شنبه ۰۱ مهر ۱۳۹۶ - ۱۴:۲۷
کد خبر: ۱۱۳۷۹۲
تاریخ انتشار: ۲۱ شهريور ۱۳۹۶ - ۱۸:۰۳
ردّ خون - ۱۰

 در اگوست 1929.م، در پاى ديوار ندبه درگيرى شديد بين عده‏ زيادى از اعضاى مسلح سازمان بتار با مسلمانان روى داد، كه منجر به تظاهرات و زد و خوردهايى در روزهاى بعد شد. در نهايت، تعداد زيادى از مسلمانان و صهيونيست‏ها كشته و زخمى شدند.
اگرچه سازمان بتار در اساسنامه‏ خود ذكر كرده بود كه فعاليت عمده‏اش بر پايه‏ مسائل نظامى است؛ ولى در مواقع لازم به فعاليت سياسى نيز مى‏پرداخت. از آن موارد مى‏توان كمك به ژابوتنسكى در رسيدن به برخى از اهدافش در رابطه با تشكيلات تجديدنظرطلبان را نام برد.
ژابوتنسكى كه رهبرى سازمان تجديدنظرطلبان را به عهده داشت، طرفدار سياست تشكيل دولت يهود در فلسطين بود. ولى سازمان جهانى صهيونيسم بر خلاف او، از سياست گام‏به‏گام پيروى مى‏كرد، و از اين نظر با او همسويى نداشت. در اين مورد وقتى ژابوتنسكى ديد تلاش‏هايش به جايى نرسيد، ضمن ابراز انزجار از مقامات سازمان، عضويت خود در آن را لغو كرد، و از هم‏فكران و هوادارانش نيز خواست اين كار را انجام دهند. ولى عده‏ زيادى از هوادارانش از انجام اين عمل خوددارى كردند؛ زيرا معتقد بودند چنين كارى سبب تضعيف سازمان جهانى صهيونيسم مى‏شود.
ژابوتنسكى، به دنبال اين تجديدنظر در افكار و اعمال خود، و همچنين بحث و مجادله با هوادارانش، هنگامى كه موفق به جلب نظر آنان نشد، تصميم گرفت تشكيلات و سازمان تجديدنظرطلبان را از كسانى كه مخالف ترك سازمان جهانى صهيونيسم هستند پاكسازى كند. به دنبال اين تصميم، بدون مقدمه اعلام كرد كه اعضاى هيأت اجرايى سازمان تجديدنظرطلبان را بر كنار كرده است، و اعضاى سازمان بايد طى يك رأى‏گيرى، مخالفت يا موافقت خود را با اين عمل اعلام كنند.
«رأى‏گيرى در آوريل 1933.م انجام شد، و نتيجه‏ آن، در حالى كه انتظارش نمى‏رفت، به نفع ژابوتنسكى تمام شد. در اين رأى‏گيرى 8/93 درصد به انجام اين كار رأى مثبت دادند، و تنها 6/1 درصد با آن مخالفت كردند.»
طبق اظهاراتى كه در اين باره شده، اعضاى سازمان بتار را مى‏توان عامل اساسى كسب موفقيت ژابوتنسكى در اين كار به حساب آورد. مردخاى كاتس (Mordechai Katz)، يكى از عناصر مهم سازمان بتار علت حمايت از او را به اين صورت بيان كرد كه: چون او رهبرى يك انقلاب سودمند در جنبش صهيونيسم را به عهده داشت، و براى رهبرى انقلاب بايد جنبه‏ تقدس قايل شد؛ دستورات ژابوتنسكى را چه درست و چه غلط بايد اجرا كرد.
يكى ديگر از اقدامات سياسى سازمان بتار، عبارت بود از راهپيمايى در خيابان‏هاى شهر تل‏آويو، براى نشان دادن مخالفت سازمان با اتحاديه‏ كارگرى (هیستادروت) اين كار در سال 1933.م از سوى اعضاى سازمان بتار صورت گرفت. زيرا تجديدنظرطلبان با اهداف و اقدامات هستادروت مخالف بودند.
در 11 سپتامبر 1938.م، كنفرانس سازمان بتار دوباره در ورشو برگزار شد. در آن زمان مناخيم بگين 25 سال داشت، و با سخنرانى‏هاى مكرر و مهيج خود در طول كنفرانس، اعضاى شركت‏كننده در كنفرانس را برضد تهديدهاى آلمان تحريك مى‏كرد. در نتيجه، جوّى به وجود آورد كه اعضاى سازمان بتار خواستار تصرف سرزمين فلسطين در اسرع وقت شدند.
بگين همچنين از اعضاى سازمان خواست كه سوگند سازمانى خود را تغيير داده، و به جاى سوگند قبلى، يعنى: من فقط براى دفاع، اسلحه به دست مى‏گيرم، بگويند: من اسلحه به دست مى‏گيرم تا هم از قوم خود دفاع كنم، و هم وطنم را به پيروزى برسانم.
 اين مسأله سبب شد كه مشاجره‏اى بين بگين و ژابوتنسكى رخ دهد ولى على‏رغم آن، اعضاى بتار اصلاح سوگند را پذيرفتند، و آن را تصويب كردند. اهداف و برنامه‏هاى سازمان بتار در جريان اولين كنفرانس آن، از سوى ژابوتنسكى به اين ترتيب اعلام
شد:
1. تشكيل امپراطورى اسرائيل در دو طرف رود اردن.
2. لژيونيسم (تشكيل گروه‏هاى نظامى داوطلب).
3. انضباط شديد.
4. تحكيم منزلت قوم يهود.
5. بسيج قوا.
6. زبان عبرى.
7. مونيسم.
سازمان لِحى
پس از مرگ ژابوتنسكى، پدر روحى و فكرى سازمان ايرگون (سازمان نظامى- قومى إتسل)؛ در سال 1940.م ابراهام اشترن از سازمان فوق منشعب شد، تا گروهى كه نام خود را لِحى حيروت اِسرائيل، (مبارزه براى آزادى اسرائيل) گذاشته و به اختصار لِحى (Lehi) خوانده مى‏شود را تأسيس كند.
البته اين گروه بيشتر به نام مؤسس خود اشترن معروف شده است. علت انشعاب آن را نيز سياست مسالمت‏آميز ايرگون در قبال نيروهاى قيموميت انگليس، كه ژابوتنسكى قبل از مرگش به آن توصيه كرده بود، ذكر كرده‏اند. سياست لحى در موارد زير خلاصه مى‏شود:
«دعوت براى تشكيل ارتش يهودى مستقل، و ايجاد كميته‏ ملى شبيه حكومت موقت در زمان جنگ. همچنين ارايه‏ى طرح مناسب براى مهاجرت داوطلبانه‏ى يهوديان به فلسطين. و اعلام هدف صهيونيست‏ها، كه تشكيل دولت يهودى در دو سوى كرانه‏هاى رود اردن است؛ و تشكيل نمايندگى واحد در كنفرانس صلح.»


نام:
ایمیل:
* نظر: