذاشت این همه جوان بیکار در مقابل خانواده و فرزندان شرمنده باشند. ایجاد شغل نباید با وام باشد که بیکار تبدیل به بیکار بدهکار شود. همین کارخانه‌های موجود اگر با 20 تا 60 درصد توان کار کنند بخش عظیمی از مشکل بیکاری در کشور برطرف می‌شود. شعار من، نجات اقتصاد ایران است. برنامه اقتصادی من حل معضلات اشتغال به ویژه برای تحصیلکرده‌هاست. کشور را می‌توان از گرانی و بیکاری نجات داد. بیکاری، تنها مشکل اقتصادی نیست، مشکل اجتماعی هم هست. بیکاری باعث شده از هر 5 ازدواج یکی به طلاق منجر شود. وظیفه دولت این است که محیط کسب و کار را آماده کند.
بیش از 1200 روز از وعده‌های آقای رئیس جمهور در مورد رفع مشکل بیکاری گذشته است. وی در همایش روز روستا گفت: بیکاری معضل بزرگ کشور است، نمی‌توانیم پاسخگوی متقاضیان کار باشیم. او گفت: امسال یک میلیون و 200 هزار متقاضی کار وارد بازار شده‌اند. ریشه مشکلات کشور به بیکاری برمی‌گردد.
وی در ایام تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری گفته بود؛ «کلید من کلید تدبیر است و هر قفلی را باز می‌کند. تمام مشکلات قابل حل است و برای آنها برنامه دارم.» اما در همایش روز روستا نفرمودند کلید تدبیر او چرا قفل بیکاری را باز نکرده است؟!
محمد کاظم انبارلویی در این یادداشت با مرور اتهام و اهانت‌های روحانی علیه منتقدان تصریح می‌کند: گفتن این حرف‌ها چه مشکلی از مشکلات دولت را حل می‌کند؟ آیا این نحوه پاسخگویی به مطالبات مردم، معقول و از دولت عقلا قابل پذیرش است؟ اگر آمریکا بدعهدی و کلاهبرداری کرده، دولت باید یقه داخلی‌ها را که معلوم نیست چه کسانی هستند بچسبد؟ این رفتار را چگونه می‌شود تحلیل و تفسیر کرد؟
رئیس جمهور محترم در 7 خرداد 92 در برنامه «با دوربین» شبکه یک در ایام تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری فرمودند: «راه حل‌های کوتاه مدت یک ماهه و 100 روزه برای حل مشکلات و معضلات اقتصادی و اجتماعی و سیاست داخلی و خارجی در دولت تدبیر و امید پیش‌بینی شده است که با این برنامه می‌توانیم در یک فرصت کوتاه شاهد تحول اقتصادی باشیم.»
حالا در تازه‌ترین اظهار نظر برای رفع مشکلات اقتصادی در جمع مردم اراک در پاسخ به نقد مشفقانه منتقدین که وعده‌های اقتصادی چه شد؟ دستاورد برجام چه بود؟ می‌فرمایند: «دولت باغی را که غصب شده بود از دست غاصبان بیرون آورده و در آن درخت کاشته، صبر برای باروری این باغ لازم است. درب باغ به روی مردم باز شده است، یک عده کودک به درب باغ آمده‌اند می‌گویند سیب و گلابی کجاست که ما میل کنیم.» مفهوم این سخن این است منتظر یک ماه و 100 روز و 1200 روز نباشید، بنشینید ببینیم کی درخت برجام سیب و گلابی می‌دهد.
انصاف نیست رئیس جمهور که پیش از این منتقدان خود را بی‌سواد، بی‌شناسنامه، مزدور، کاسب تحریم، حسود و بزدل، متوهم غوطه‌ور در فساد، عقب مانده، تازه به دوران رسیده، فحاش، ناشکر و یأس‌آفرین نامیده بود حالا به کودک صفتی متهم کند.
آقای روحانی به مردم ابتدای کار گفته‌اند برنامه یک ماهه و 100 روزه برای حل مشکلات دارند. اکنون دولت ماه‌های پایانی دوره چهار ساله اول خود را طی می‌کند. رئیس جمهور پس از 1200 روز نتوانسته تحولی را در حوزه اقتصادی و اجتماعی به مردم آدرس بدهد و در مورد بیکاری صریحاً می‌گویند؛ «ما نمی‌توانیم»!
سال 94 برنامه پنج ساله پنجم توسعه پایان یافت. دولت نتوانست برنامه ششم را در مهلت مقرر بدهد. بودجه سال 95 بدون برنامه است. هیچ افق روشنی هم برای حل مشکل برنامه‌نویسی بین دولت و مجلس دیده نمی‌شود. لذا بودجه سال 96 هم فاقد برنامه خواهد بود! آیا رئیس جمهور و ژنرال‌های اقتصادی دولت نمی‌خواهند به این معضل پاسخ روشن بدهند؟

امام(ره) آمریکا را تحقیر می‌کرد /شما به مقام کدخدایی رساندید
«امام(ره) به ما مذاکره با جهان را آموخت». روزنامه ایران این اظهارات رئیس‌جمهور در خمین را تیتر اول خود کرده است.
آقای روحانی گفته است: امام نه تنها توانست استقلال واقعی را به ایران برگردانده و عزت و عظمت را برای مردم به ارمغان آورد، بلکه توانست حکومت مردمی، اسلامی و مردم‌سالاری دینی و حکومتی را که قرن‌ها مورد نظر مردم بود در سرزمینی که عشق پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) قلوب مردم را تسخیر کرده، مستقر سازد.
وی می‌افزاید: امام این دو جمله را به ما آموخت که چگونه با 6 قدرت جهانی پای میز مذاکره نشسته و حقوق ملت را بستانیم.
انتساب مشی توأم با اشتباه دولت در مذاکرات به امام و رهبری در حالی است که برخی دولتمردان برخلاف سیره حضرت امام و جانشین شایسته ایشان، آمریکا را از جایگاه دشمنی و «شیطان بزرگ» خارج کرده و با حسن ظن به دشمن نگریستند یا این خوش‌گمانی را ترویج کردند. امام و رهبری هرگاه درباره سران رژیم آمریکا و عملکرد آنها سخن گفتند، بدعهدی و خیانت و جنایت‌های مداوم آنان را به رخ کشیدند اما آقای روحانی به واسطه 15 دقیقه گفت‌وگوی تلفنی با اوباما مدعی شد «او را بسیار مودب یافتم.» آقای روحانی همچنین آمریکا را «کدخدا» لقب داد که مفهوم مقابل آن «رعیت» است و اساسا با این تلقی مذاکره برد- برد معنا ندارد. امام و رهبری به اعتبار هویت استکبار، با بی‌اعتمادی به وی می‌نگریستند اما برخی دولتمردان اصرار داشتند باب شراکت در برجام‌های 1و 2 و 3 و 4 را با شیطان بزرگ باز کنند و آن قدر در این زمینه عجله داشتند که فراموش کردند باید تضمین‌های کافی در توافق بگیرند؛ به همین دلیل هم از یک‌سو به مردم برخلاف واقعیت وعده دادند 180 میلیارد دارایی درآمد بلوکه شده ایران به واسطه توافق آزاد شود و با اجرای برجام روزانه 170 میلیون دلار عاید کشورمان شود، اما پس از اجرای برجام می‌گویند سال‌ها طول می‌کشد تا سیب و گلابی برجام برسد.
از سوی دیگر سران آمریکا و جبهه استکبار بارها می‌گویند به واسطه مدعیان اصلاح‌طلبی و اعتدال باید محتوای حکومت دینی را تغییر دهند و حربه اقتدار انقلابیگری را به واسطه میانه‌رو(!؟)ها از جمهوری اسلامی بگیرند و متاسفانه برخی دولتمردان در قبال این رویکرد جز انفعال و حداکثر برخی اظهار همدردی‌های انتخاباتی- اگر فلان توافق نشود، در انتخابات آسیب می‌بینیم!- قاطعیت و صراحتی از خود نشان نمی‌دهند.
یادآور می‌شود ادبیات امام درباره امثال کارتر و ریگان (سران وقت آمریکا) مالامال از عزت، روشنگری، اعتراض و تحقیر مواضع مستکبرانه است.

تردید روزنامه حامی دولت درکارآمدی وزیران پیشنهادی
افراد معرفی شده برای تصدی 3 وزارتخانه‌ نوید تقویت کابینه را نمی‌دهند.
روزنامه جمهوری اسلامی از روزنامه‌‌های حامی دولت، با شتابزده خواندن اقدام دولت نوشت: نامه معرفی اسامی وزرای پیشنهادی لازم است ملحقاتی نیز داشته باشد و از جمله برنامه کاری وزرای پیشنهادی و همچنین رزومه آنها نیز در همین مقطع زمانی باید به مجلس اعلام می‌شد که نشد. ظاهرا به همین دلیل مجلس از اعلام وصول نامه رئیس جمهور در جلسه علنی دیروز امتناع کرده است.
اقدام رئیس جمهور در معرفی فهرست وزرای پیشنهادی ممکن است شائبه عجله و شتابزدگی را در برخی اذهان ایجاد کند و بپرسند که تعجیل چرا؟
با انتشار اسامی وزرای پیشنهادی، سؤال‌های زیادی در جامعه مطرح شده که عمدتا به سابقه رأی ندادن مجلس به آنها در نوبت قبل، عدم تسلط آنها بر حوزه کاری مورد نظر و ضعف‌ها و اشکالاتی که به سوابق بعضی از آنها مربوط می‌شود. در این واقعیت نباید تردید کرد که تغییر باید با هدف تقویت کابینه باشد ولی اسامی پیشنهادی چنین نویدی را نمی‌دهد.
این روزنامه حامی دولت می‌افزاید: وزارت ارشاد فردی را می‌طلبد که با حوزه‌های فرهنگ، هنر و مطبوعات آشنائی کامل داشته باشد و ذاتاً از جنس فرهنگ باشد تا بتواند از عهده وظایف محوله برآید. وزیر پیشنهادی نه‌تنها از چنین ویژگی‌هائی برخوردار نیست، بلکه در تمام این زمینه‌ها ضعیف است.
وزیر پیشنهادی قبل از هر چیز دارای سابقه اطلاعاتی است. با قطع نظر از چگونگی عملکرد وی در مسئولیت‌های اطلاعاتی، اصولاً یک فرد اطلاعاتی تناسبی با مقوله فرهنگ ندارد. در عین حالی که برای عزیزان زحمتکش در بخش‌های اطلاعاتی و امنیتی کشور ارزش زیادی قائل هستیم و قدردانی از تلاش‌های مفید و مؤثر آنها را واجب می‌دانیم، عمیقاً معتقدیم وجود این عزیزان در جایگاه‌های متناسب با تخصص خود، برای کشور و نظام بسیار ضروری است ولی مقوله فرهنگ ویژگی‌هایی دارد که با سایر مقولات متفاوت است.
نکته دیگر به عملکرد وزیر پیشنهادی در دوران فعالیت وی در مرکز تحقیقات استراتژیک و کتابخانه ملی مربوط می‌شود که در هیچیک از آنها توفیقی نداشته و حتی در کتابخانه ملی با چاپ و انتشار کتاب‌های تاریخ شفاهی سران رژیم منحوس پهلوی مطالب خلافی از زبان آنها منتشر کرده که مورد اعتراض شدید دلسوزان نظام جمهوری اسلامی قرار گرفت.
چهار جلد کتاب منتشر شده با بودجه بیت‌المال، مالامال از دروغ‌ها، خلاف‌گوئی‌ها و حتی اهانت‌های سران رژیم وابسته پهلوی علیه مردم ایران، امام و رهبران انقلاب است بدون آنکه پاسخی به این اباطیل داده شده باشد.
نکته دیگر این است که متصدی فرهنگ کشور باید از قشر متوسط جامعه باشد تا بتواند درک صحیحی از مقوله فرهنگ داشته باشد. افراد مرفه با قطع‌نظر از اینکه این رفاه و برخورداری را چگونه به دست آورده‌اند، نه تنها نمی‌توانند درک صحیحی از مقوله فرهنگ داشته باشند و مشکلات فرهنگی کشور را حل کنند بلکه چه‌بسا بر سر فرهنگ نیز معامله کنند! با توجه به این نکات مهم، فرد پیشنهادی برای وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را مناسب نمی‌دانیم و معتقدیم این وزارتخانه با چنین افرادی نمی‌تواند کاری در شأن فرهنگ انقلاب و نظام جمهوری اسلامی انجام دهد.