يکشنبه ۰۶ اسفند ۱۳۹۶ - ۰۳:۱۷
کد خبر: ۱۲۶۳۰۵
تاریخ انتشار: ۲۵ بهمن ۱۳۹۶ - ۲۱:۴۰


گفت: چند روز قبل پادشاه سعودی دستور داده بود که همه مفتی‌های وهابی همراه با کارکنان ادارات و معلمان و... نماز باران بخوانند.
گفتم: «خونه خرس و بادیه مس»؟ با آن‌همه جنایت انتظار دارند به دعای آنها باران هم بیاید؟!
گفت: اتفاقاً، دیروز طوفان شدید و کم سابقه شن وزیدن گرفت و تمام فرودگاه‌ها و بازارها و خیابان‌های عربستان را فلج و تعطیل کرد!
گفتم:‌ حالا که این‌قدر مستجاب‌الدعوه هستند! کاش برای سلامتی آل‌سعود هم یک دعایی می‌کردند!!
گفت: ایول، فکرش را بکن که چی می‌شد!
گفتم: اسب یکی از خان‌های فاسد و فاجر مریض شده بود، به مباشرش گفت؛ دو رکعت نماز بخواند و دعا کند که خوب شود، ولی از قضا اسبش مرد! چند روز دیگر گاوش مریض شد و مباشر خان بازهم دعا کرد ولی گاو خان هم مرد! خان که حسابی عصبانی شده بود، مباشر را به باد ناسزا گرفت و مباشر گفت؛ کاری نکن که دو رکعت هم خرج تو کنم!


نام:
ایمیل:
* نظر: