يکشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۷ - ۰۶:۵۲
کد خبر: ۱۳۶۷۸۷
تاریخ انتشار: ۲۰ تير ۱۳۹۷ - ۱۹:۱۹


  در مطلب حاضر نویسنده ضمن تبيين غريزه خشم و آثار و پيامدهاي آن، به شيوه‌ها و راهكارهايي در رابطه با چگونگي كنترل و تعديل غريزه خشم و پرخاشگري ‌اشاره کرده است.
***
مفهوم خشم و ضرورت وجود آن در انسان
خشم در اصل نيرويي است دفاعي كه براي دفاع از خود يا پاسداري از حق در نهاد انسان گذارده شده، اما اگر از محور اصلي خويش خارج شود، تبديل به يكي از رذايل بزرگ اخلاقي مي‌شود و رذايل ديگري را به همراه مي‌آورد. بنابراين اگر خشم در جهت پاسداري از حق و دفاع از چيزي باشد كه دفاع از آن عقلاً و شرعاً ضروري است، از جمله فضايل اخلاقي است امّا اگر بر مبناي خودخواهي به وجود آيد، مادر بسياري از رذايل مي‌شود. بنابراين كسي كه هرگز خشم به سراغ او نمي‌آيد و در برابر تمامي صحنه‌ها بي‌تفاوت و آرام است، او انسان كاملي نيست. خشم در مواجهه با ظلم و تعدي و در مقام دفاع از حقيقت، به شرطي كه شكل افراطي به خود نگيرد و انسان را از محور اعتدال خارج نكند، ناشي از بيداري دل و حساسيت در برابر حق و باطل است.
خشمي كه بر اساس خودخواهي به وجود مي‌آيد، بارزترين شكل خشونت روحي است و در صورتي كه شخص قدرت بر انتقام داشته باشد، او را وادار به اعمال خشونت مي‌كند و اگر شخص قدرت بر انتقام يا فرونشانيدن آتش غضب از روي اختيار نداشته باشد به درون او گريخته و به صورت عقده‌هاي روحي در قالب «كينه» در مي‌آيد.
اين كينه دروني كه حالت تغيير شكل يافته غضب است، به صورت‌هاي مختلف، بر حسب شرايط بيروني، ظاهر مي‌شود كه مهم‌ترين آنها حسد، غيبت و دروغ و تهمت، شماتت و تحقير و بدزباني، شدت عمل و به طور كلي بدخلقي، ستم و آزار و تضييع حق و امثال آن است.
به هر حال، خشم و كينه از آن جهت كه تعادل روحي انسان را به هم مي‌زند، او را از محور حق و عدل خارج مي‌سازد و بر اين اساس، از فضايل و كمالاتي چون رفق و نرمي در رفتار، مدارا با ديگران، عفو و گذشت، حسن خلق و حسن معاشرت محروم و بي‌نصيب مي‌گردد و خوي پرخاشگري و درندگي به تناسب شدت و ضعف اين رذيله اخلاقي بر او حاكم مي‌شود.[1]
آثار و پيامدهاي ناگوار خشم
همان گونه كه گذشت، نيروي خشم، ‌اگر از محدوده ضرورت فراتر و از كنترل اراده آدمي خارج شود، همچون آتشي سوزان يا سيلي بنيان‌كن، هر چه را بر سر راه خود بيابد، مي‌سوزاند و تباه مي‌كند و پيامدهاي شومي را نخست براي صاحبش و سپس براي ديگران به ارمغان مي‌آورد. علي ـ ع ـ در اين باره فرمود: «خشم آتشي سوزانده است، هر كه آن را فرو خورد، خاموشش ساخته و هر كه آزادش گذارد، خود او، ‌اوّل كسي است كه در شعله‌اش مي‌سوزد.[[2
در ادامه به برخي از پيامدهاي ناگوار خشم از منظر روايات معصومين ـ عليهم السّلام ـ‌ اشاره مي‌كنيم:
1. تيرگي عقل: انسان تا زمام امورش در اختيار عقل است، جز در مسير مصلحت خويش گام بر نمي‌دارد، ليكن افراط در خشم، چراغ نوراني عقل را تيره و بي‌فروغ مي‌سازد و انسان، بي ‌چون و چرا در خط فرمان نيروي بي‌شعور خشم مي‌گذارد و ديگر مصلحتي نمي‌بيند تا به سويش گام بردارد. امام علي ـ ع ـ فرمود: «خشم خردها را تباه مي‌كند و آدمي را از مسير درست دور مي‌سازد».[3]
2. ويرانگري و تبهكاري: اگر انسان خشمگيني را كه لجام عقل را گسيخته و سراپاي وجودش را آتش غضب مشتعل ساخته، به ديوانه‌اي زنجيري يا درنده‌اي وحشي تشبيه كنيم، گزاف نگفته‌ايم. او نه گوش شنوايي دارد كه نصيحت و سخن حق در آن نفوذ كند و نه چشم بينا و واقع‌بيني دارد كه راه را از بيراهه تشخيص دهد و نه فكر روشني دارد كه قدرت دسته‌بندي امور جزيي و استنتاج عقلي را از آنها داشته باشد.
او هر كه و هر چه را كه مانعي بر سر راه خواهش‌هاي كور و دور از منطق خود بيايد، آسيب رساند و ويران مي‌كند. حضرت علي ـ ع ـ فرمود: «خشم شديد، منطق را تغيير مي‌دهد، ارتباط اجزاي استدلال را قطع و موجب پراكندگي فهم و فكر مي‌شود».[4]
3. پشيماني: به‌تدريج با فرو نشستن شعله‌هاي خشم، ديدگان شخص به روشني مي‌گرايد، قدرت تفكر و انديشه او به كار مي‌افتد و آنچه را كه در دوره كوتاه تسلط خشم، بر او گذشته به ارزيابي مي‌نشيند. سخنان زشت، نسبت‌هاي ناروا، پرده‌دري‌ها، خارج شدن از چارچوب فضايل انساني، ارتكاب جرم، جنايت جبران‌ناپذير و... تصوير زشتي براي هميشه در ذهنش به جا مي‌گذارد، تصويري كه اگر محكمه قاضي و مجازاتي هم در كار نباشد، يادآوري آن پيوسته او را عذاب خواهد داد كه: «چرا چنين كردم؟!... اي كاش بر خود مسلط بودم و... او پشيمان است و افسوس مي‌خورد، ولي ديگر پشيماني سودي ندارد. از همين رو امام علي ـ ع ـ فرمود: «ايّاك و الغضَبَ فاوّلُهُ جنُونٌ و اخرهُ ندمٌ؛ از خشم دوري كن كه آغازش ديوانگي و پايانش پشيماني است.»[5]
روش‌هاي كنترل و درمان خشم
براي مهار خشم و درمان آن، بايد انگيزه‌هايي را كه موجب پيدايش خشم مي‌شود بشناسيم. علل و عواملي كه ممكن است زمينه‌ساز خشم شوند يا آن را تشديد كنند، بسيارند. ولي مي‌توان آنها را به دو گروه كلي تقسيم كرد:
1. عوامل دروني كه ريشه آنها به خود شخص برمي‌گردد و از درون وجود او سرچشمه مي‌گيرد، مانند كبر، عجب، حرص، حسد، شوخي‌هاي ركيك و....
2. عوامل بيروني كه از خارج موجب انگيزش خشم انسان مي‌شود.
عوامل دروني را بايد با خودسازي و تزكيه نفس ريشه‌كن ساخت. ولي عوامل خارجي را چون هم گسترده‌اند و هم در اختيار ما نيستند، كمتر مي‌توان كنترل كرد. با وجود اين، انسان بايستي اراده خود را طوري تقويت كند و بر غريزه خشم خويش طوري مسلط شود كه اين غريزه در چنين مواقعي تابع عقل و اراده او شود، نه حاكم بر آن.[6]
آنچه ذكر شد، مربوط به ريشه‌كن‌سازي اسباب و عللي است كه خشم را بر مي‌انگيزد و موجب بروز آن مي‌شود، ليكن بايد ديد اگر با رعايت مسائل فوق، باز هم نيروي غضب تهييج شد و آتش خشم زبانه كشيد، چه بايد كرد؟
در اين خصوص دستورات جزيي‌تري از اولياي بزرگوار اسلام رسيده كه برخي را يادآور مي‌شويم:
1. يادآوري فضيلت كظم غيظ، عفو و بردباري و نيز پاداش عظيمي كه خداي متعال براي دارندگان اين صفات تعيين كرده، ‌از جمله اينكه پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمود: من كفّ غضبهُ كفّ الله عنهُ عذابه؛ آن كه خشم خود را باز دارد، خداوند عذاب خود را از او باز خواهد داشت.[7]
2. يادآوري عظمت عذاب الهي، گستردگي قدرت و حاكميت او و اينكه توانايي انسان بر كسي كه مورد خشم او قرار گرفته، در برابر قدرت لايزال خداوند نسبي و ناچيز است و نياز او به عفو و اغماض الهي به مراتب بيشتر از نياز مردم به عفو اوست. در اين باره امام صادق ـ ع ـ چنين فرمود: «در تورات نوشته شده: اي فرزند آدم، مرا به هنگام خشم خويش به ياد آور تا تو را به هنگام خشم خود ياد آورم».[8]
3. پناه بردن به خدا از شر شيطان و وسوسه‌هاي او، به اينكه بگويد: «اَعوذُ بالله من الشّيطانِ الرّجيم»و اين دستوري است كه گاهي رسول خدا به افراد خشمگين مي‌فرمود.[9]
4. وضو گرفتن يا غسل كردن با آب سرد نيز در فرو نشاندن آتش خشم مؤثر است. پيامبر اكرم ـ ص ـ فرمود: «اذا غضبَ احدُكُم فليتوَضّا بالماءِ الباردِ، فانّ الغضبَ منَ النّار؛ هر گاه يكي از شما را خشم فراگرفت، با آب سرد وضو بگيرد، زيرا خشم از آتش است.[10]
5. سكوت و آرامش نيز در پيشگيري از خشم مؤثر است. علي ـ ع‌ـ فرمود:‌«و داووا الغضب بالصّمت؛ خشم را با سكوت درمان كنيد».[11]
6. تغيير وضعيت از حالت ايستاده به نشسته يا به عكس نيز در برخي از روايات توصيه شده است. امام باقر ـ ع ـ فرمود: «ايّما رجلٍ غضبَ و هُو قائمٌ فليجلس، فانّهُ سيذهبُ عنهُ رجز الشيطانِ و ان كانَ جالساً فليقُم؛ هر كه در حال ايستاده خشمگين شد، زود بنشيند، با اين كار، وسوسه شيطان از بين مي‌رود و نيز اگر نشسته است، زود برخيزد.[12]
بنابراين، غريزه خشم و غضب نيز مانند ديگر غرايز انساني، نيرويي كور و بي‌شعور مي‌باشد كه تنها ارضاي خود را مي‌طلبد واگر تحت رهبري عقل قرار گيرد و در جاي خود، به اندازه صحيح اعمال شود، مايه خوشبختي و سعادت بوده و آدمي در شئون مختلف زندگي، از فوايد آن بهره‌مند مي‌شود و اگر خودسر و بي‌قيد و بند باشد و در راه غلط و خلاف مصلحت به كار افتد و لجام‌گسيخته عمل کند، باعث فساد و تباهي مي‌شود و مصيبت‌هاي سخت وجبران‌ناپذيري به بار مي‌آورد. از اين رو،‌
امام سجاد ـ ع ـ فرو خوردن خشم و قدرت خاموش كردن آتش آن را به عنوان زيور صالحان و زينت تقواپيشگان، از درگاه خداوند خواسته، عرض مي‌كند:«و حلّني بحيلهًْ الصّالحين و البسني زينهًْ المتّقين في بسط العدل و كظم الغيظ و إطفاء النّائرهًْ؛ بارالها! مرا به زيور صالحان بياراي و زينت متّقين را به من بپوشان، تا عدل را گسترش دهم و خشم را فرو نشانم و شعله‌هاي سوزان دشمني را خاموش سازم».[13]
مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم
پي‌نوشت‌ها:
[1]. سادات، محمدعلي، اخلاق اسلامي، تهران، سمت، چاپ ششم 1368، ص 209 ـ 210.
[2]. محمدي ري‌شهري، محمد، ميزان الحكمه، ج 9، حديث 15005.
[3]. همان، حديث 15010.
[4]. مجلسي، محمدباقر، بحارالانوار، ج 71، ص 428.
[5]. ميزان الحكمهًْ، ج 9، حديث 15008.
[6]. آداب معاشرت اسلامي، قم، مركز تحقيقات اسلامي سپاه، چ سوّم، 1379، ص 179 ـ 180.
[7]. مجلسي، محمدباقر، ج 73، حديث 7، ص 263.
[8]. كليني، كافي، ج 2، ص 304.
[9]. القمي، شيخ عباس، سفينهًْ البحار، ج 2، ص 319.
[10]. ميزان الحكمه، ج 9، ص 4340، حديث 15061.
[11]. آمدي، غرر الحكم، حديث 5155.
[12]. مجلسي، محمدباقر، بحارالانوار، ج 73، ص 264.
[13]. صحيفه سجاديه، دعاي مكارم‌الاخلاق.


نام:
ایمیل:
* نظر: