چهارشنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۷ - ۲۰:۲۴
کد خبر: ۱۴۶۶۴۵
تاریخ انتشار: ۱۹ آبان ۱۳۹۷ - ۲۱:۰۶
جرعه های معرفت-شرح حدیث معصومین (ع) در کلام رهبر انقلاب
عن امیرالمومنین(ع) انه قال رسول‌الله(ص): القلوب اربعهًْ : قلب فیه ایمان و لیس فیه قرآن، و قلب فیه ایمان و قرآن، و قلب فیه قرآن و لیس فیه ایمان، و قلب لاایمان فیه و لا قرآن؛ فاما الاول کالتمرهًْ طیب طعمها و لا طیب لها، و الثانی کجراب المسک طیب ان فتح و طیب ان وعاه، و الثالث کالاشنهًْ  طیب ریحها خبیث طعمها، و الرابع کالحنظلهًْ خبیث ریحها و طعمها.(1)
«امیرالمومنین (ع) از قول پیامبر(ص) نقل می‌کنند که فرمود: چهار جور دل در میان جامعه ایمانی وجود دارد: دلی که ایمان دارد اما از معارف قرآن بی‌بهره است، دلی که هم برخوردار از ایمان است و هم برخوردار از معارف و نور قرآن، دلی که معارف قرآنی را بلد است اما ایمان ندارد و دلی که نه ایمان دارد و نه قرآن در آن است. اما آن اولی مانند خرما است که خودش شیرین است اما عطری که دیگران هم استفاده کنند ندارد؛ دومی مانند ناقه مشک است،‌ اگر بازش کنی معطر است، بازش هم نکنی معطر است؛ سومی مانند گل سنگ است که ظاهر خوبی دارد اما طعم آن تلخ است و چهارمی مانند حنظل است که هم عطر و بوی او و هم طعمش خبیث است.»
القلوب اربعهًْ؛ [امیرالمومنین (ع) از قول پیامبر (ص) می‌فرماید:] چهار جور دل انسانی در میان مومنین یعنی در میان جامعه ایمانی داریم:
- قلب فیه ایمان و لیس فیه قرآن؛ یک دلی هست که ایمان دارد اما از معارف قرانی بی‌بهره است.
- و قلب فیه ایمان و قرآن؛ دل‌هایی هم هستند که هم برخوردار از ایمانند، هم برخوردار از معارف قرآن و نور قرآنند.
- و قلب فیه قرآن و لیس فیه ایمان؛ دل‌هایی هم هست که معارف قرآنی را بلدند اما ایمانی ندارد؛ می‌بافند و می‌گویند، اما ایمانی در این دل‌ها نیست؛ علم هست، ایمان نیست.
- و قلب لا ایمان فیه و لا قرآن؛ دل‌هایی هم هست که نه ایمان [دارند] و نه قرآن.
- فاما الاول کالتمرهًْ  طیب طعمها و لا طیب لها؛ مثل آن قلبی که ایمان دارد ولی قرآن ندارد، مثل خرما است؛ خودش شیرین است- برای خودش خوب است- اما عطری که دیگران هم از آن استفاده کنند،‌ در آن نیست.
- و الثانی کجراب المسک طیب آن فتح و طیب ان وعاه؛ دومی که هم ایمان دارد،‌ هم قرآن دارد، مثل نافه مشک است؛ بازش هم بکنی معطر است، بازش هم نکنی معطر است؛ فضا از وجود آن عطرآگین است.
- و الثالث کالاشنهًْ طیب ریحها خبیث طعمها؛ «اشنه» را اینجا معنا کرده است به «شی یلتف علی شجر البلوط و الصنوبر کانه مقشور من عرق و هو عطر ابیض». اما در لغت به معنای گل سنگ (است)؛ گلی که روی سنگ‌ها هست- یک چیز این جوری است [حضرت می‌فرماید:] آن کسی که قرآن دارد اما ایمان ندارد، عطری دارد که یک عده‌ای از آن عطر یک بهره‌ اندکی می‌برند اما اگر خواستی از آن استفاده کنی و بخوری، ‌تلخ است؛ طعمش خبیث است. حالا اگر سنگ را بگیریم، ظاهر خوبی دارد اما باطنش هیچ چیز نیست؛ نه گل است نه گیاه است،‌ نه هیچ چیز؛ [مثل] این زرق و برق ظاهری لفاظی که انسان در بعضی مشاهده می‌کند، که غالبا هم بی‌برکت است این لفاظی‌هایی که از ایمان برنمی‌خیزد؛ بله، معارف قرآنی را بلد است؛ یک چهار کلمه از قرآن و حدیث یک چیزهایی سر هم می‌کند اما هیچ برکتی در آن وجود ندارد.
- و الرابع کالحنظلهًْ خبیث ریحها و طعمها؛ و آن که نه ایمان دارد و نه قرآن، مثل حنظل [است]؛ هم بوی آن بد و خبیث است، هم طعم آن خبیث است.
* شرح حدیث در ابتدای درس خارج؛ 83/9/16 به نقل از کتاب نسیم سحر
ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- نوادر راوندی، ص 90


نام:
ایمیل:
* نظر: