يکشنبه ۳۱ شهريور ۱۳۹۸ - ۰۰:۴۶
کد خبر: ۱۵۴۲۲۰
تاریخ انتشار: ۱۷ بهمن ۱۳۹۷ - ۱۹:۰۱

 
  گردآوری و تنظیم: محسن قربانیان
در بخش نخست این نوشتار به برخی از جلوه‌های انس با قرآن در سیره نظری و عملی امام راحل(ره) پرداختیم. اینک در ادامه به جلوه‌های دیگری از شخصیت قرآنی امام خمینی(ره)‌اشاره می‌کنیم.
***
1- محافظ قرآن
از همان کودکی حفظ قرآن را شروع کرده بود. با یک علاقه و شور و شوق عجیبی سوره‌های قرآن را از بر کرده بود. «سیّدروح الله» قرآن را حفظ می‌کرد و قرآن شد حافظ او. آن روزها هیچ کس فکرش را هم نمیکرد، این طفل مکتب قرآنی ملاابوالقاسم، روزی بشود «بزرگ محافظ قرآن» در قرن حاضر! (مجله پاسدار اسلام، ش 86، به نقل از آیت‌الله پسندیده)
2- دفاع از مظلوم
اوّلین مرجع تقلیدی كه قاطعانه از مردم فلسطین دفاع کرد و در مقابل رژیم غاصب اسرائیل موضع سخت گرفت و برای كمك به چریكهای فلسطینی مجوز زكات را داد، امام بود. (صحیفه امام، ج2، ص 199)
نگاهش به این آیات بود: «وَمَا لَكُمْ لاَ تُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاء وَالْوِلْدَانِ.»
(چرا در راه خدا و در راه مردان و زنان و كودكاني كه به دست ستمگران تضعيف شده‏اند، پيكار نمي‏كنيد!؟) (نساء/75)
3- ثواب قرائت قرآن
به امام نامه نوشت. پرسیده بود: «آقا من میتوانم زبان عربی را بخوانم، ولی معنایش را نمیفهمم. اگر كسى قرآن به عربى بخواند و معنى آن را نفهمد، باز هم ثواب دارد!؟»
امام جواب داد: «ثواب قرائت‏ قرآن‏ منوط به درك معناى آن نيست، اگرچه خوب است سعى شود تا معنى آن را درك نمايد تا از ارشاد و علوم آن بهره‏مند گردد.» (استفتائات، ج1، ص 337)
4- تربیت قرآنی
نامش را همیشه با احترام یاد میکرد و عظمت. می‌گفت: «مدرّس بزرگ». مردی که در نظرش، مطابق تعالیم قرآنی تربیت شده بود: «يك آدم اگر موافق تعليم‏ قرآن‏ درست شود، يكوقت مى‏بينيد كه يك «مدرّس» از كار در مى‏آيد... كه جلوى قدرت رضاشاه، آن قدرت شيطانى مى‏ايستد، تنها.»
می‌گفت: «من مدرّس را ديده بودم و در جوانی منزل ايشان مكرّر می‌رفتم.» (صحیفه امام، ج7، ص 415)
5- صدام رفتنی است!
16 مهرماه سال 1359.
عدّه‌ای از جوانان انقلابى عراق‏ آمده بودند جماران. امام آن روز خیلی کوتاه صحبت کرد، امّا همه چیز را برای‌شان گفته بود. اوّل این آیه خواند: «وَ قاتِلُوا الْمُشْرِكِينَ كَافَّةً.» (توبه-36) بعد رو کرده بود به آن جوانهای پرشور و گفته بود: «ان شاء‌اللَّه خداوند تبارك و تعالى به شما قدرت بدهد و اين شخص كثيف را از مملكت خودتان دور كنيد. خداوند با شماست و شما پيروز هستيد و اين حكومت رفتنى است، إن شاء اللَّه.»(صحیفه امام، ج13، ص 260)
سال 1380، «صدام» رفت و «حکومت بعث» در عراق از هم پاشید.
6- چشم برای تلاوت قرآن
در نجف چشمهای امام ناراحتی پیدا کرده بود. پزشک آوردیم. امام را معاینه کرد و گفت: «آقا! شما باید چند روزی قرآن نخوانید و به چشم‌تان استراحت بدهید!» امام لبخند زد و گفت: «دکتر! من چشمم را برای قرآن خواندن می‌خواهم، چه فایده‌ای دارد که چشم داشته باشم و نتوانم بخوانم! شما یک کاری کنید که من بتوانم قرآن بخوانم!»(برداشت‌هایی از سیره امام(ره)، غلامعلی رجایی، ج3، ص6)
7- در‌اشتباه هستید...
از: روح‌الله الموسوی الخمینی.
به: اسدالله عَلَم، نخست‌وزیر.
موضوع تلگراف: هشدار در رابطه با حذف شرط سوگند به قرآن در لايحه انجمنهاى ايالتى و ولايتى‏.
«...اگر گمان كرديد مى‏شود با زور چند روزه‏، قرآن كريم را در عرض «اوستا»ى زرتشت، «انجيل» و بعض كتب ضالّه قرار داد و به خيالِ از رسميّت انداختن قرآن كريم تنها كتاب بزرگ آسمانى چند صد ميليون مسْلم جهان افتاده‏ايد و كهنه‏پرستى را مى‏خواهيد تجديد كنيد، بسيار در‌اشتباه هستيد...»
 و السلام على من اتبع الهدى.(صحیفه امام، ج1، ص90)
8- بذل جان
«اگر معروف يا منكر از امورى باشد كه شارع مقدس به آن اهميّت زياد مى‏دهد مثل اصول دين يا مذهب و حفظ قرآن‏ مجيد و حفظ عقايد مسلمانان يا احكام ضروريه، بايد ملاحظه اهميّت شود و مجرّد ضرر، موجب واجب نبودن نمى‏شود، پس اگر حفظ عقايد مسلمانان يا حفظ احكام ضروريه اسلام بر بذل جان و مال توقف داشته باشد، واجب است بذل آن.»
(رساله عملیّه امام، شرایط امر به معروف و نهی از منکر، مسئله 2792.)
9- مایه سیادت
«گلادستون» نخست وزير انگلستان در اواخر قرن نوزدهم ميلادى، قرآن را در یکی از مجالس خودشان دست گرفته بود و توهینی هم به آن کرده بود و گفته بود: «تا اين بين مسلمانان است، انگلستان نمى‏تواند بر آنها سيادت كند!» امام بارها این جمله را در سخنرانیهایش نقل کرده بود. هشدار میداد که مبادا از قرآن جدا شویم. میگفت: «مایه سیادت ما همین قرآن است.» (صحیفه امام، ج13، ص360)
10- تلاوت در تبعید
شاه، امام را تبعید کرده بود ترکیه. درست بعد از وقایع 15 خرداد 1342. امام نزدیک یک سال آنجا بود، دور از خانواده و دوستان. قرآن انیس خلوت و تنهایی‌های امام بود. صاحب‌خانه امام گفته بود: «در این مدت هرگز از کم و کیف غذا شکایت نکرد. هنگام هواخوری همواره می‌کوشید برای مردم مزاحمتی پیش نیاورد. با بچه‌ها مهربان بود. بچه‌ها او را بابا صدا می‌زدند. به خواندن نماز و قرآن توجه ویژه داشت و همه این کارها در ساعت مقرر انجام می‌شد.»
(الف لام خمینی، هدایت الله بهبودی، ص 501)
11- ثابت قدم باشید!
یک آیه، يك وصيّت. برای ملّت شريف ايران.
- «به ملّت عزيز ايران توصيه مى‏كنم كه نعمتى كه با جهاد عظيم خودتان و خون جوانان برومندتان به دست آورديد، هم‌چون عزيزترين امور، قدرش را بدانيد و از آن حفاظت و پاسدارى نماييد و در راه آن، كه نعمتى عظيم الهى و امانت بزرگ خداوندى است، كوشش كنيد و از مشكلاتى كه در اين صراط مستقيم پيش مى‏آيد، نهراسيد كه‏: إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ وَ يُثَبِّتْ أَقْدامَكُمْ.» (صحیفه امام، ج 21، ص 412)
12- با قرآن آشنا شو!
8 اردیبهشت 1361 به فرزندش احمد آقا نامه‌ نوشت. نامه‌ای سراسر اخلاقی و عرفانی برای نصیحت فرزند:
- «فرزندم! با قرآن اين بزرگ كتاب معرفت آشنا شو اگر چه با قرائت آن؛ و راهى از آن به سوى محبوب باز كن و تصوّر نكن كه قرائت بدون معرفت اثرى ندارد كه اين وسوسه شيطان است. آخر، اين كتاب از طرف محبوب است براى تو و براى همه كس، و نامه محبوبْ محبوب است اگر چه عاشق و محبّ، مفاد آن را نداند و با اين انگيزه، حبّ محبوب كه كمال مطلوب است، به سراغت آيد و شايد دستت گيرد.» (صحیفه امام، ج 16، ص 211)
13- عصایت را بردار!
- «هى ما قرآن را خوانده‏ايم كه فرعون‏ كذا و كذا، موسى‏ كذا و كذا! تدبّر نكرديم كه خوب، آن چيزى كه گفته براى چه گفته. براى اين كه تو هم مثل موسى باش نسبت به فرعون‏ عصرت، تو هم عصايت را بردار مخالفت كن با اين مردك!» (صحیفه امام، ج 3، ص 349)
* سرّ تکرار در قصّه‌های قرآن، مخصوصاً قصّه موسی(ع) و فرعون، در بیان امام.
14- سزای سوزاندن قرآن!
گزارش شماره 457 مورّخ 31/2/1342.
«ساواک قم» در گزارش خود به ریاست «ساواک تهران» نوشته بود: «به استحضار می‌رساند در تاریخ فوق، سه نفر از مالكين لرستان با [امام] خمینی ديدار کردند که يكى از آن‌ها پس از ديدار از مدرسه فيضيه گفت: «شاهى كه دستور مى‏دهد يك عدّه لامذهب و مخالف اسلام بريزند در مدرسه فيضيه و آن را خراب كنند، بدون شك خودش هم مخالف با اسلام است.»
[امام] خمینی در پاسخ اظهار داشت: «اگر مخالف نمى‏بود، قرآن را آتش نمى‏زد! وقتى كه رئيس سازمان امنيت ... و رئيس شهربانى ... دستور دهند قرآن را آتش بزنند و دعا را لگدكوب كنند و پاسبانان را به پشت بام بفرستند، تا با آجر به سر و كلّه روحانيون و طلاب بزنند، آيا اين‌ها مخالف با دين مقدّس اسلام نيستند؟ بالاخره روزى حساب اين‌ها را خواهيم رسيد. اگر زنده ماندم، مى‏دانم با اين‌ها چه معامله‏اى بكنم.» (صحیفه امام، ج 1، ص 231)
15- انجمن اسلامی ایران!
10 شهريور 1358 بود. اعضای انجمن اسلامى نيروى هوايى‏ برای ملاقات آمده بودند. امام آن‌ها را به تلاش بیشتر در راه «تبلیغ قرآن» تشویق کرد و گفت: «اين قرآنی ‏ كه ما داريم، هيچ كس در دنيا ندارد، اين را معرّفى كنيد.» بعد هم یک راهکار عملی به آن‌ها داده بود: «كارشناسهای قرآنی و اسلامی را پيش خودتان ببريد و از آنها استفاده كنيد و اين را توسعه بدهيد كه يك وقت انشاءاللَّه ايران بشود، انجمن اسلامى ايران!» (همان، ج 9، 380)
16- اتّحاد اسلام
مهمان‌های خارجی که می‌آمدند، امام این آیه را می‌خواند: «وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً وَ لا تَفَرَّقُوا»  آل عمران - 103 رو می‌کرد به جمعیّت و می‌گفت: «اگر مسلمین همين يك آيه را عمل كنند، تمام مشکلات اجتماعى و سياسى و اقتصادى و همه چيزشان رفع مى‏شود.» (همان، ج 13، 275)


نام:
ایمیل:
* نظر: