شنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۶ - ۰۲:۱۴
کد خبر: ۱۱۸۷۱۷
تاریخ انتشار: ۲۲ آبان ۱۳۹۶ - ۲۰:۲۴

آیا يك زن در جامعه اسلامي هميشه بايد در حالت محبوس قرار داشته باشد؟ اين مسئله در زماني كه جامعه اسلامي عميقاً نيازمند قاعده‎مند ساختن ميزان مشاركت زنان در عرصه‎هاي اجتماعي ـ سياسي مي‎باشد، اهميت ويژه‎اي مي‎يابد، زيرا زنان مسلمان از يك طرف با رويكردي از جايگاه زن در غرب مواجه هستند كه بر مبناي تشابه حقوق زن و مرد بر حضور بي‎قيد و شرط زنان در تمامي عرصه تأكيد مي‎ورزد؛ و از طرف ديگر با نگرش تفريطي روبرو مي‎باشند كه با تكيه بر برخي تفاوت‎هاي بيولوژيك بين زن و مرد، تنگ نظرانه و بي‎منطق كاركردهاي متفاوتي را براي هر يك تعريف نموده و زن را طفيلي، زير دست و فرو دست مرد و اسير در خانه شوهر مي‎داند و حضور او را در عرصه‎ اجتماعي به صلاح نمي‎بيند. رويارويي دو نگرش افراطي و تفريطي، جامعه اسلامي زنان را در معرض چالش قرار مي‎دهد، كه آيا زن در جامعه اسلامي همواره بايد مانند يك زنداني زندگي كند، يا او مي‎تواند در پرتو آموزه‎هاي ديني و حفظ كرامت خود در عرصه‌هاي علم، سياست و اقتصاد نيز فعال باشد و از حصار مستحكم فرهنگ ديني پاسداري كند؟
در اين رابطه، امروزه سه رويكرد عمده در جهان و جامعه اسلامي وجود دارد كه به شرح زير مي باشد:
رویکردهای سه گانه به حضور اجتماعی زنان
1. رويكرد راديكال
اين رويكرد كه با تكيه بر عدم تفاوت بين جنسيت زن و مرد بر يكساني و تشابه حقوق زنان و مردان پاي مي‎فشارد، خاستگاه غربي دارد و بازتاب افراطي نگرش سنتي نسبت به زن در جهان غرب مي‎باشد. نگرش مزبور كه از سده هفدهم ميلادي شكل گرفت، در اكثر اسناد و مدارك بين المللي از جمله منشور سازمان ملل متحد،[1] اعلاميه جهاني حقوق بشر[2] ميثاق بين‌المللي حقوق مدني و سياسي[3]، و بويژه كنوانسيون محو كليه‌اشكال تبعيض عليه زنان [4] مورد تأكيد قرار گرفته و جنبش‎هاي طرفدار حقوق زن از آن حمايت مي‎كنند، در كشورهاي اسلامي نيز دگرانديشان و گروههاي راديكال از آن تبليغ مي‎كنند و خواهان مشاركت مطلق زنان در تمامي عرصه‎هاي اجتماعي هستند.
2. رويكرد سنّتي
رويكرد سنّتي بر مبناي تفاوت‎هاي بيولوژيك بين زن و مرد بر نوعي تقسيم كار كلاسيك بين زنان و مردان اصرار مي‌ورزد. ريشه تاريخي اين نگرش به ساختار زندگي قبيله‎اي در دوران گذشته باز مي‎گردد؛ زماني كه مرد در سطح خانواده و قبيله از اقتدار بلامنازع برخوردار بوده و زن به مثابه موجود ناتوان در استخدام مرد و حمايت او قرار داشته است. براساس اين رويكرد حيطه فعاليت زن فقط در خانه است و او حق ندارد وارد عرصه اجتماع و سياست شود. سابقه اين نگرش را در تمامي جامعه‎ها (اسلامي و غيراسلامي) مي‎توان ديد، براي مثال در جهان غرب تا سده هفدهم ميلادي،‌ جريان مردسالاري حاكميت مطلق داشت، از آن زمان نگرش راديكالي شكل گرفت كه در بالا مورد‌اشاره قرار گرفت. در جهان اسلام نيز به دليل اينكه برخي از آموزه‎هاي شريعت به ظاهر با نظريه منع حضور زن در عرصه اجتماع موافق مي‎نمود،‌ اين نگرش تا حدود زيادي رسوخ كرد و در بستر زمان به عنوان يك تفكر اسلامي نسبت به زن مورد پذيرش قرار گرفت و طرفداران آن دلايلي هم بر مدعايشان ارائه كرده‎اند.
3. رويكرد تكامل مدار
اين رويكرد بر مبناي تكامل گرائي زنان، نگرش‌هاي پيشين را افراط‌گرا يا تفريط‌گرايانه دانسته و با موازين شرع و فرهنگ حاكم بر جامعه اسلامي ناسازگار مي‎بيند و معتقد است كه سعادت جامعه انساني در پرتو توازن ميان زن و مرد و قرار گرفتن هر يك در جايگاه مناسب خود، تأمين مي‎ شود، نه در تقابل كه سنت‌گرايان گفته‎اند و نه در تشابهي كه جهان غرب بر آن تأكيد دارد. براساس اين رويكرد كه بيانگر نگرش اسلام نسبت به زن است، زنان مانند مردان در عرصه‎ اجتماعي پايگاه و موقعيت مناسب دارند و مسئوليت‎هاي اجتماعي متعددي به طور يكسان متوجه زن و مرد مي‎باشد.[5]
از اين منظر، زن مانند مرد رسالت الهي و انساني دارد،‌ افق انديشه و حساسيت زن نبايد در خانه محصور بماند، بلكه فراتر رود و ‌نگرش اجتماعي و وسيع‌تري داشته و نسبت به سرنوشت اسلام و مسلمانان احساس مسئوليت كند. واقع اين است كه هيچ مكتبي به اندازه اسلام نسبت به هويت واقعي زن و تغيير نگرش جاهلي (قديم و جديد) درباره وي و ارائه قوانين كامل، عنايت ندارد.
از نگاه اسلام ناديده گرفتن مجموعه عظيم انساني كه در ترقي و انحطاط جامعه نقش دارد، نه با واقعيت عيني بشر سازگار است و نه توجيه عقلاني و شرعي دارد. چنانكه رويكرد راديكال غرب را نيز نمي‎پذيرد، چون اصل يكساني و برابري زن و مرد در غرب تجربه شد و تساوي بين آن دو عملاً پاسخ مطلوب نداد. مهم‌ترين بن‌بست جهان سرمايه‎داري غرب بحران هويتي است كه زنان دچار آن شده‎اند. در نظام سرمايه‎داري غرب، زن ابزار توسعه اقتصادي و جذب سرمايه مي‎باشد نه انساني كه خواهان كمال و سعادت است.
به گفته ويل دورانت: «زن اروپايي در غفلت تفكر و تمدن جديد به بند كشيده شد كه نتوانست درك كند عامل پيشرفت هاي اقتصادي يا سودآوري هرچه بيشتر صاحبان ثروتهاي انبوه گرديده، بدون آنكه در آن سود سهيم باشد».[6]
اعتراف مونا شاون نويسنده آمريكايي در مقاله‎اي تحت عنوان «اشتباه فمنيست‎ها»نیز جالب است،‌ او مي‎نويسد: «آزادي زنان براي ما افزايش درآمد سيگار ويژه زنان، حق انتخاب براي تنها زيستن، تشكيل خانواده يك نفره، ايجاد مراكز بحران و تجاوز، اعتبار فردي، عشق آزاد، و بيماري‌هاي زنان را به ارمغان آورد و لكن در ازاي آن چيزي را به غارت برد كه خوشبختي بسياري از زنان درگير آن است و آن وجود همسر و خانواده است».[7] در يك جمله، زنان در غرب به اميد آزادي، اسارت نو را تجربه مي‎كنند.
دیدگاه اسلام درباره حضور اجتماعی زن
امّا از ديدگاه اسلام كه بر تكامل‌گرائي زن تأكيد مي‎كند، حضور زن در مسائل اجتماعي و سياسي نه تنها منعي ندارد، بلكه نشانه بلوغ و ايمان به شمار مي‎آيد، منتها مشاركت آنان آدابي دارد. به فرموده امام راحل (ره): «امروز خانم‎ها بايد وظايف اجتماعي خودشان را و وظايف ديني خودشان را عمل بكنند و عفت عمومي را حفظ كنند و روي آن عفت عمومي، كارهاي سياسي ـ اجتماعي را انجام دهند».[8] نيز در جاي ديگر خطاب به زنان بيان مي دارند: «شما بايد در همه صحنه‎ها و ميدان‌ها آن‌قدري كه اسلام اجازه داده، وارد باشيد... با حفظ عفاف با حفظ شرف».[9]
قرآن كريم صحنه‎هاي با عظمت حضور زنان را در امور سياسي و اجتماعي نقل مي‎كند، از جمله: بيعت زنان با پيامبر اكرم ـ ص ـ[10] هجرت زنان با مردان در صدر اسلام.[11] نيز سيره بزرگ زنان صدر اسلام همانند ام سلمه، حضرت زهراء ـ س ـ، زينب ـ س ـ، به‌ويژه سخنراني‎هاي زينب و كلثوم و فاطمه صغری[12] در قيام عاشورا، جلوه‎هايي از حضور مثبت و فعال زن در عرصه‎هاي اجتماعي و سياسي است.[13]
اين رويكرد كه مبتني بر آموزه‎هاي ديني است، در دوران معاصر در ايران اسلامي تجربه شد و با نگاه مثبت به زن توانست، توانايي زن را در عرصه اجتماع اثبات كند. مشاركت فعال و گسترده زنان در عرصه‎هاي گوناگون سياسي ـ اجتماعي، اين واقعيت را مبرهن ساخته كه مشاركت زنان از طريق الگوسازي مي‎تواند، سرنوشت جامعه را تغيير دهد،حضور زنان فهيم، دينمدار و مسئوليت پذير در بدنه نظام اسلامي نمونه‎اي از توانايي‎هاي زن مسلمان است.
نتيجه آنكه از ديدگاه اسلام، زن همانند مرد يك انسان است، مي‎تواند در تمامي عرصه‎هاي اجتماعي با رعايت آداب ديني كه آن هم در راستاي مصونيت اوست نه محدوديت، حضور فعال داشته باشد. در پرتو اين نگرش، با شناخت منزلت تكويني زن و تعريف صحيح از آن بايستگي مشاركت كارآمد زن در توسعه نظام ديني و شكوفايي ارزش‌هاي اسلامي كاملاً محسوس است، و بايد توسعه و تكامل اجتماعي را بر اساس توازن بين زن و مرد در نظر گرفت و در اين راه افراط و تشابه‌گرائي به همان اندازة تفريط و تقابل‌گرائي زيانبار است.
پي نوشت ها:
1.منشور سازمان ملل متحد، ماده يك بند 3.
2. اعلاميه جهاني حقوق بشر، ماده 2، 21.
3. ميثاق بين المللي حقوق مدني و سياسي، مصوب (16 دسامبر 1966).
4. كنوانسيون «محو کليه‌اشكال تبعيض عليه زنان»، ماده 7.
5. توبه/67، 68 و 71؛ ممتحنه/10؛ احزاب/35؛ نساء/124؛ ملك/23؛ اسراء/36؛ آل عمران/195؛ نمل/58.
6. ويل دورانت، لذات فلسفه، ترجمه عباس زرياب خويي، ص 154.
7و8. تبيان، جايگاه زنان در انديشه امام خميني، ص 72ـ71.
9.همان، ص 75.
10. ممتحنه/12.
11. ممتحنه/ 10.
12.سيد بن طاوس، زندگاني ابا عبدالله الحسين، ترجمه سيد محمد صحفي، ص 109ـ106، 124ـ129.
13.جوادي آملي، عبدالله، فلسفه حقوق بشر، قم، انتشارات اسراء، ص 394ـ329.
*مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم


نام:
ایمیل:
* نظر: