چهارشنبه ۲۵ فروردين ۱۴۰۰ - ۲۱:۰۱
کد خبر: ۲۱۲۵۲۳
تاریخ انتشار: ۱۵ اسفند ۱۳۹۹ - ۲۱:۲۳
نگاهی به دیروزنامه‌های زنجیره‌ای




سرویس سیاسی-
«حشمت‌اله فلاحت‌پیشه» یادداشتی را در روزنامه آرمان منتشر کرده که در برابر سطرسطر آن تنها می‌توان تاسف خورد. این تاسف وقتی گران‌بارتر می‌شود که به یاد آوریم وی در مجلس پیشین (دوره دهم) عضو کمیسیون امنیت ملی بوده و یک سال نیز ریاست این کمیسیون را برعهده داشته است. کمیسیونی که یکی از وظایفش بررسی روند اجرای برجام بوده است.
یادداشت فلاحت‌پیشه این‌گونه آغاز می‌شود: «پاسخ رد جمهوری اسلامی ایران به پیشنهاد اروپایی‌ها برای مذاکرات غیررسمی در معیت ایالات‌متحده آمریکا یک فرصت‌سوزی دیپلماتیک از جانب ما بود[!!] به نظر من، تنها مسیر موفقیت این است که جمهوری اسلامی ایران و ایالات‌متحده آمریکا باید وارد مذاکره مستقیم و بدون واسطه و میانجیگری بر سر چگونگی احیای برجام شوند. در غیر این صورت هیچ راهی و هیچ واسطه‌ای نمی‌تواند شرایط کنونی را تعدیل کند؛ چون در آن موقع است که دو طرف یعنی تهران و واشنگتن به این درک مشترک خواهند رسید که منافع واقعی‌شان در بازگشت به برجام و انجام تعهدات هسته‌ای است.»
عجیب است که وقتی تمام مسئولان کشور بر عدم مذاکره مجدد پیرامون برجام متفق‌القول هستند شخصی مانند فلاحت‌پیشه بلندگوی خواست‌های آمریکا می‌شود. برجام در پی سال‌های طولانی مذاکره به دست آمده حالا چرا باید دوباره مسیری را آغاز کنیم که پیش از این پیموده‌ایم؟! اینکه می‌گوییم بلندگوی خواست‌های آمریکا شده است به این دلیل است که برجام توسط دولت‌های وقت ایران و آمریکا و سه کشور اروپایی و چین و روسیه به امضا رسیده است. حالا اگر بایدن که در زمان امضای برجام خود معاون اول اوباما و مشاور وی بوده چرا باید پیشنهاد مذاکره مجدد را مطرح کند؟! اگر آنها عزمی به اجرای برجام داشته باشند (که ندارند) متن برجام با تعهدات کشورها مشخص است. آمریکا از این رو مذاکره مجدد را مطرح می‌کند که بار دیگر ایران را در یک پروسه بلندمدت دیگر گرفتار کند و علی‌القاعده در این مدت از ایران خواسته می‌شود که تا حصول نتیجه فعالیت‌های هسته‌ای خود را تعلیق نماید و در عوض لغو تحریم‌ها منوط به پایان یافتن و به نتیجه رسیدن مذاکرات خواهد شد.
آنچه در ادامه می‌خوانید متن ارسالی از سوی سفارت سوئیس (حافظ منافع آمریکا در ایران) نیست بلکه ادامه یادداشت فلاحت‌پیشه است: «در ۴۲ روز گذشته جو بایدن به دنبال بازی سیاسی، دیپلماتیک یا برجامی با ایران نبوده است. باید پذیرفت که دولت در ایالات‌متحده آمریکا عوض شده است. دولت رادیکال و دیوانه ترامپ که تمام سیستم‌ و نظام‌های سیاسی، دیپلماتیک و حقوقی جهانی را به هم زده بود کنار رفته است و به تبعش، جو بایدن با حجم بالایی از خرابی‌ها، ویرانی‌ها، خسارات و تبعات مخرب و منفی گسترده اقدامات دونالد ترامپ روبه‌رو است. باز‌سازی این میزان از خرابی‌ها به زمان بیشتری نیاز دارد. این در حالی است که همین حجم گسترده خرابی‌های دوران ترامپ سبب شده است که جو بایدن قدری محافظه‌کار شود. پیرو این نکته دولت بایدن در بازگشت به برجام و لغو تحریم‌ها قدری محافظه‌کار شده است. ضمن اینکه باید پذیرفت که اکنون مسئله و اولویت اساسی دولت جو ‌بایدن احیای اقتصاد این کشور و مقابله با کروناست.»
منافع قبلی برجام کجاست که از منافع جدید سخن می‌گویید؟
در ادامه متن مذکور آمده: «حال با این میزان از خرابی‌های دولت دونالد ترامپ و شدت فشارهای مخالفان برجام دولت بایدن کماکان سعی می‌کند با هوشمندی سیاسی و دیپلماتیک و با صرف کمترین هزینه تعامل، مذاکره، گفت‌وگو و احیای برجام را در دستورکار داشته باشد. یقین بدانید اگر تابوی مذاکره‌ناپذیر بودن برجام شکسته شود، ایران می‌تواند منافع جدیدی[!!] را در مذاکرات پیش رو برای خود تعریف کند. لذا آنچه در آینده شکل خواهد گرفت این است که با مذاکرات جدید باید برجام نوینی احیا شود که می‌تواند دربرگیرنده منافع بیشتری برای ما باشد. به‌هرحال ایران هم به موازات اروپایی‌ها و ایالات‌متحده آمریکا منتقد برخی از بندها و مفاد برجام است.»
چنان‌که که خواندید این جماعت حتی برای عمل نکردن مقامات رژیم عهدشکن آمریکا نیز توجیه می‌تراشند. دیگر چگونه می‌توان از اینها توقع داشت منافع ملی را نصب‌العین خود قرار دهند و از ساده‌لوحی مفرط بپرهیزند؟!
فلاحت‌پیشه و دیگر هم قبیله‌هایش بگویند منافع قبلی برجام چه بوده است که حالا به صرافت افتاده‌اند که منافع جدید از پس مذاکره کسب کنند؟! به راستی به منافع جدید مورد ادعای وی نیازی نیست، اگر می‌توانند آمریکای بایدن را متقاعد کنند که همان تعهدات مندرج در برجام را عمل نماید. اما آمریکا چنین کاری نمی‌کند و اگر امثال نویسنده یادداشت فوق لحظه‌ای با استدلال و منطق به تفکر می‌پرداختند و نیز عبرت را از رفتار سلطه‌جویانه آمریکا مدنظر قرار می‌دادند از پس همین سؤال به ماهیت آمریکا پی می‌بردند که چرا دولت بایدن به آنچه کشورش بر آن متعهد شده عمل نمی‌کند و مذاکرات جدید می‌طلبد؟!
اگر FATF اطلاعات نمی‌خواهد، آن 400 صرافی چگونه لو رفتند؟
مهدی پازوکی از بزک‌گران برجام در روزنامه دولتی ایران نوشت: «امروز همه کارشناسان سیاسی و اقتصادی کشور اذعان دارند که مصلحت نظام در این است که نظام بانکی ایران بتواند با نظام بانکی دنیا کار کند. اما اگر مصلحت این است که ایران منزوی شود یا به سمت زیمبابوه شدن برود، پس نباید به «FATF» بپیوندیم. چراکه براساس سند چشم‌انداز، ایران می‌بایست یکی از کشورهای نخست منطقه در همه عرصه‌ها به ویژه اقتصاد می‌بود. اما امروز به دلیل مشکلات ساختاری و انباشت مسائل متعدد به این جایگاه دست نیافتیم. در چنین شرایطی، نپیوستن به «FATF» به سایر مسائل و مشکلات اضافه شده و عملا یک هزینه ۲۰ درصدی دیگری را به ملت ایران، در همه خریدهای خارجی آن تحمیل خواهد کرد. از این رو از مجمع تشخیص مصلحت انتظار می‌رود به مصلحت واقعی و عینی کشور توجه کرده و یک خودتحریمی دیگری را به تحریم‌های ظالمانه آمریکا علیه نظام اسلامی و مردم تحمیل نکنند.»
وی مدعی است: «به رغم ادعای برخی منتقدان، در مقررات «FATF» یا کنوانسیون‌های مورد بحث، اساسا هیچ قید یا ضرورتی برای در اختیار گذاشتن اطلاعات محرمانه و کلیدی کشور، نه فقط به کشورهای متخاصم، بلکه به کشورهای دوست هم وجود ندارد.»
نویسنده در حالی با ادبیات فریبکارانه و منزجر‌کننده برجامی، برای FATF جاده صاف می‌کند که باید پاسخگوی وعده‌های توخالی‌اش درباره برجام باشد. همان توافق خسارت‌بار هسته‌ای که نویسنده آن را بزک می‌کرد، سندی است که نشان می‌دهد نباید به غرب و وعده‌های سرخرمن آن اعتماد کرد. وی مدعی خودتحریمی با عدم الحاق به FATF است و حال آنکه در حال وارونه‌نمایی از واقعیت است زیرا صرافی‌های دور زننده تحریم با عمل به توصیه‌های FATF لو رفتند و بخشنامه‌های خائنانه، بانک‌ها را از همکاری با افراد حاضر در لیست تحریم‌های سازمان ملل، وزارت خزانه‌داری آمریکا و وزارت خارجه آمریکا منع کرد. اگر FATF اطلاعات کلیدی کشور را نمی‌خواهد، پس آن 400 صرافی چرا افشا شدند؟
حجت‌الاسلام و‌المسلمین مصباحی‌مقدم، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام با اشاره به ارائه اطلاعات صرافی‌هایی که ما با آنها کار می‌کردیم به برخی کشورها، گفته بود: «برخی مسئولان بر طبق تعهدات ایران در FATF لیست صرافی‌هایی را که به نوعی تحریم‌ها را دور می‌زدند، به واحد اطلاعات مالی طرف‌های خارجی دادند که این امر منجر به شناسایی این صرافی‌‌ها و ایجاد مشکلاتی شد و آن صرافی‌ها بسته شدند و این خدمتی بود که از ناحیه وزارت اقتصاد و نظام بانکی به آنها شد.»
لازم به یادآوری است، مارشال بیلینگزلی، دستیار بخش تامین مالی تروریسم وزارت خزانه‌داری آمریکا و رئیس‌سابق‌FATF، در جلسه استماع کمیته امور خارجی مجلس نمایندگان آمریکا در پاسخ به سؤال نماینده کنگره آمریکا با این عنوان که ما چگونه باید فشارها بر حکومت و نهادهای مالی ایران را حفظ کنیم و اطمینان حاصل کنیم که آنها نتوانند شکاف‌هایی برای دور زدن تحریم ایجاد کنند؟ گفته بود: باید مصرانه از آنها بخواهیم قوانین مقابله با تامین مالی تروریسم و پولشویی لوایح مرتبط با FATF را در ایران تصویب کنند!
خوان زاراته، معاون سابق مدیریت مبارزه با تروریسم و جرائم مالی در وزارت خزانه‌داری آمریکا نیز گفته بود: برای قراردادن ایران در تنگنا و سخت‌تر کردن شرایط برای این کشور، به حضور کامل FATF نیاز است.
کار گروه ویژه اقدام مالی (FATF) اسفند 97 با انتشار گزارشی صراحتاً اعلام کرد که اجرای مؤثر تحریم‌های مالی هدفمند و شناسایی مسیرهای ایران برای دور زدن تحریم را ذیل رسالت مقابله با ‌اشاعه تسلیحات کشتار جمعی خود تعریف کرده و با جدیت تمام در پی اجرای آن است.
مدعیان اصلاحات - اعتدال همراه و هم‌راستا با تقلای دشمنان قسم‌خورده نظام در پی‌انداختن ایران در تله FATF هستند.
محمدرضا پورابراهیمی، رئیس‌کمیسیون اقتصادی مجلس یازدهم گفته بود: «از شخص وزیر امور خارجه (محمد جواد ظریف) سؤال کردم و گفتم اگر جمهوری اسلامی ایران، همه تعهدات را بپذیرد آیا هیچ تضمینی وجود دارد که از لیست سیاه FATF خارج شود یا اتفاق دیگری رقم می‌خورد. ظریف گفت، خیر هیچ تضمین و تعهدی وجود ندارد.»
تلاش اصلاحاتی‌­ها برای تحمیل خسارتی دیگر
روزنامه ابتکار نوشت: «علاوه‌بر اصرار دولت، بسیاری از کارشناسان نیز معتقدند که تصویب هرچه زودتر FATF می‌تواند مسیر بهتری را پیش‌روی اقتصاد ایران قرار دهد. به گفته آنها مشخص نشدن تکلیف این لوایح و همچنین این‌پا و آن‌پا کردن برای تصویب آن می‌تواند هزینه‌های هنگفتی را برای اقتصاد و معیشت مردم جامعه به همراه داشته باشد.»
در ادامه مطلب به نقل از یک کارشناس آمده است: «اگر تصویب لوایح FATF حتی یک روز هم عقب بی‌افتد به ضرر جامعه و اقتصاد خواهد بود. متاسفانه مخالفان لوایح FATF هیچ توجیه برای مخالفت خود ندارند، ما اکنون در شرایطی هستیم که هیچ امتیازی در بر نداریم و با دست خالی می‌خواهیم خودنمایی کنیم.»
در ادامه این مطلب آمده است: «اقتصاد ایران دیگر بیش از این تحمل تحریم، محدودیت و بلوکه شدن دارایی‌ها را ندارد. کافی است یک بررسی از وضعیت معیشت افراد در کشور داشته باشیم، خواهیم دید که در شرایطی که میلیون‌ها دلار از دارایی ایران بایکوت شده است 60-65 میلیون نفر در مشکلات معیشتی غرق شده‌اند.»
گفتنی است حدود ۲۸۵ شخص، موسسه و شرکت ایرانی (صنایع دفاعی، صنایع پیشرفته ازجمله هسته‌ای و نانو، فرماندهان نظامی، دانشمندان کشور در حوزه‌های مختلف و...) در لیست تحریم‌ها قرار دارند و بر اساس الزامات FATF‌، ایران باید با پیوستن به FATF به اعمال تحریم‌ها علیه آنها در داخل کشور متعهد شود.
سال گذشته بود که سینا عضدی، پژوهشگر مرکز تحقیقات استراتژیک دانشگاه فلوریدای جنوبی در مصاحبه با یکی از شبکه‌های ضدانقلاب گفت: «آمریکا چیزی برای تحریم ایران ندارد مگر اینکه بخواهد از طریق سازمان FATF مناسبات مالی ایران را بیشتر محدود کنند و این کشور را تحت تحریم قرار دهد.. چیز دیگری نمانده که جمهوری اسلامی در آن تحریم شود؛ ایران در نفت، صنایع خودرو‌سازی و پتروشیمی تحریم است و برای خود آمریکا هم مشکل است که جز FATF، چیزی برای تحریم پیدا کند.»
همچنین ‌اندیشکده دولتی و سلطنتی «کیتو» در بریتانیا با انتشار گزارشی تأکید کرد که تصویب لوایح FATF از سوی ایران مقدمه رسیدن به برجام 2 است. این‌اندیشکده سلطنتی انگلیسی به آمریکا پیشنهاد کرده برای رسیدن به توافقی جدید با ایران شامل حوزه موشکی و فعالیت‌های منطقه‌ای، به‌اصطلاح هویج‌هایی به ایران پیشنهاد داده شود که محقق شدن آن منوط به تصویب لوایح FATF باشد.


نام:
ایمیل:
* نظر: