يکشنبه ۰۶ مهر ۱۳۹۹ - ۱۶:۲۷
کد خبر: ۱۹۵۲۱۶
تاریخ انتشار: ۱۵ مرداد ۱۳۹۹ - ۲۱:۴۷
نگاهی به دیروزنامه‌های زنجیره‌ای
جلال میرزایی، نماینده اصلاح‌طلب مجلس دهم که برای حضور در مجلس یازدهم از سوی مردم رد صلاحیت شده، روز گذشته طی گفت‌و‌گویی با روزنامه اعتماد مدعی شده است که نارضایتی افکار عمومی و مصائب معیشتی مردم ناشی از عملکرد مجلس قبلی و فراكسيون 90 نفره اميد (اصلاح‌طلبان) نبوده است.


سرویس سیاسی ـ

وی به اعتماد گفته است: «فراكسيون اميد در مجلس دهم ناچار بود به خاطر مردم و به خاطر آنكه اوضاع از اين وخيم‌تر نشده و مشكلات از اين بيشتر دامنگير كشور نشود از دولت حمايت كند. از آن‌سو دولت هم تمام تلاش خود را براي حل مشكلات به كار بسته بود اما فشارهاي داخلي و بين‌المللي مانع از اجراي برنامه‌هايش مي‌شد و درنهايت جامعه گمان مي‌كرد، مشكل از فراكسيون اميد است كه كشور به اين وضع افتاده است. درحالي كه ما درنهايت مي‌توانستيم چند طرح و لايحه در مجلس تصويب كنيم... هر چند كه به نظرم با اين وجود، اقدامات مثبتي انجام داديم كه بعضا نتايج آن را امروز بيشتر مي‌بينيم.»
چنین ادعایی از سوی این نماینده اصلاح‌طلب مجلس دهم در حالی است که مجلس قبلی یکی از ضعیف‌ترین مجالس کشور بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در حوزه اقتصادی بود و این موضوع، نقش مهمی در تشدید آثار اقتصادی تحریم‌های آمریکا داشت و ضربه سنگینی به کشور وارد کرد. نمایندگان فراکسیون اصلاح‌طلبان مجلس دهم طی 4 سال دوره نمایندگی خود، بدون درک درست مشکلات و شناخت اولویت‌ها، موضوعات فرعی و حاشیه‌ای نظیر رفع حصر، ورود زنان به ورزشگاه و برگزاری کنسرت و... را به عنوان دغدغه اصلی مردم جا زدند که نتیجه عملکردشان به تعبیر این نماینده اصلاح‌طلب امروز در زندگی و معیشت مردم به خوبی قابل مشاهده است.
این جریان زمانی که از قدرت و مناصب اجرایی و سیاسی دور‌اند، به هر حیله و ‌ترفندی چنگ می‌زنند تا به آن برسند و در این مسیر از هیچ شناعتی حتی به آشوب کشیدن مملکت و گرا دادن به دشمن برای تحریم ملت هم ابایی ندارند. زمانی که به قدرت می‌رسند چون کمترین کارآمدی و کوچک‌ترین برنامه‌ای برای اداره کشور ندارند، با تفکری وابسته و خود حقیرپندار، سرمایه‌ها و دستاوردهای کشور و زندگی مردم را به نابودی می‌کشانند. به فساد اقتصادی و دست‌درازی به بیت‌المال آلوده می‌شوند، به جای وکیل ملت بودن، وکیل‌الدوله می‌شوند، با تصویب و حمایت از توافقی فاجعه‌آمیز دستاوردهای هسته‌ای کشور را نابود و به جای لغو تحریم‌های گذشته ده‌ها و صدها تحریم دیگر به کشور اضافه می‌کنند، به جای رسیدگی به تنگی معیشت مردم به منفعت‌طلبی شخصی و زدوبندبازی سیاسی سرگرم می‌شوند و به جای چاره‌اندیشی برای حل مشکل انبوه بیکاران به‌دنبال مقرر کردن حقوق‌های نجومی و مادام‌العمر برای خود می‌روند، با عملکرد خود کارخانه‌ها و مراکز تولید کشور را به تعطیلی می‌کشانند، ارزش پول ملی کشور را نابود می‌کنند و در آخر امر هم به جای عذرخواهی بابت خسارت‌هایی که به کشور و ملت وارد آورده‌اند، طلبکار می‌شوند.
ادعای لغوشدن تحریم‌ها توسط «جو بایدن» گمراه‌کننده است
احمد زیدآبادی، فعال اصلاح‌طلب در یادداشتی در روزنامه آرمان نوشت: «برخي رسانه‌هاي اصلاح‌طلب به‌گونه‌اي از احتمال رياست‌جمهوري جو بايدن سخن مي‌گويند که پنداري به محض ورود او به کاخ سفيد، برجام به تمام و کمال زنده و تمام تحريم‌ها يک‌شبه لغو مي‌شود! اين نگاه که معنايي جز تسليم شدن آمريکا در برابر ايران ندارد، به‌کلي غيرواقع‌بينانه و در حقيقت گمراه‌کننده است.»
زیدآبادی در ادامه نوشت: «در واقع همان‌طور که کيهان هم پي برده است، استراتژي دموکرات‌ها بازگشت بي‌‌قيد و شرط به برجام نيست، بلکه مشروط به تغيير مسير سياست داخلي و خارجي جمهوري اسلامي ایران است، هر چند که در قالبي ظريف و بعضاً ابهام‌زا ارائه مي‌شود. از قضا «مسئله ايران» در حوزه سياست دو حزبي ايالات‌متحده قرار دارد و هر دو حزب دموکرات و جمهوريخواه علاوه‌بر نگراني از برنامه هسته‌ای و موشکي جمهوري اسلامي ایران، استراتژي آن را در خاورميانه مغاير منافع اساسي کشورشان در اين منطقه مي‌دانند.»
در روزهای گذشته رسانه‌های زنجیره‌ای در نقش ستادهای تبلیغاتی جو بایدن در ایران به بزک و تطهیر دموکرات‌ها پرداختند.
این در حالی است که دموکرات‌ها در روزهای گذشته سند انتخاباتی خود را منتشر کرده‌اند. در این سند تاکید شده است که شرط بازگشت دموکرات‌ها به برجام- در صورت پیروزی در انتخابات- این است که محدودیت‌های برجامی ایران دائمی شده و خسارت محض برجام به حوزه توان موشکی و قدرت منطقه‌ای ایران نیز تعمیم داده شود.
این دقیقا همان خواسته ترامپ و پمپئو و دیگر مقامات ارشد دولت وی است. جمهوری خواهان و دموکرات‌ها در هر مسئله‌ای اختلاف داشته باشند، در دشمنی با ملت ایران هیچ اختلافی با یکدیگر ندارند.
تصمیم­‌هایی که مطابق با تحریم­­‌هاست!!
روزنامه شرق روز گذشته در گزارشی به مناسبت سالگرد انتشار نامه 37 اقتصاددان به رئیس‌جمهور به مطالب جالب توجهی اشاره کرده است.
در این گزارش که با عنوان «انفعال قوه مجریه در مقابل پیشنهادها» منتشر شده، آمده است: «15 مرداد سال گذشته بود که 37 اقتصاددان به رئیس‌جمهور نامه نوشتند... این نامه از‌سوی رهبری هم مورد توجه و تأکید قرار گرفته بود و حالا با گذشت یک سال از امضای آن، پیگیر شدیم تا ببینیم بندهایی که درباره آن هشدار داده شده بود، چه سرنوشتی پیدا کرده است؟ آیا رئیس‌جمهور در راستای اجرائی‌شدن یا اجرائی‌کردن این هشدارها گامی برداشته است؟ اساسا تدوین چنین نامه‌هایی منافع کشور را تأمین خواهد کرد؟»
در ادامه این گزارش آمده: «محمد بحرینیان، پژوهشگر توسعه، در گفت‌وگو با «شرق» درباره دلایل امضای این نامه و اجرائی‌نشدن توصیه‌ها عنوان می‌کند: امضاکنندگان نامه در مفادی با هم تفاهم داشتند... دلیل این توافق، انتشار کتابی در 21 آذر 96 از‌سوی ریچارد نفیو، عضو تیم مذاکره‌کننده دولت آمریکا بود. در این کتاب هدف تحریم‌ها به‌طور دقیق تشریح شده بود... به گفته این پژوهشگر اوایل سال 97 و همزمان با خروج آمریکا از برجام یکباره ارز تک‌نرخی شد و اعلام کردند که ارز چهارهزارو 200‌تومانی برای همه فراهم است. او ادامه می‌دهد: به نظر می‌آید این تصمیم هم مثل خیلی از تصمیمات دیگر فاقد پشتوانه مناسب بود و ما نمی‌دانیم تحت چه شرایطی چنین تصمیمی گرفته شد.»
در ادامه این نوشتار می‌خوانیم: «بحرینیان می‌گوید: در کتاب نفیو مشخص بود که آنها چه چیزی را هدف گرفته‌اند و راه‌حل مقابله با تحریم‌ها چیست؛ اما متأسفانه بسیاری از تصمیماتی که در دولت قبل و دولت فعلی گرفته شد، وقتی نگاه می‌کنیم، منطبق با طراحی‌هایی است که در تحریم‌ها پیش‌بینی کرده بودند.»
این صاحب نظر در ادامه افزوده: «او یادآور می‌شود: در صفحه 78 ترجمه کتاب نفیو به این نکته اشاره شده است که در ایران هماهنگی اقتصادی به وجود نمی‌آید. در صفحه 47 و 48 هم عنوان می‌شود که در تحریم‌ها بیشتر جمعیت جوان هدف قرار می‌گیرد؛ زیرا تداوم تحریم‌ها منجر به بی‌کاری می‌شود و شغل‌های زیادی در بخش صنعت و تولید تحت تأثیر قرار می‌گیرد. این یعنی برای تحریم‌کنندگان تقریبا مشخص بود که در طول این سال‌ها چه اتفاقاتی می‌افتد.»
جریان مرموز تحریف؛ ستادهای انتخاباتی بایدن در تهران‌اند نه منتقدان
روزنامه دولتی ایران دیروز با روتیتر «روحانی نسبت به خطرات تحریف در دوره تحریم و کرونا هشدار داد» عبارت «جریان مرموز تحریف به دنبال چیست؟» را جای تیتر یک خود نشاند.
در گزارش ارگان دولت آمده است: «به موازات برنامه‌ریزی‌ها و اقدامات دولت در مصاف با ویروس تحریم و کرونا، جبهه بدخواهان پیگیری اهداف خود را به حوزه جنگ رسانه‌ای و عملیات روانی هم کشانده‌اند. محور یا هدف اصلی تعیین شده در این رویارویی، القای ناکارآمدی نظام و دولت در برابر مشکلات و فشارها است. این گونه است که شایعه پراکنی، خبر‌سازی، سیاه‌نمایی، عبور آرام از کنار موفقیت‌ها و تحریف واقعیات خودنمایی می‌کند. لذا بیراه نیست اگر گفته شود دولت روحانی حالا در کنار مقابله با دو عامل بیرونی تحریم و کرونا، ناگزیر از مقابله با ضلع سومی به نام عملیات روانی یا تحریف واقعیات و شایعات هم هست. اما آنچه این مصاف را دشوارتر می‌کند، همنوایی آگاهانه یا غیر آگاهانه برخی جریان‌هایی که روحانی آنرا «جریان مرموز» می‌خواند با جریان‌هایی پشت تحریم قرار گرفته‌اند است... به نظر می‌رسد تحریف در شکل بی‌توجهی به موفقیت‌های دولت و سیاه‌نمایی علیه آن خواسته یا ناخواسته در خدمت تحریم در آمده است.»
اولا، روشن است که هرگونه سیاه‌نمایی علیه دولت محکوم است. ثانیا، بزرگ‌نمایی تحریم، مقابله با تحریم نیست، جار زدن ضعف و ذلت برابر دشمن و گستاخ کردن او برای افزایش تحریم است. ثالثا، مصداق تحریف، عملکرد فریبکارانه مدعیان اصلاحات است که دشمن تحریم‌‌کننده را بزک می‌کنند، با آدرس غلط و بی‌توجهی به لزوم احیای ظرفیت‌های کشور، خائنانه بر طبل مذاکره و انفعال می‌‎کوبند و با غافل فرض کردن افکار عمومی، بی‌اعتنایی به تجربه عبرت‌آموز برجام و سر‌و‌ته یک کرباس بودن دموکرات و جمهوری‌خواه در آمریکا، ستاد انتخاباتی بایدن در تهران می‌شوند.


نام:
ایمیل:
* نظر: